دانستنی آنلاین: فلسفه زیست محیطی بحران تغییرات اقلیمی را بطور فلسفی تحلیل و به بررسی راهکارهای خروج از آن می پردازد و فلسفه هنر با ارائه هنر چرخه ای، برای ایجاد حساسیت و واکنش نسبت به این بحران نقش ایفا می نماید.
به گزارش پایگاه خبری دانستنی آنلاین، در مقاله زیر نقش فلسفه و هنر زیست محیطی جهت تحلیل و بررسی تغییرات اقلیمی به عنوان یک بحران زیست محیطی معاصر مورد بحث قرار گرفته است.
چکیده
بحران زیست محیطی که بصورت آلودگی، افزایش دما و کمبود منابع خود را نمایان می نماید و با عنوان «تغییرات اقلیمی» شناخته می شود، نه فقط طبیعت بلکه حیات انسان و تنها موجود دارای قوه معرفت شناسی را نیز بطور جدی تهدید می نماید و از راه حل فنی، مهندسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای خروج برخودار نیست. فلسفه زیست محیطی این بحران معاصر را بطور فلسفی تحلیل و به بررسی راهکارهای خروج از آن می پردازد و فلسفه هنر با ارائه هنر چرخه ای، برای ایجاد حساسیت و واکنش نسبت به این بحران نقش ایفا می نماید.
مقدمه
چالش های انسان امروز جنبه جدیدی در سایه تغییرات اقلیمی به خود گرفته است. تغییرات اقلیمی متاثر از عملکرد و رفتار انسان در ابعاد اقتصادی و صنعتی است. هرچند سازوکارهای اقتصادی و صنعتی ساخته خود بشر هستند، اما برای انسان، سبک زندگی، رفتارها و ارزش های اجتماعی و انسانی جدیدی به ارمغان آورده اند. این هدایا، مجددا بر روند شکل گیری و قالب بندی توسعه اقتصادی با تمرکز بر ارزشهای بازار تاثیر گذاشته است، در نتیجه انسان در یک فرایند چرخه ای بازگشت پذیر زندانی است که هردو سوی چرخه (از یک سو سبک زندگی و از سوی دیگر تغییرات اقلیمی است) برهم تاثیر می گذارند. بعبارتی دیگر انسان، در زندانی با دیوارهای حلقوی زندانی است که تحریک هر دیوار، دیگری را مستحکمتر می کند.
این مقاله، جهت تبیین این دو دیوار و فرایند خروج از آن در دو بخش اصلی تهیه شده است.بخش اول، بر این واقعیت اشاره دارد که تغییرات اقلیمی یک مسئله فلسفی محسوب می شود و راهکار فنی –مهندسی-مدیریتی و اخلاقی ندارد. در ادامه بخش اول براین نکته که فلسفه از قدرت حل مسئله برخودار است تمرکز شده است و در ادامه ضمن ارائه تعریفی از طبیعت، چیستی فلسفه محیط زیست نیز تبیین می شود. بخش دوم، با ارائه دسته بندی از هنر زیست محیطی و مروری اجمالی بر زیبایی شناسی با کشف گمشده ای در زیبایی شناسی، به بیان نقش زیبایی شناسی در خروج از بحران زیست محیطی- تغییرات اقلیمی- جمع بندی می شود.
تغییرات اقلیمی، مسئله فلسفی
این مقاله به هیچ وجه یک متن زیست محیطی محسوب نمی شود. چرا که دغدغه اصلی مورد بحث، صیانت از هستی بشر و بعبارتی دیگر معرفت شناسی در مسیر زندگی انسان و آگاه سازی از طریق هنردر همین راستا برای خروج از بحران زیست محیطی/ تغییرات اقلیمی چهار رویکرد پیشنهاد شده است:
۱ – رویکرد فن آوری سبز. در این رویکرد، بحران زیست محیطی مساوی با کمبود منابع و آلودگی منابع طبیعی تعریف می شود وراهکارهای آن متمرکز بر چالش های اقتصادی متاثر از بحران زیست محیطی است که عبارتند از: ارتقا کارایی در فن اوری، فن آوری سبز، گسترش منابع تولید انرژی به منابع جدید.
۲- رویکرد کاهش مصرف. در اجلاس ریودوژانیرو ۹۲ (بعنوان اجلاس زمین) بطور گستردهای مورد توجه قرار گرفت و اداره و بهرهبرداری صحیح و کارا از منابع پایه، طبیعی و مالی و … برای دستیابی به الگوی مصرف مطلوب در صدر برنامههای جهانی قرار داد. در این رویکرد بحران زیست محیطی معاصر به تعویق می افتد.
۳- رویکرد اخلاق زیست محیطی.رویکرد سوم برای پاسخ به سوالاتی از قبیل: آیا الزامی برای حفظ جنگلهای بارانی داریم؟ و یا می توانیم به منظور ایجاد زمین بازی برای پرورش دام، آنها را تغییر دهیم؟ اگر این طور است، چرا ما چنین الزامی داریم؟
رابطه اخلاقی انسان-انسان به رابطه اخلاقی انسان- طبیعت کشانده می شود. اما تمام پرسش های زیست محیطی در اخلاق زیست محیطی نمی گنجد. چرا؟ دیدگاه اخلاقی ما تابعی از دیدگاه ما در خصوص دیگر ابعاد جهان است. مانند، زیبایی شناسی-معرفت شناسی و ماورالطبیعه.
۴- فلسفه زیست محیطی. با توجه به رویکردهای قید شده و نقد حاکم بر آنان و همچنین سوالات بنیادین مطروحه، فلسفه زیست محیطی مبنایی برای شناسائی راهکار های خروج از بحران زیست محیطی مورد توجه است که در ادامه مورد تمرکز مقاله است.
امکان حل مسئله با رویکردی فلسفی
فلاسفه با سه روش می توانند بر حل مشکلات زیست محیطی اضطراری جهان امروز تاثیر بگذارند.روش اول: وظیفه ی فیلسوف این است که اصول انتزاعی را با مشکلات محیط زیستی درعمل مرتبط سازد.این کار می تواند مستلزم این باشد که یک فیلسوف، اصول از قبل موجود، یا یکی از ابداعات خودش را به کار بندد.برای مثل، یک فیلسوف محیط زیستی می تواند برای سوال،”در قبال تغییرات آب و هوایی چه واکنشی باید نشان دهیم؟” نظریه اصالت سود (منفعت طلبی) جان استوارت میل را به کار بندد. در اینجا این ریسک وجود دارد، همکاری بسیار نزدیک با مدیران و سیاست گذاران، ممکن است مزیت انتقادی او را کم اثر سازد، چرا که یکی از کاربردهای اصلی فلسفه این است که بدیهیات را زیر سوال ببرید،خواه آن بدیهیات درچارچوب فکری معین و مسلمی قرارداشته باشند روش دوم: فیلسوف رویکردی را انتخاب می کند و در آن زمینه مقاله وکتب متعددی را تدوین می نمایند. مانند نشریاتی در اخلاق زیست محیطی.تاثیرصدای حاصل ازترکیب هزارمقاله،صدای واضحی جهت تاثیرگذاری خواهد بود.روش سوم: طرح سوالات بنیادین/فلسفی نسبت به تغییرات اقلیمی و کشف پاسخ های آن و تشریح پاسخ از طریق هنر برای عموم مردم که روش سوم همانا رویکرد اصلی و حاکم بر این مقاله است.
چیستی فلسفه زیست محیطی
دانشمندان،اقتصاد دانان،سیاست مداران و حقوقدانان از نظر تخصصی واجد شرایط پرداختن به تمام پرسش هایی نیستند که در مسائل زیست محیطی طرح هستند. برای آشکار شدن موضوع، مثال زدودن جنگلهای بارانی به منظور ایجاد زمین باز برای پرورش دام ها را در نظر بگیرید. بوم شناسان می توانند اثرات اینکار روی اکوسیستم های جنگل بارانی را توضیح دهند. اقتصادانان، سیاست مداران و حقوقدانان نیز می توانند نتایج مالی و سیاسی و قانونی آن را ردیابی کنند. اما پرسش های گوناگونی از این دست که چرا باید از جنگل ها صیانت کنیم؟ آیا بدلیل منافع حاصل از آنها برای انسان است؟ یا اینکه جنگل ها پناهگاه دیگر موجودات هستند؟
می توان به اینگونه پرسش ها،با استفاده از روش های علمی یا اقتصادی پاسخ داد. نمی توان آنها را به عهده سیاست مداران و حقوق دانان گذاشت. ممکن است به نظر برسد که می توان با استفاده از روش های مطالعات اجتماعی به آن ها پرداخت،واقعیت این است که می توان با به کار بستن این گونه روشها دریافت که مردم چه پاسخی برای این پرسشها دارند، اما رویکرد تجربی، کافی نیست.زیرا هر چند بررسی ها و مانند آن می توانند به ما نشان دهند که به اعتقاد مردم، چه چیزی درست یا غلط است، اما نمی توانند به ما بگویند که چه چیزی واقعا درست و یا واقعا غلط به شمار می آیند. برای تصمیم گیری در این مورد- یا دست کم، انجام دادن کار به روش سیستماتیک(نظام مند) و نقادانه- باید فلسفه داشت. بدین ترتیب سوالاتی که در بالا بیان شدند، پاسخی از سوی مهندسین، اقتصاد دانان و اخلاق دانان و… ندارند و بدین جهت ضرورت توجه به بحران زیست محیطی از منظر فلسفه زیست محیطی مورد توجه است.
هنر زیست محیطی
“هنر زیست محیطی” طیف گسترده ای از موضوعات هنری را شامل می شود که یک سوی این طیف عبارت است از: رویکرد سنتی و تاریخی به طبیعت در هنر که در آن طبیعت الگویی است برای هنرمند تا خلاقیت خود را متجلی کند و سوی دیگر این طیف، تعمیق آن تا اکولوژی و حتی رویکرد سیاسی به طبیعت است. در همین راستا شاید بتوان رابطه هنر با محیط زیست را اینگونه دسته بندی نمود:
- محیط زیست به عنوان منبعی- برای بیان حقیقت، شناخت و مفهوم سازی و حتی کشف رازهای درون آن.
- طبیعت بطور کلی خود یک هنر بزرگ محسوب می گردد و هنرهای بسیاری در ژانرهای گوناگون را از طریق هنرمند باز تعریف می نماید.
- در محیط زیست منظره /چشم اندازهای بسیاری موجود است که برای هنرمند بعنوان مرجع کاربرد دارند.
- ابژه های(همانند درخت-ماهی و…) محیط زیست بیرون از بستر و محیطی که در آن قرار دارند مورد توجه هنرمندان است.
- ویژگی هایی از حیث فرم(کیفیات طبیعی) در ابژه برای هنر الهام بخش و هم منبع و مواد تولید هستند.
- الهام بخش بودن روابط و نسبت های حاکم در محیط زیست.
- محیط زیست برای هنرمند تخیل محور است و رویای او را به پرواز در می آورد و بطور ازادانه و یا در ترکیبی مختلف از عناصر محیط زیست هنر خود را به نمایش می گذارد.
- اثار هنری که هنرمند در مشارکت با محیط زیست خلق می نماید.همانند land Art 9-محیط زیستِ دست نخورده و دست خورده و حتی ساخته خود بشر، هنرمند را بطور عاطفی بر می انگیزاند و منبعی برای هنرمند می شود.
بنابراین در گذر از این سو به آن سوی طیف متذکر شده، در هنری در قالبهایی از نوع Land Art و Ecological Art و … مواجه هستیم که نقشی فراتر از سرگرمی، لذت بخشی، فرحبخشی، بیان هیجان،ذوق و خلاقیت در هنر هنرمند ایفا نمی نمایند.
بنابر ضرورت تغییرات اقلیمی نقشهای جدیدی را می توان به آن نقش ها از جهت آگاه سازی،ایجاد حساسیت و ایجاد واکنش در جامعه نسبت به واقعه تغییرات اقلیمی افزورد.در این نوع از رویکردِ هنرمندان، همسویی بین علم، فلسفه و هنر بطور یکپارچه در کنار هم عمل می نمایند. پیامد این همسویی در رسانه های جدید، سنتی و محصولات فرهنگی و اجتماعی را میتوان در چشم اندازهای زیست محیطی-از روستا تا شهر و صنعت-دست خورده و یا تخریب شده شناسائی نمود.
نتیجه گیری:
زیبایی شناسی و تغییرات اقلیم
حقیقتی که از سوی هنر بیان می شود، در تقلید از طبیعت صورت می گیرد و در گذر زمان شاخص های داوری نسبت به آن تحت تاثیر ویژگی های اجتماعی و سیاسی واقع می گردد.این تقلید از طبیعت بکر به طبیعت دست خورده (آلودگی های زیست محیطی) و طبیعت ساخته بشر (شهر و اجزا آن) گسترش یافته است. به این معنا که رویکرد فلسفه کلاسیک در امر زیبا، امروزه بر هنر مستولی است و در ژانرهای هنری که به چالش های زیست محیطی می پردازند نیز قابل ردیابی است.
با وجود اینکه هنر و هنرمند بر تغییرات اقلیمی آگاه است باز هم بخشی از آثار هنری، تقلید از طبیعت بکر، طبیعت دست خورده، طبیعت ساخته خود بشر و اجتماع ساخته خودش است. امروزه هنر مقلد، موجود است که در بهترین حالت، تصویری از پیامد رفتار و عملکرد بشر نسبت به طبیعت را ارائه نموده و جامعه را آگاه، حساس و آماده برای واکنش می نماید.مشخصه های هنر مقلد در مواجه با تغییرات اقلیمی:
- وضعیتی اسکن شده/استتاتیک از محیط زیست (دست خورده و دست نخورده) را به نمایش می گذارد.
- عوامل ایجاد بحران زیست محیطی را معرفی می نماید.
- محرک افکار عمومی برای ایجاد واکنش نسبت به شرایط محیطی(تصمیم ساز و تصمیم گیر) است.
هنر امروز متاثر از عصر روشنگری
حقیقتی که از سوی هنر بیان می شود، در تقلید از فراگرد آفرینش در محیط زیست است. نبوغ و خلاقیت مشخصه های اصلی آن هستند. این رویکرد نسبت به هنر با تحریک هیجان مخاطب همراه است. فنآوری در خدمت هنرمند، جلوه هایی را خلق می نماید که عموما در طبیعت نیستد ولی هنرمند از ذوق هنری و خلاقیت خود آنها را خلق می نماید، که از سرگرمی تا فرحبخشی و تا آگاه سازی نقش ایفا می نمایند. در این خلاقیت هنری، روابط سیستمی و فرایندی موجود در طبیعت که منطبق بر قانون است قابل مشاهده است تا روابطی ساخته ذهن هنرمند خلاق. همانند Ecological Art مشخصه های هنر آفرینشگر در مواجه با تغییرات اقلیمی:
- وضعیتی خلاق و تاثیرگذار برمبنای نوع مخاطبین دارند.
- عوامل ایجاد بحران زیست محیطی را پویا تر از قبل ارائه می نماید.
- محرک افکار عمومی- نسبت به تقسیم بندی آنان- برای ایجاد واکنش نسبت به شرایط محیطی(تصمیم ساز و تصمیم گیر) است.
هنر مورد انتظار در عصر تغییرات اقلیمی
این دو نوع از هنر که از هم تنیدگی نیز برخورداراند،بنابر ضرورت های موجود در عصر بحران زیست محیطی کافی به نظر نمی رسند. هرچند حساس سازی، آگاهی سازی و تحریک مردم (بطور عام-از افراد عادی اجتماعی تا صاحبان سرمایه و تصمیم سازان-) برای واکنش نسبت به خطراتی که آنان و نسل بعدی را تهدید می نماید، امری ضروری است. اما نمایشی از پیامدهای این خطرات و عوامل موثر آن- همچون مصرف گرایی و پخش منابع مصرفی در محیط زیست- کافی بنظر نمی رسد.در این دو نوع از رویکرد هنری موارد ذیل فراموش شده اند:
- نمایشی از این واقعیت که محیط زیست در یک چرخه حرکت می کند. Life Cycle
- زندگی مدرن بشر امروزی مبتنی بر یک چرخه طراحی نشده است. زندگی بشر در فرایندی از گهواره تا گورستان بنا شده است.
- هنر از ابتدا تا کنون در هنر گورستانی گرفتار بوده است. یعنی از گهواره تا گورستان.
- هنر معاصر نیازمند تحولی جدی است.۵-این تحول هنری باید هنری از گهواره تا گهواره را به مخاطبین خود ارائه نماید.Circular ART
بنابر بحران زیست محیطی معاصر یعنی تغییرات اقلیمی ضرورت اتخاذ رویکرد “زیباشناختی چرخه حیات“ یعنی بدل شدن از حالتی به حالت اجتناب ناپذیر بنظر می رسد.یعنی زیبایی خود ابژه، کیفیات اولیه و ثانویه،مناظر و انطباعات حسی یک زیبایی واقعی نیستد. زیبایی واقعی بدل شدن از حالتی به حالت دیگر است. هنر امروزین برای خروج از بحران زیست محیطی نیازمند درک زیبایی استاتیکی به زیبایی پویا یعنی Circular Art است.
نویسنده مقاله: محمدحسن امامی
—————————————–
منابع
- ونتسل کریستیان هلموت.(۲۰۰۵).زیبایی شناسی کانت”مفهوم ها و مسئله های اصلی”.عبدالله سالاروندی.چاپ اول.نقش جهان.
- دانتو آرتور کلمن.آن چه هنر است.فریده فرنودفر.چاپ چهارم.نشر چشمه.
- Cooper, D. E. (1998). Aesthetics of the Natural Environmentalism
- Bradly, E. (2003). Aesthetics of the Natural Environmental
- Calson, A., (2004). Aesthetics of the Natural Environmental
- Baird Callicott. (2013). Thinking like a Planet
- Simon P. James. (2015). Environmantal Philosophy an Introduction
























