3

سالمندان را دریابیم

  • کد خبر : 3551
  • 01 اردیبهشت 1395 - 7:46
سالمندان را دریابیم

در رابطه با سالمندان یک سری عقاید نادرست وجود دارد که همین عقاید نادرست سبب بروز رفتارهایی علیه سالمندان شده است؛ حتی گاهی منجر به این موضوع شده که خانواده ها علیرغم این که سالمندشان، کاندید مناسبی جهت اقامت درآسایشگاه های سالمندان نمی باشد،…

سالمندی فرآیندی زیستی است که تمام موجودات زنده از جمله انسان را در بر می گیرد. گذشت عمر را نمی توان متوقف نمود، ولی می توان با به کارگیری روش ها و مراقبت های مناسب، از اختلالات و معلولیت های سالمندی پیش گیری نمود و یا آن را به تعویق انداخت تا بتوان از عمر طولانی همراه با سلامت و رفاه که همواره هدف و آرزوی بشر بوده بهره مند شد. طبق سرشماری سال 1390میزان2/8 جمعیت کشور را که معادل 6159676 نفر می باشد، سالمندان 60 سال به بالا تشکیل می دهند. در آینده ای نزدیک در ایران پدیده انفجار سالمندی رخ خواهد داد.

بنابراین جمهوری اسلامی ایران نیز مانند سایر کشورهای جهان، در حال تغییر الگوی جمعیتی، به سمت سالمند شدن است؛ ولی تفاوت مهم، شتاب پیر شدن جمعیت، در کشور ما می باشد. با توجه به پدیده مهم گذار جمعیت کشور به سوی سالمندی و با عنایت به چند وجهی بودن خدمات مرتبط به سلامت سالمندان، ضروری است موضوع فوق به عنوان یک اولویت مهم، در صدر سیاست ها و برنامه های کشور قرار گیرد.

در رابطه با سالمندان یک سری عقاید نادرست وجود دارد که همین عقاید نادرست سبب بروز رفتارهایی علیه سالمندان شده است؛ حتی گاهی منجر به این موضوع شده که خانواده ها علیرغم این که سالمندشان، کاندید مناسبی جهت اقامت درآسایشگاه های سالمندان نمی باشد، باز هم این تمایل را داشته باشند که سالمندشان در خانه سالمندان نگهداری شود. برای مثال در بیشتر افراد جامعه این باور غلط وجود دارد که اکثر افراد سالمند دارای کهولت یا زوال مغزی هستند. در صورتی که حقیقت امر این است که کهولت و سالخوردگی، واژه هایی هستند که به غلط برای بیان حالات زوال مغزی که همیشه به علت تغییرات پاتولوژیک ایجاد می شوند، به کار برده می شوند. اکثر افراد بالای 65 سال از نظر مغزی دچار زوال نیستند. اختلالات شناختی بارز و پیشرونده، نتایج بیماری بوده و کمتر از 5 درصد افراد 65 ساله تا 74 ساله و حدود 25 درصد افراد بالای 85 سال را مبتلا می کند. بنابراین ما نمی توانیم تغییرات پاتولوژیکی که در مغز افراد سالمند اتفاق می افتد، به حساب روند طبیعی پیری قلمداد کنیم و بر همین اساس به سالمندان برچسب بزنیم و یا بگوییم با ورود به دوران سالمندی افراد دچار زوال و یا رکود شدید مغزی می شوند.

یکی دیگر از این عقاید اشتباه در مورد سالمندان این است که افراد سالمند نمی توانند در حد جوانان کارآمد باشند. اتفاقاً برعکس، مطالعات نشان می دهند که کار کارگران سالمند نتایج بهتری دارد، تعویض شغل و تصادفات کمتری داشته و نسبت به جوان ترها دارای غیبت از کار کمتری هستند. پس به راستی چرا ما چه بر اساس احترام و چه براساس این تفکرات ناصحیح پدر و مادر خود را از انجام کارهایی که یک روز به واسطه تلاش شغلیشان به عنوان قسمتی از هویتشان بوده است محروم می کنیم؟ آیا این موضوع ناشی از دلسوزی ماست یا ناشی از خودخواهی ما؟

 از طرفی؛ بسیاری از ما فکر می کنیم که اکثر سالمندان بیمار بوده و برای فعالیت روزانه خود به کمک نیاز دارند. لیکن واقعیت این است که درواقع 80 درصد سالمندان آنقدر سالم هستند که بتوانند از پس زندگی خود برآیند. حدود 15 درصد از آن ها مبتلا به بیماری مزمن می باشند که  تا حدودی با زندگی روزمره آن ها تداخل ایجاد می کند و 5 درصد باقی مانده نیاز به بستری در خانه سالمندان یا بیمارستان ها را دارند. بنابراین خانه های سالمندان مکان مناسبی برای آن دسته از سالمندان است که یا بیمارند یا به طورکامل در انجام امور مربوط به خود وابسته اند و در عین حال افراد خانواده نمی توانند از پس امور آن ها بر آیند. در مورد سالمندان عقاید نادرست و کلیشه های رفتاری متعددی وجود دارد که همه این موارد در این مختصر نمی گنجد. آنچه لازم است این است که هرکدام از ما  با تفکر عمیق تری به پدیده سالمندی و سالمندان اطراف خود بپردازیم. با خود بیندیشیم که مگر عمر جاودانه و حیات طولانی آرزوی قلبی اکثریت افراد نیست؟ پس چرا ما با افرادی که سالمند هستند در خور احترام رفتار نمی کنیم؟

آیا پدر و مادر ما و یا پدر بزرگ و مادربزرگ ما از همان اول چنین سنی داشته اند؟ آیا آن ها هم روزی مانند ما جوان نبوده اند؟ آیا  خود ما تلاش نمی کنیم که طولانی تر زندگی کنیم؟ و آیا کودکان ما آینه رفتار ما نیستند؟ با پدر و مادر خود آنگونه رفتار کنیم که انتظار داریم فرزندان ما در آینده با ما رفتار کنند. این یک شعار نیست این یک وظیفه است که متأسفانه امروزه در فرهنگ غنی ما رنگ باخته است. این که ما همه کارهایمان را خودمان انجام می دهیم و پدر و مادر خود را در آن دخیل  نمی کنیم، ولو این که به بهترین نحو ممکن هم انجام شود افتخار نیست….افتخار این است که در هرکار کوچکی چه اندازه دل پدر و مادر چشم به راه خود را شاد کرده ایم………….

منبع:

https://javanonline.ir

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیازات: 0 / 5. تعداد امتیازات: 0

به این خبر امتیاز دهید

0/5 (0 نظر)
لینک کوتاه : https://danestanyonline.ir/?p=3551

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

فرم جستجو

تبلیغات در سایت   درباره ما   تماس با ما

logo-samandehi