دانستنی آنلاین: یک کارشناس مسائل سیاسی می گوید؛ دست برتر را طالبان دارد که بخش عظیمی از حقآبه ایران را کشت خشخاش اختصاص میدهند. مرعوبترین سیاست گذاران سیاست خارجی کشور، در حوزه افغانستان مشغول به کار هستند که عملا نوعی ترس را به سیاست خارجی کشور در قبال افغانستان تحمیل کردند و باعث شده کشور ما اقداماتی مانند تحویل سفارت و برخی دیگر از کارهایی که در شأن ما نبوده است را انجام دهند.
به گزارش دانستنی آنلاین؛ زمان زیادی از تسلط طالبان بر افغانستان نگذشته است. همان زمانی که برخی از چهره ها، به دلیل نزدیکی فکری خود با این گروه، آنها را جنبش اصیل منطقه خطاب کردند. آنان از قدرت گیری طالبان آنقدر احساس شعف می کردند که دیگر قادر به دیدن خون های خشک شده هزاران بی گناه بر دستان تروریست های طالبان نبودند.
همان زمان که مقامات دستگاه دیپلماسی، در تهران میزبان تروریست های طالبان بودند و برای آنان فرش قرمز پهن کرده کردند، بسیاری از تحلیلگران هشدار دادند که نباید اینطور عجولانه درباره یکی از خونخوارترین گروه های تروریستی در ۳ دهه اخیر تصمیم گرفت. اما این هشدارها نادیده انگاشته شد چرا که به رغم تفاوت های ظاهری، کسانی که از تسلط طالبان بر افغانستان خشنود بودند، به لحاظ تفکر، با طالبان احساس نزدیکی داشتند.
هفته گذشته نیز وزیر امور خارجه دولت رئیسی، در اظهاراتی بیان داشت که جمهوری اسلامی هرگز طالبان را به رسمیت نشناخته و آن را منوط به رفتار آنان کرده است. اما تحویل سفارت افغانستان به طالبان و بازگشایی سفارت ایران در مرکز حکومت طالبان، در ادبیات دیپلماتیک معنایی ندارد جز آنکه رژیم طالبان به رسمیت شناخته شده است.
اقدامات عجولانه دستگاه دیپلماسی در خصوص طالبان به نحوی بود که این گروه تروریستی نه تنها به خود اجازه داد تا حقآبه ایران را پرداخت نکند، بلکه در مقابل درخواست دولت جمهوری اسلامی، دهان به گزافه گویی گشود و ایران را تهدید به عملیات تروریستی کرد.
هشدار ابراهیم رئیسی به طالبان، با واکنش تمسخرآمیز دستکم یک فرمانده طالبان مواجه شد، سفیر جمهوری اسلامی در کابل نیز «یک ماه» به طالبان مهلت داد که این خواسته ایران را عملی کند. به گفته حسن کاظمی قمی، این یک ماه «اتمام حجت» است.
در مقابل شماری از مهرههای نزدیک به حاکمیت طالبان در روزهای اخیر از «هشدارهای بیان شده از سوی تهران» انتقاد کرده و فرماندار ولایت پکتیا آرزو کرد که خدا امکان جنگ را فراهم کند تا طالبان به «فرزندان زرتشت درس عبرت بدهند»!
شاید اگر مقامات مسئول تامل بیشتری در خصوص نوع تعامل با گروه حاکم بر افغانستان به خرج می دادند، امروز شاهد چنین گستاخی هایی از سوی تروریست های طالبان نبودیم. بسیاری از تحلیلگران بر این عقیده اند که رفتارهای خصمانه امروز طالبان، تنها نتیجه سیاست هایی است که ما در حوزه خارجی اتخاذ کرده ایم.
در دو سال گذشته، دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی عملکرد چندان مناسبی نداشته و نمی توان گفت که این وزارتخانه در تامین منافع ملی دستاورد بزرگی کسب کرده است.
حقآبه ایران پای بوته های خشخاش!
در همین رابطه حشمتالله فلاحتپیشه رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس میگوید: همان کسانی که استقبال کردند تا سفارت دولت قانونی افغانستان را به دولت و پرچم غیرقانونی طالبان بدهند، حالا از سمت دیگری سیاست افراطیگری را در پیش گرفتهاند. اعتقادم این است که در قبال افغانستان نیازمند سیاست عملگرایانه هستیم. طالبان با اینکه تجربه کمتری در حکومت نسبت به ما دارد، اما درموضوع اخیر عملگرایانهتر رفتار کرد.
فلاحت پیشه با تاکید بر اینکه ایران نیازمند سیاست عملگرایانه در قبال طالبان است، گفت: ایران باید دست طالبان را از منابع قاچاق عظیم مواد مخدر به ایران کوتاه کند. درآمدی که طالبان و قاچاقچیان افغان از صادرات مواد مخدر به ایران است، بیش از کل عملکرد عمرانی ایران در یک سال است. کسانی که در آمارهای اقتصادی اعلام میکنند که ایران سالیانه دو تا سه میلیارد صادرات به افغانستان دارد، ولی فقط کمتر از ۱۰۰ میلیون واردات از افغانستان داریم، این محاسبه را صورت نمیدهند که درآمد طالبان و قاچاقچیان عمدتا سودی که میگیرند به راحتی چندین برابر منافعی است که ایران از صادرات به افغانستان میبرد.
نماینده پیشین مجلس میگوید: علاوه بر اینکه جونان و خانوادههای ایرانی از قاچاق مواد بدبخت میشوند، میبینیم دست برتر را طالبان دارد که بخش عظیمی از حقآبه ایران را کشت خشخاش اختصاص میدهند. مرعوبترین سیاست گذاران سیاست خارجی کشور، در حوزه افغانستان مشغول به کار هستند که عملا نوعی ترس را به سیاست خارجی کشور در قبال افغانستان تحمیل کردند و باعث شده کشور ما اقداماتی مانند تحویل سفارت و برخی دیگر از کارهایی که در شأن ما نبوده است را انجام دهند. مسئولان از آن سوی بام در حال افتادن هستند و میگویند حاکمیت افغانستان را به رسمیت نمیشناسیم، که فقط یک پیام منفی بدون هرگونه دستاورد است.
او ادامه داد: همه این مسائل منطقهای بیارتباط با مسائل بینالمللی ایران نیست. در طول چند دهه اخیر، چون ایران در عرصه بینالمللی نتوانسته چالشهای خود را عملی کند، در عرصه منطقهای بازیگران خرد و کوچک به تهدید تبدیل شوند. زیرا اگر تنشهای بینالمللی خود را حل نکند، یک کانون شبهدولتی و شبهنظامی مانند طالبان، به کانون تهدید برای ایران تبدیل میشوند و متاسفانه اینها واقعیت کشور و سیاست خارجی است و سیاست ایران در قبال طالبان به شدت تابو زده است و آینده جوانان ایران را به بودجه طالبان و قاچاقچیان افغان وصل کردهایم و سیاست ما درخصوص کنترل مواد مخدر هیچ وقت قابل دفاع نبوده است.
این کارشناس مسائل سیاست خارجی با بیان اینکه کسانی که سیاست خارجی کشور را دچار افراط و تفریط میکنند هیچ وقت پاسخگو نیستند و هیچ وقت هم محاکمه نمیشوند، گفت: در کشور ما خیلی از تقصیر و قصور جرمانگاری شده است، اما وارد آوردن آسیب به منافع ملی کشور هیچ گاه آسیبشناسی نشده است. برخی از فعالان سیاسی در رزومه خود چیزی جز تنش زایی ندارند و مهمترین بخش روزمه آنها تحمیل تنش به داخل و خارج است.
فلاحتپیشه میگوید: عملگرایی در سیاست خارجی سابق است بر هرگونه رفتار و تصمیم در سیاست خارجی، اما متاسفانه در بسیاری از مواقع در بسیاری از جاهایی که ایران آسیب دیده است، عملگرایی مسبوق است نه مقدم. هررفتاری که قرار است شکل بگیرد پیش از آن باید فواید و تبعاتش برای منافع ملی سنجیده شود و بعد اجاه رفتار داده شود، نه اینکه یک رفتاری به عنوان آزمون و خطا شکل بگیرد و جریانات افراطی خودشان را بر سیاست خارجی تحمیل کنند و بعد که آسیبهای آن متوجه منافع ملی شد، آن زمان کشور یک عقبنشینی عملگرایانه داشته باشد.
تنش های نیمروزی!
لازم به یادآوری است بر اساس قرارداد سال ۱۳۵۱، افغانستان باید سالانه ۸۵۰ میلیون متر مکعب از آب رود هیرمند را به ایران بدهد، اما عدم تعهد افغانستان به این قرارداد بهویژه سالهای گذشته به یکی از چالشهای جدی بین دو کشور تبدیل شده است.
مقامات طالبان بارها، از جمله در هفته گذشته، مدعی شدهاند که به دلیل کم بودن مقدار آب در صورت باز شدن سد نیز آب به ایران نخواهد رسید.
در مدتی که گروه طالبان در کشور افغانستان بار دیگر قدرت را به دست گرفته، بارها از جمله در آذرماه ۱۴۰۰ و مردادماه ۱۴۰۱ میان نیروهای دو طرف بهویژه در ولایت نیمروز درگیری رخ داده است.
نیمروز یکی از ۳۴ ولایت افغانستان است که در جنوب غربی این کشور و در شرق استان سیستان و بلوچستان در ایران واقع شده است.
ایران و افغانستان ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند، اما اکثر تنشهای یک سال اخیر در نزدیکی مرز ولایت نیمروز با بخش شغالک هیرمند و منطقه مشترک مرزی پل ابریشم، بر سر موضوعهایی مانند اختلافات بر سر زمینهای کشاورزی، آب یا قاچاق رخ داده که به سرعت نیز پایان گرفته است.
طالبان هر بار این درگیریها را سوء تفاهم نامیده و ایران نیز در موارد پیشین ابراز امیدواری کرده بود که قوای طالبان بتوانند با ارتقای دانش و تجربه، از ورود به زد و خورد جدید خودداری کنند.





















