دانستنی آنلاین: عوامل متنوعی در آلودگی هوای شهرهای بزرگ ایران نقش دارند. از رشد بیبرنامه شهرها تا سوخت بیکیفیت دیزل، افزایش خودروهای بیکیفیت داخلی و تردد خودروهای فرسوده. این وضعیت تنها مختص پایتخت نیست و در کرج، اراک، اصفهان، قزوین، مشهد و تبریز نیز شاهد آلودگی هوا و افزایش غلظت آلایندهها هستیم.
به گزارش پایگاه خبری دانستنی آنلاین: در شهر بی در و پیکر تهران توسعه شهری نه بر مبنای زیست بهتر ساکنان آن، بلکه بر اساس منافع قدرت و ثروت تعریف شده است. و به همین دلیل است که ساخت بزرگراههای دو طبقه و تونلها به قیمت فروش تراکم در قالب برجها و مجتمعهای تجاری به عنوان توسعه شهری معرفی میشود و روز به روز شاهد تنگتر شدن فضای تنفس ساکنین و ظهور ساختمانهای چند طبقه و برجهای بلند و ایجاد منطقههای جدید شهری مثل منطقه ۲۲ تهران هستیم.
حفظ هوای پاک دغدغه صاحبان ثروت و قدرت نیست
بخش عمده آلودگی هوا بهواسطه مصرف گسترده سوختهای فسیلی بهوجود میآید. خودروهای تکسرنشین و موتورسیکلتهای کاربراتوری تا ١٠ درصد در آلودگی هوا تاثیر دارند و خودروهای دیزلی سنگین نیز سهم بسزایی در توزیع ذرات معلق با پیام ٢/۵ دارند. سازمان بهداشت جهانی( WHO)، این ذرات را خطرناکتر از هر آلایندهای برای سلامت انسان میداند. بیش از نیمی از اتوبوسهای شهری فرسودهاند و این اتوبوسها همراه کامیونها و خودروهای دیزلی، ۹۷درصد سهم تولید آلودگی توسط خودروها را به خود اختصاص دادهاند.
ظاهرا آینده روشنی هم در پیش رو نیست! طبق اعلام سید آرش حسینی میلانی در یکصد و هشتاد و دومین جلسه شورای شهر تهران، در حال حاضر روزانه ۳۰۰ دستگاه اتوبوس به دلیل فرسودگی در سطح شهر متوقف میشوند و سال ۱۴۰۲ با فرض عدم افزایش ناوگان ، ۸۹ درصد اتوبوسهای پایتخت فرسوده خواهند بود. به گفته پیروز حناچی، شهردار تهران در خطبه های نمازجمعه ۱۵ آذرماه نیز، اتوبوسها بهخاطر نبود اعتبارات نوسازی نشده است. و خط مترو نیازمند ۲هزار واگن قطار است تا ظرفیت آن از ۲میلیون مسافر به ۷میلیون افزایش یابد. اما ۸ سال است که دولت هیچ اتوبوس جدیدی را به شهرداری تهران تحویل نداده. در این میان آنچه عجیب است موافقت معاون اول ریاست جمهوری با حذف فیلتر دوده برای خودروهای سواری دیزلی به بهانه افزایش قیمت به دلیل تحریمهاست. این فیلترها، در سیستم اگزوز خودروهای دیزلی حدود ۸۵ درصد از دودههای خروجی را حذف میکنند و در شرایط خاص این میزان گاهی به ۱۰۰ درصد نیز میرسد.
عمر دوچرخههای نارنجی نیز کوتاه بود. شهرداری با پیمانکار به توافق نرسید و این دوچرخهها به کلانشهرهای دیگر کوچ کردند. هرچند با توجه به ممنوعیت استفاده از این وسیله برای حداقل نیمی از افراد جامعه یعنی زنان، به نظر نمیرسد تاثیر چندانی بر نحوه رفت و آمد شهروندان داشته باشد!
همچنین با وجود گذشت بیش از ۳۰ سال از مصوبه انتقال صنایع و معادن آلاینده از تهران هنوز این قانون از سوی دستگاههای مسئول اجرایی نشده است. و اینجاست که میتوان گفت زور صاحبان ثروت بر صاحبان قدرت میچربد و یا هر دو درواقع دو روی یک سکهاند.
به هر حال به نظر میرسد به دلیل ناهماهنگی ۱۸دستگاه متولی مقابله با آلودگی هوا یعنی وزارت کشور، وزارت راه و شهرسازی، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت نفت، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت نیرو، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان ملی استاندارد، پلیس راهور نیروی انتظامی، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری، سازمان هواشناسی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سازمان انرژی اتمی، سازمان شهرداریها و دهیاریها، سازمان بهینهسازی مصرف سوخت، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و صدا و سیما و …، قانون هوای پاک مصوب سال ۱۳۹۶ هیچ تاثیر علمی، عملی و اجریی نداشته و همه دست به دست هم دادند تا ما توانستیم آذر ماه امسال به رتبه دومین شهر آلوده جهان نائل شویم!
نقش شهروندان در حفظ هوای پاک
اما پرسش اساسی این است: نقش ما به عنوان عضوی از این جامعه در ایجاد و تداوم این ناهماهنگیها و کمکاری ها چیست و ما به عنوان شهروندان در برابر این آلودگی چه کردهایم؟
هرچند اصولا زمانی شهروندان برای حل یک مشکل پیش قدم میشوند که بدانند دستگاههای متولی نیز در اجرای وظایف خود مصمم هستند، ولی مسئولین ما به جای اقدام عملی عملا دست به دعا شدهاند که باد و باران بیاید و یا در حال بازگویی مشکلات هستند و شانهخالی کردن از بار مسئولیت.
اما آیا این مسئولین بخشی جدا از همین مردمند؟ آیا از کرهای دیگر به ایران پرتاب شدهاند؟ آیا آمریکای جهان خوار آنان را فرستاده؟ یا نه! از بطن همین جامعه درآمدهاند، همینجا رشد کرده، بزرگ شده و به عنوان یک مسئول و نماینده مستقیم یا غیرمستقیم از طرف خود ما و از بین خود ما انتخاب شدهاند؟ در همین جامعه تربیت شده و فرزندان پدر و مادرهای خود ما هستند؟ آیا نسل گذشته ما مسئول تربیت مدیرن امروز ما نبودند؟ بر فرض محال الزام سیاسی و اجتماعی نباشد، اما آیا مدیران ما وجدان کاری و مسئولیت شخصی نیز ندارند؟
ما به عنوان شهروندان چقدر خود را در ایجاد مشکلات پیش آمده مسئول میدانیم؟ مسئولیت اجتماعی ما در این شرایط چیست؟ نسبت به آینده چقدر مسئولیم؟ مسئولیت اجتماعی به معنای علاقهمندی هر شخص به اتفاقاتی است که در جامعه میافتد و همچنین شرکت فعال برای حل برخی از مشکلات محلی است. مسئولیت اجتماعی فردی شامل مشارکت هر فرد در اجتماعی است که در آن زندگی میکند و اساس مسئولیت اجتماعی گروهی است زیرا هر اجتماعی از افراد تشکیل شده است.
این ما هستیم که با ایفای مسئولیت خود در قبال جامعهای که در آن زندگی میکنیم، علاوه بر ایجاد محیطی بهتر برای خود، فرزندانمان را نه فقط با شعار بلکه با عملکرد خود نسبت به جامعه و محیط اطراف به درستی تربیت میکنیم. فرزندانی که شاید در آینده ای نچندان دور در سطوح مختلف جای همان مدیرانی را که امروز تکیه به صندلی پشت بلند خود داده و به جای حل بحران، به دنبال شانه خالی کردند، خواهند گرفت. اما آیا نسل آینده ما عملکرد بهتری خواهد داشت؟ آیا نسبت به مسائل جامعه ما حس مسئولیت دارد؟ آیا آموخته است؟
برای مثال این روزها شاهد تعطیلی مدارس برای قرار نگرفتن کودکان به عنوان یکی از گروههای حساس در معرض هوای آلوده هستیم. این امر در شرایطی لازم میشود که شاخص کیفیت هوا به وضعیت ناسالم برای گروههای حساس میرسد و شرایط پایدار بدلیل سرما و وارونگی دما حاکم میشود. اما هر روز مادرانی را میبینیم که به جای تلاش برای حفظ سلامت جسمی و تربیت حس مشارکت اجتماعی کودکان خود، این تعطیلی را غنیمتی به حساب می آورند و دست فرزندانشان را میگیرند و راهی بازار می شوند! شلوغی متروی ۱۵ خرداد در این روزها گواه این موضوست.
و یا چند درصد از ما اطلاع داریم که از سال ١٣٧۴ روز ۲۹ دی ماه به عنوان «روز هوای پاک» نامگذاری شده است؟ یکی از اهداف اصلی این نامگذاری ایجاد حساسیت در بین اقشار مختلف جامعه جهت جلب مشارکت در تلاش برای حفظ هوای پاک عنوان شده است. اما چند نفر از ما این روز در یک نشست یا همایش شرکت میکنیم یا حداقل یک مقاله یا مطلبی را که به مناسبت این روز نوشته میشود میخوانیم تا حداقل اطلاعاتی را که برای سلامتی خودمان لازم است کسب کنیم؟
اگر طرح اجباری زوج و فرد اجرا نشود و متخلفان مجبور به پرداخت جریمه نباشند، چند درصد حاضرند خودروی خود را در پارکینگها بگذارند و از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند؟ متاسفانه جواب به این سوال با توجه به آمار عجیب ثبتنام های اینترنتی خرید خودرو اصلا سخت نیست!
بیایید کمی جدیتر به مساله نگاه کنیم. انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان را در پیش داریم. مسئله ارائه برنامه برای حفظ محیط زیست و کاهش آلودگی هوا از سوی نامزدها چقدر در انتخاب ما تاثیر دارد؟ آیا در انتخابهای خود منافع جامعه را مد نظر قرار میدهیم یا به عنوان عضوی از یک جامعه سیاستزده ایرانی منافع جناح و گروه و یا حتی منافع شخصی خود را در نظر میگیریم. انتخابات مجلس شورای اسلامی، شورای شهروروستا، ریاست جمهوری و خبرگان رهبری بیشترین نقش را در اداره کشور ایفاء می کند. آنچه ما امروز شاهد هستیم نشاندهنده بیکفایتی نمایندگان، مدیران و مسئولینی است که ما خود مستقیم یا غیر مستقیم انتخابشان کردهایم. ساختار جامعه، تحولات و توسعه فرهنگی و اجتماعی، شرایط اقتصادی و سیاسی، همه و همه به انتخابهایی که در مقاطع مختلف انجام میدهیم بستگی دارد.
جامعه مدام در حال تغییر است و هر کدام از ما میتوانیم به طرق مختلف در این تغییر شرکت کنیم. هر یک از ما در قبال اجتماعی که عضوی از آن هستیم مسئولیم و بهتر است این مسئولیت اجتماعی را به بهترین شکل انجام دهیم. بهتر است همه ما کاری به جز شکایت کردن هم انجام دهیم.
حفظ محیط زندگی سالم و یا بهتر است بگوییم بازگردادن محیط زندگی سالم وظیفه تک تک ماست. هر کدام از ما به عنوان عضوی از جامعه این بارِ مهم را بر دوش داریم. اما متاسفانه به نظر میرسد چه مسئولین و چه افراد جامعه هرکدام سعی دارند به طریقی این بار آلودگی هوا را از دوش خود بردارند و بر گردن دیگری بیاندزند.























