وابستگی به مواد مخدر یکی از مهمترین مسائل دغدغه بهداشت عمومی است زیرا ناتوانیهای فراوانی را ایجاد میکند. نسخه دهم طبقهبندی بینالمللی بیماریها، وابستگی به مواد مخدر را به عنوان دستهای از رویدادهای فیزیولوژیکی، رفتاری و شناختی تعریف میکند که در آنها استفاده از یک مواد یا یک دسته از مواد اولویت بالاتری برای یک فرد نسبت به دیگر رفتارها که زمانی ارزش بیشتری داشتند، دارد. وابستگی به مواد مخدر سبب اختلال در حوزههای مختلف همانند فیزیکی، روانی، اجتماعی، حرفهای، قانونی، خانوادگی و مالی میشود.
علیرغم اقدامات دارویی مختلف برای مدیریت وابستگی به مواد مخدر، عود بیماری به طور معمول در طب بالینی مشاهده میشود. در واقع، وابستگی به مواد مخدر یک «بیماری پزشکی مزمن» با نرخ عود بین 40%-60% نامیده شده است که قابل مقایسه با نرخ عود مشاهده شده در دیابت نوع I (30%-50%)، فشار خون، و آسم است (50%-70%). با توجه به مشابهتها میان وابستگی به مواد مخدر و بیماریهای پزشکی مزمن و شناسایی نقش یوگا در مدیریت بیماریهای پزشکی مزمن، تمرکز بر نقش سنتی، مکمل، و شکلهای دیگر پزشکی، به ویژه یوگا در مدیریت وابستگی به مواد مخدر افزایش یافته است. این موضوع اهمیت ویژهای برای کشورهای در حال توسعه با منابع انسانی و سلامت روان مالی محدود و با پذیرش فرهنگی و اجتماعی نسبتا بالا یوگا، دارد.
یوگا که یک شکل فعالیت ذهن-بدن است، ریشهاش به هند میرسد و به اثبات رسیده است که باعث کاهش استرس و اضطراب دریافتی و بهبود سلامت ذهنی و فیزیکی میشود. یوگا دارای 8 جزء همانند عمل در جامعه، انضباط شخصی، حالت/حالتها («حرکات بدنی») نفس کشیدن، تمرکز، تفکر، مدیتیشن، و جذب/آرامش است. در دهه اخیر، یوگا در مدیریت وابستگی به مواد مخدر حوزه جالبتوجهی بوده است. یوگا به عنوان یک مداخله کلنگر که شامل همئوستاز دوپامین است در نظر گرفته شده که منجر به منافع طولانیمدت در مدیریت رفتارهای اعتیادی به اصطلاح «سندروم نقص پاداش» میشود. این بازنگری تلاش میکند که متنها در دسترسی در زمینه نقش یوگا در مدیریت وابستگی به مواد مخدر را مورد بررسی قرار دهد.
مواد و روشها
مطالعه معیارهای شایستگی استفاده شده
مطالعات منتشر شده به زبان انگلیسی در مجلات کارشناسیشده تا می 2021 که برای هر نوع مداخله براساس یوگا ( به جز مداخله منحصر به فرد مبتنی بر مدیتیشن) به کار گرفته شدهاند و یک مقدار کمی از نظر فیزیکی یا روانشناختی داشتند، برای بررسی در نظر گرفته شدهاند.
استراتژی جستوجو
جستوجو مقاله با پاب مد، پاب مد مرکزی، و گوگل اسکولار، با استفاده از اصطلاحاتی همانند «یوگا»، «مصرف مواد»، «وابستگی مواد مخدر»، «نیکوتین»، «تنباکو»، «مواد مخدر»، «شاهدانه»، «کوکائین»، «مشروبات الکلی»، «آرامبخشها»، «مواد استنشاقی»، و «توهمزاها» انجام شد. عنوان و چکیده و همچنین مراجع متقابل برای ارتباط آنها پیش از قرار داده شدن در بررسی، غربال شدند. داده منتشر نشده، از جمله مقالات کنفرانسی دانشگاهی، در این بازنگری به کار گرفته نشدهاند. تمامی مقالات مربوطه توسط نویسنده اول و سوم غربال شدند.
ترکیب داده و استخراج
داده با استفاده از یک پیشنویس ساختاریافته استخراج شدند و سپس در بخشهای مناسب از هر ماده روانگردان که مقالات در مورد نقش یوگا در مدیریت اختلالات مصرف مواد متنوع را ترکیب میکند، ساماندهی شدهاند.
نتیجه و بحث
مجموعهای از 314 مطالعه که با معیارهای شایستگی مطابقت دارند، یافته شده است. از میان انها، یافته شد که 16 مطالعه معیارهای ورودی و خروجی مطالعه ما را برآورده میسازند. باز از میان اینها، 12 عدد از مقالات کارآزماییهای تصادفی کنترل شده (RCTها) بودند. مطالعات در زمینه نقش یوگا در مدیریت اختلال مصرف نیکوتین، اختلال مصرف الکل، اختلال مصرف مواد مسکن مخدر، اختلال مصرف کوکائین در دسترس بودند. هیچ مطالعهای در زمینه نقش یوگا در مدیریت «شاهدانه»، «مشروبات الکلی»، «آرامبخشها»، «مواد استنشاقی»، و «توهمزاها» یافت نشد. اکثریت مطالعهها در زمینه نقش یوگا در مدیریت وابستگی به نیکوتین بودند. اندازه نمونه این مطالعات از 18 تا 624 متغیر بود. سه عدد از این مطالعات تنها درباره مصرفکنندگان مواد مخدر زن بود.
یوگا و اختلال مصرف مواد مخدر
درمانهای دارویی و غیردارویی مختلفی بر روی بیماران با اختلالات مصرف نیکوتین آزمایش شده که نتایج خروجی کمی در بلندمدت داشتهاند. مشخص شده است که ورزش برای این بیماران مفید است زیرا نه تنها صرف نظر کردن و تمایل به تنباکو را کاهش میدهد بلکه حال بیمار را نیز بهتر میکند. یوگا، یک نوع ورزش، نشان داده است که حال و سلامتی ذهنی را ارتقاء میدهد و همچنین انگیزه برای ترک استعمال را افزایش میدهد. از آنجایی که یوگا یک رویکرد چندبعدی است که شامل عناصر ورزشی، مدیتیشن، کار تنفسی، و همچنین تمرکز است، بسیاری از محققان از یوگا به عنوان یک درمان در بیماران با اختلال مصرف نیکوتین استفاده کردهاند. جدول 1 خلاصهای از مطالعاتی که اثرات یوگا بر اختلال مصرف نیکوتین را ارزیابی کرده، فراهم میآورد.
یک مطالعه قبل و بعد انجام شده بر روی 20 بیمار با اختلال مصرف نیکوتین، که اثرات یک جلسه (کشش و تمرین تنفس) یوگا (برای 5 هفته) مطالعه کرد، تغییرات چشمگیری را در انگیزه برای ترک کردن در میان مشارکتکنندگان، با اکثریت آنها (65%) در یک مرحله تفکر در انتهای مداخله، گزارش داد. یک مطالعه دیگر انجام شده بر روی نمونه بزرگتر (n=82)، اثر سودارشان کریا و پرانایاما را مطالعه کرد (ارائه شده به وسیله کارگاهی ساختاریافته در طی 6 روز). در انتهای کارگاه، اکثریت شرکتکنندگان (95%) گزارش دادند که یوگا به آنها کمک کرده تا تنباکو را ترک کنند زیرا در زمان انجام یوگا تمایل کمتری نسبت به آن داشتند. در کل 53 نفر از 82 نفر (65%) ترک کامل تنباکو را در طی دوره یوگا گزارش دادند. به طور مشابه، یک RCT انجام شده بر روی 21 شرکتکننده افزایش چشمگیری در میانگین نمره کنترل نفس افراد برای ترک تنباکو در بازو مداخله در یک دروه 6 هفته مداخله (یعنی 6 جلسه یوگا در طی 6 هفته) گزراش داده است، در حالی که همین میزان در بازوی کنتذل نیز کاهش یافت. یک RCT سه بازو جدیدتر (n=76) اثرات ورزشهای قلبی عروقی و هاتا یوگا را با کنترلهای غیرفعال مقایسه کرد و یک کاهش چشمگیر در تمایل به استعمال در هر دو بازو مداخله در مقایسه با شرایط کنترل گزارش داد. یک RCT انجام شده بر روی 96 معتاد که از وزش تنفس یوگا (YGB) به عنوان یک بازو مداخله استفاده میکردند، تفاوت بسیاری در میزان تمایل مختلف در YGB در مقایسه با گروه کنترل ویدیوئی با پیگیری فوری نشان داد. اگرچه، این تفاوت در 24 ساعت پس از پیگیری مشاهده نشد. یک مطالعه دیگر یوگا وینیاسا را در زمینه گروه سلامت در یک RCT انجام شده در میان 38 معتاد مقایسه کرد و شیوع 7 روزه خودداری در گروه سلامتی را به میزان قابلتوجهی کمتر از گروه یوگا گزارش کرد. حائز اهمیت است که تا سه ماه پیگیری قابل مشاهده نبود.
به طور خلاصه، مطالعات انجام شده بر روی بیماران با اختلال مصرف نیکوتین، اثر مثبتی از یوگاهای مختلف بر روی نرخ ترک گزارش شده شخصی و همچنین میزان تمایلهای مختلف در نقاط زمانی متفاوت در طی پیگیری گزارش کردند. اگرچه، اثر پایدار یوگا بر روی خودداری در میان مطالعات ذکر شده در بالا ثابت نبوده است. از آنجایی که بسیاری از معتادان استعمال را برای کاهش سطح اضطراب خود استفاده میکنند و یوگا به بهبود حال شخص پیوند زده شده، یوگا میتواند راه مهمی در مدیریت اضطراب در میان بیماران با اختلال مصرف نیکوتین (به ویژه معتادان سیگاری) باشد. یک مسیر مدیتیشنی دیگر میتواند اثر یوگا بر روی استرس باشد زیرا یک مطالعه گزارش کرده که 73% شرکتکنندگان درمان یوگا را برداشتند تا استرس خود را مدیریت کنند.
جمعیت ویژه – بانوان
مطالعات نسبتا کمتری درباره اثر یوگا بر روی بیماران زن با اختلال مصرف نیکوتین وجود دارد. تنها دو مطالعه شناسایی شدند که منحصرا بر روی زنها انجام شده بودند. یک RCT بر روی 60 زن معتاد اثر چشمگیری از یوگا وینیاسا در کنار درمان رفتاری-شناختی (CBT) بر روی مصرف نیکوتین گزارش داد. گروه یوگا نرخ خودداری بسیار بزرگتری در مقایسه با گروه سلامتی در پیگیریهای سه ماهه و 6 ماهه داشته است. اگرچه یک RCT نسبتا جدیدتر بر روی یک نمونه از 55 معتاد سیگاری زن با استفاده از CBT 8 هفتگی مبتنی بر گروه در کنار یوگا هاتا هیچ تفاوتی در نرخ خودداری در پیگیریهای 6 ماهه بین یوگا و بازو کنترل گزارش نکرده است. اگرچه نرخهای شیوع خودداری در نقطه 7 روزه در گروه یوگا بالاتر بوده است.
جمعیت ویژه – نوجوانان
تنها یک مطالعه اثر یوگا در نوجوانان مصرفکننده نیکوتین را ارزیابی کرده است. یک مطالعه با استفاده از یک طراحی شبه تجربی (پروژه EX، پیشگیری مصرف تنباکو و برنامه ترک) برای ارزیابی مصرف تنباکو در میان 624 دانشآموز هندی نوجوان با سن بین 16 تا 18 سال انجام شد. پروژه EX شامل افزیش انگیزه و همچنین مهارتهای سازگاری (که شامل داروهای جایگزین و مکمل همانند یوگا و مدیتیشن) است. این مطالعه با استفاده از یک دوره آموزشی مبتنی بر کلاس 8 جلسهای، از جمله دو برنامه و دو مدرسه، انجام شد. مطالعه گزارش داد که در مقایسه با کنترلهای مراقبتی استاندارد، برنامه EX یک اثر پیشگیرانه بر مصرف نیکوتین داشته است. مهم است که یوگا به عنوان موردعلاقهترین فعالیت در کنار مدیتیشن در میان تمامی فعالیتها ارزیابی شد. مطالعه نتیجه گرفت که برنامه یوگا و مدیتیشن شاید یک برنامه پیشگیرانه موثر برای اختلالات مصرف نیکوتین در میان نوجوانان هندی باشد.
یوگا و اختلال مصرف الکل
مجموعهای از 3 مطالعه (RCTها) تلاش کردهاند تا تاثیر یوگا بر خروجی اختلال مصرف الکل را ارزیابی کنند. مطالعه ابتدایی تاثیرات یوگا سودارشان کریا را با درمان معمولی در 60 بیمار با اختلال مصرف الکل مقایسه کرد و یک کاهش چشمگیر در نمرههای پرسشنامه افسردگی بک و همچنین سطوح کورتیزول پلاسما و هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک در بیمارانی که درمان یوگا سودارشان کریا دریافت کردند، در مقایسه با گروهی که درمان معمولی داشتند، گزارش کرد. یک مطالعه جدیدتر اثر یوگا را با درمان معمولی مقایسه کرد و هیچ تفاوت چشمگیری در مصرف الکل بین دو گروه در 10 هفته پیگیری پیدا نکرد. اگرچه یافتههای این مطالعه به دلیل اندازه کم نمونه محدود است (n=18). مطالعه دیگر انجام شده بر روی 38 بیمار با اختلال استرس پس از ضربه که الکل مصرف میکنند، اثر یوگا هاتا بر مبنای کریپالو را تنها با ارزیابی مقایسه کرد و کاهش چشمگیری در آزمایش شناسایی اختلالات مصرف الکل (AUDIT) و آزمایش شناسایی اختلالات مصرف مواد مخدر (DUDIT) در گرههای یوگا در پایان 12 جلسه مشاهده کرد. برخلاف آن، نمرههای AUDIT و DUDIT در بازو کنترل افزایش پیدا کرد.
یوگا و اختلال مصرف مسکنهای مخدر
تنها سه مطالعه (همگی RCT) نقش یوگا در درمان اختلالات مصرف مواد مسکن مخدر را ارزیابی کردهاند. مطالعه ابتدایی بر روی 61 بیمار وابسته به مواد مسکن مخدر با متادون انجام شد و اثر درمان یوگا هاتا بر خروجی درمان را در مقایسه با گروه سنتی رواندرمانی، ارزیابی کرد. اگرچه، هیچ مزیت چشمگیری از یوگا هاتا در مقایسه با گروه رواندرمانی در پیگیری 6 ماهه در هیچ زمینه خروجی درمانی دیده نشد (برای مثال، تنوع میزان روانی، اجتماعی و بیولوژیکی). یک مطالعه جدیدتر انجام شده بر روی 65 بیمار زن با سندروم وابستگی به مواد مسکن مخدر، بهبود بسیار بیشتری را در حال و کیفیت زندگی (QoL) بیماران در گروه یوگا در مقایسه با مراقبتهای معمولی بیمارستانها در پیگیری 6 ماهه گزارش داده است. تنها یک مطالعه انجام شده در جمعیت هندی افزایش چشمگیر در حوزههای فیزیکی، روانی، و محیطی کیفیت زندگی (نمره WHO-QOL) در بیماران گروهی که درمان یوگا سودارشان کریا را به همراه درمان استاندارد (بوپرنوفین) در مقایسه با تنها درمان استاندارد گزارش کرده است.
ملاحظات روششناختی و مسائل مطالعات حضوریافته در بررسی
حائز اهمیت است که به طور دقیقی شواهد درمان یوگا بر اختلالات مصرف مواد با توجه به محدودیتها و اخطارها در روششناختی تفسیر گردند. از میان 314 مطالعه غربال شده برای قرار گرفتن در بررسی، تنها 16 عدد از آنها به دلایل مختلف همانند مرتبط نبودن نوشته آن، به زبان انگلیسی نبودن آن، نداشتن پارامترهای خروجی روانشناختی و فیزیکی تعریف شده و یک بازنگری سطحی یا سیستماتیک بودن آن، در بازنگری قرار گرفتهاند. یکی از مهمترین مسائل در این زمینه کم بودن نسبی اندازه نمونه است. یک مشخصه تحریفکننده مهم مطالعات، تفاوتها در انتخاب نمونه مطالعه است. برای مثالف برخی از مطالعهها منحصرا بیماران زن را مطالعه کردند در حالی که باقی آنها به صورت ترکیبی است. تفاوتها در معیارهای ورودی و خروجی میان مطالعات همچنین منجر به مشکلاتی در تفسیر میشود. دغدغه اصلی دیگر تفاوتها در خود درمان یوگا است. برای مثال، مدت جلسههای یوگا 1 روز تا 8 هفته متفاوت است. به علاوه، یک ناهمگونی در زمینه روش رفتار وجود دارد که در آن یوگا تعریف یا مفهومسازی شده است. این شامل تعریف یوگا (سودارشان کریا در مقابل وینیاسا در مقابل هاتا یوگا)، تعداد جلسات ارائه شده، تعداد شرکتکنندگان (فردی در مقابل گروهی)، تفاوتها در ارزیابی پیگیری (متغیر از 1 روز تا 6 ماه)، متغیرهای خروجی، و حضور یا غیبت دیگر مصرف مواد در میان بسیاری از دیگران میباشد. اکثریت مطالعات به اقدامات گزارشی شخصی مصرف مواد بر روی نتیجه تکیه داشتند و در نتیجه فاقد پارامترهای هدف برای ارزیابی آنها بودند. مطالعات بیشتری مورد نیاز است که خروجیهای پارامترهای هدف را همانند صفحه سمشناسی اندازهگیری کند و به نشانگرهای غیرمستقیم یا جانشین مانند خودگزارشی، اندازهگیری نتیجه در پارامترهایی همانند حال و اضطراب و کیفیت زندگی وابسته نیست. تفاوتها در بازو کنترل نیز به مشکلات تفسیر (برای مثال، خواندن مواد، کنترلهای غیرفعال، برنامه سلامتی، مدیتیشن و غیره) میافزاید. از آنجا که یک درمان همزمان میتواند به یک عامل مختلکننده مهم در چنین مطالعاتی باشد، ممکن است که بیماران با انگیزه درمان یوگا همچنین به دنبال درمانهای اضافی باشند که این امر به طور ویژه در زمانی که مطالعه در تلاش است تا اثر درمانی یوگا را به تنهایی ارزیابی نماید، اهمیت دارد. به این دلایل، مطالعات انجام شده بر روی درمان یوگا، باید محتاطانه و با توجه تفاوتهای مختلف در نوع، مدت، و مقادیر خروجی درمان یوگا در اختلالات مصرف مواد تفسیر شوند.
نتیجه گیری و پیامدها
اختلالات مصرف مواد در میان مهمترین مشکلات بهداشت عمومی جهان هستند و از مشارکتکنندگان اصلی در افزایش شیوع و مرگ و میر هستند. علیرغم این، گزینههای درمان در دسترس برای مدیریت این اختلالات محدود هستند. مدیریت اختلالات مصرف مواد به دلیل حوزههای متنوع علائم (یعنی، شناختی، فیزیکی، رفتاری، و روانشناختی و غیره) در بیماران با ختلالات مصرف مواد پالشبرانگیز است. بدینترتیب، درمان اختلالات مصرف مواد باید شامل مداخلات مختلفی باشد که شاید هر کدام از این حوزهها را هدف قرار دهد. مطابق بررسی ما، یوگا و درمانهای مرتبط به نظر ابزار مفیدی، به ویژه برای اختلالات مصرف نیکوتین، هستند. یوگا و درمانهای مرتبط به نظر مداخلات امیدبخشی هستند. اگرچه بیشتر مطالعات خروجیهای کوتاهمدت مطلوبی گزارش کردند، اما آنها باید با احتیاط و با در نظر گرفتن استفاده از مقیاسهای غیرمستقیم همانند کیفیت زندگی، نمره درجهبندی افسردگی، و نشانگرهای استرس تفسیر شوند. بدینترتیب، به مطالعاتی نیاز است که اثرات بلندمدت یوگا بر اختلالات مصرف مواد را با به کار گرفتن مقیاسهای هدف برای ارزیابی مصرف مواد مخدر، ارزیابی کنند. به علاوه، به مطالعاتی با روششناختی مطالعه دقیق برای ساخت مدارک و پیشنهاد یوگا در مدیریت اختلالات مصرف مواد وجود دارد.






















