دانستنی آنلاین: به رغم آنکه پلتفرم جدید شرکت متا بنام «تردز» در همان ساعات اولیه انتشار در ایران فیلتر شد، ابراهیم رئیسی اکانت رسمی خود را در این پلتفرم راهاندازی کرده است.
به گزارش دانستنی آنلاین؛ شاید برای خیلی از شهروندان حضور مسئولین و مقامات کشور در شبکه های اجتماعی فیلتر شده دیگر اهمیتی نداشته باشد. در واقع طی دو سال گذشته آنقدر دغدغه های مردم افزایش یافته و آنقدر درگیر تامین حداقل های معیشتی شده اند که دیگر فرصتی ندارند تا ذهن خود را به موضوعاتی از این دست مشغول سازند.
حضور مسئولان در پلتفرم های فیلتر شده، نمادی آشکار از شکاف میان ملت و مسئولین
اگر همین الان از یک کارگر که با حداقل حقوق ۸ میلیون تومان (البته اگر همه آن را دریافت کند) باید سر و ته ماه را به هم برساند و شکم چهار سر عائله را سیر کند، پرسیده شود که نظرش درباره حضور رئیس جمهور مردمی در پلتفرم های توئیتر، نردز، اینستاگرام و دیگر شبکه های اجتماعی ممنوعه چیست؟ ممکن است با بی اعتنایی شانه ای بالا بیاندازد و بگوید برایش هیچ اهمیتی ندارد که کدام مقام مسئول در چه شبکه اجتماعی حضور دارد!
درست هم می گوید؛ نباید هم برای او و میلیون ها شهروند زیر خط فقر که در این ایام صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشته اند، اهمیتی داشته باشد که فلان مقام مسئول چگونه زندگی می کند، چه غذایی می خورد، چه خودرویی سوار می شود، سیسمونی نوه اش را از بازار کدام کشور تهیه می کند، آقازاده هایش در کدام کشور با رانت دولتی مشغول تجارت هستند و تعطیلات خود را در کدام کشور سپری می کنند!
مردم این روزها آنقدر گرفتار مشکلات اقتصادی ناشی از سیاست های دولت هستند که دیگر حوصله کنکاش در زندگی مسئولین را ندارند تا به میزان صداقت آنان در رفتار و گفتار پی ببرند.
این روزها مردم دیگر حوصله ندارند تا حرف های امروز مسئولین را با وعده های دیروز آنان مقایسه کنند و خلف وعده آنان را کشف کنند. آنچه که ذهن مردم در این روزها به خود مشغول ساخته این است که چگونه اجاره خانه این ماه را تهیه کنند، چگونه قرارداد اجاره مسکن را با توجه به افزایش نرخ اجاره و پول پیش، تمدید کنند و چگونه هزینه خوراک و پوشاک فرزندان خود را تامین کنند.
اما اگر کمی با دقت به موضوع نگاه کنیم، متوجه این واقعیت تلخ می شویم که جامعه در حالی که وانمود می کند دیگر به چنین موضوعاتی اهمیت نمی دهد، اما به شدت از این تبعیض طبقاتی رنج می برد.
چه کسی است که نداند در طی چهار دهه گذشته تمام ممنوعه هایی که به ملت تحمیل شده، برای مسئولین و وابستگان آنان آزاد بوده است؟!
مسئولانی که از صبح تا شب شعار ضد آمریکایی سر می دادند، فرزندانشان در آمریکا تحصیل و زندگی می کردند. تحریم هایی اعمال شده گرچه کمر ملت را شکستند، اما کمترین گزندی بر زندگی مسئولین وارد نیاوردند.
در حالی که دسترسی شهروندان به اینترنت آزاد هر روز محدود تر می شود و تمامی پلتفرم های بین المللی به روی مردم مسدود و فیلتر می شوند، بیش از ۹۰ درصد مسئولین و وابستگان آنان هم به اینترنت آزاد دسترسی دارند و هم در شبکه های اجتماعی حضور دارند بدون آنکه نیاز به خرید VPN داشته باشند!.
چندی پیش وزیر ارتباطات در حاشیه نمایشگاه الکامپ در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران در خصوص اختلال شدید در اینترنت کشور، موضوع را به طور کل منکر شده بود و گفته بود: اختلال اینترنت کو؟همین الان اختلالِ اینترنت را به من نشان بدهید!
این پاسخ آقای وزیر، دلیلی آشکار است از فاصله ای که میان او و جامعه وجود دارد. در حقیقت عیسی زارع پور، وزیر ارتباطات رئیسی از آنجایی که همچون دیگر مسئولین به اینترنت آزاد دسترسی دارد، نمی داند اختلال در اینترنت و فیلترینگ تحمیلی چه طعم و مزه ای دارد؛ چه رسد به آنکه بخواهد مشکل آن را حل کند. البته اگر سیاست های دولت، خود عامل اختلال در اینترنت نباشد!
نمایندگان ملت، فارغ از درد ملت!
از سوی دیگر در حال حاضر افرادی به عنوان نماینده ملت در مجلس قرار است از حق ملت صیانت کنند که آشنایی چندانی با حال روز ملت را ندارند.
به عنوان مثال، نماینده ای که ساعت لاکچری به مچ دست می بندد، در بهترین منطقه پایتخت در منزلی چند صد متری زندگی می کند، ماشین شاسی بلند سوار می شود، کفش آمریکایی به پا و گوشی آیفون در دست دارد و مبالغ دریافتی او از مجلس فاصله ای نجومی با حقوق یک کارمند یا کارگر دارد، چه درکی از زندگی مردمی دارد که خرید یک دستگاه خودروی بی کیفیت همچون پراید برایشان آرزو شده، حقوق دریافتی آنان کفاف مخارج زندگیشان را نمی دهد، خرید و یا حتی اجاره یک دستگاه آپارتمان ۴۵ متری در جنوب شهر برایشان به رویا تبدیل شده و زیر بار گرانی و تورم کمر خم کرده اند؟
نمایندگانی که تا این حد از واقعیت های جامعه دور هستند، چگونه می توانند وکالت ملتی را عهده دار باشند که کمترین درکی نسبت به آنان و مطالباتشان ندارند.
بی دلیل نیست که گاهی سخنانی از مسئولین می شنویم که آن را به عنوان مطالبات ملت بیان می کنند در حالی که این اظهارت هرگز جزئی از مطالبات ملت نبوده اند. در مقابل نیز آنچه که به واقع مطالبه ملت محسوب می شود، هرگز در کلام مسئولین شنیده نمی شود.
بدون شک هیچ مقام مسئولی نمی تواند درکی از زندگی مردم داشته باشد چرا که فاصله میان ملت و مسئولین امروزه یک فاصله نجومی است.
درست به همین دلیل است که هر روز شاهد اظهارات عجیب و غریب از سوی مسئولین هستیم. چرا که آنان بر اساس زندگی خود و گاهی تخیلات واهی خود برای یک ملت تصمیم می گیرند، نسخه می پیچند و گاهی نیز به نمایندگی از همین مردم سخن می گویند.
نسخه پیچی مسئولین بی درد برای ملت دردمند
شاید مسئولین و صاحبان تریبون ندانند که در شرایط سخت امروز که محصول سیاست ها و تصمیمات خود آنان است، چنین اظهاراتی چیزی نیست جز نمک بر زخم یک ملت که تاوان نجابت خود را می دهد!
یک روز احمد علمالهدی، امام جمعه مشهد، مردم را دعوت به خوردن اشکنه پیاز به جای مرغ میکند و یک روز علیاکبر ولایتی لنگ پوشیدن مردم یمن به جای لباس را تبلیغ قناعت در زندگی قلمداد میکند، یک روز احمد جنتی رئیس شورای نگهبان از یک وعده غذا خوردن در روز سخن می گوید و حالا هم، غلامرضا مصباحیمقدم، چهره اصولگرای تشخیص مصلحت گفته چینیها به یکی، دو وعده غذا در طول شبانهروز اکتفا میکنند.
اینها تنها قسمتی کوچک از اظهارات عجیب و غریب مسئولان کشور در لاپوشانیکردن مشکلات اقتصادی است که حکایت عدم شناخت آنان از وضعیت جامعه دارد.
حال با وجود مشکلات عدیده اقتصادی در کشور و شرایط نامساعد معیشتی مردم، ابراهیم رئیسی نیز هم هر روز تاکید دارد بگوید همه چیز در بازار تحت کنترل است و «لوکوموتیر» پیشرفت مملکت هم به راه خود ادامه میدهد!
مدل زندگی و عملکرد مسئولان کشورهای شرق آسیا می تواند بهترین الگو برای (مسئولان) ما در همه حوزه ها باشد
در همین رابطه، معینالدین سعیدی، نماینده چابهار در مجلس با اشاره اظهارات مصباحی مقدم در خصوص کم خوردن چینی ها، اظهار کرد: موضوع قناعت ملت نیست، بلکه بحث درایت دولت است. این پدیده بسیار مذمومی است که به جای اینکه ما مسئولان و صاحبان تریبون وظیفه خود را در ایجاد رفاه اجتماعی انجام دهیم، به مردم گیر میدهیم که چرا در روز سه وعده غذا میخورند؟ اولاً که این قیاس، یک قیاس معالفارق است. اتفاقاً در جنوب شرق آسیا، وعدههای غذایی خیلی بیشتر از سه وعده است. دوماً اگر آنها این اقتصاد خوب و مدل توسعه عالی را تجربه میکنند به این علت نبوده که مردم قناعت به خرج دادهاند، بلکه مدل زندگی و عملکرد مسئولان آنها میتواند بهترین الگو برای ما در همه حوزهها و مخصوصاً اقتصاد باشد.
وی با اشاره به بحران معیشتی حاکم بر کشور اظهار کرد: اظهارنظرهایی مثل کمخوردن و قناعتکردن و این چنین حرفهایی، حکم همان نمکی را دارد که بر زخم مردم پاشیده میشود.
دوگانگیها باعث ناراحتی، عصبانیت و گلهمندی مردم میشود
عضو کمیسیون کشاورزی مجلس که با اقتصاد ۲۴ گفتگو می کرد، اظهار داشت: ما چطور میتوانیم از مردم انتظار داشته باشیم که همیشه الگوی مصرف را رعایت کنند، اما خودمان، فرزندان و اطرافیانمان مدل زندگیمان متفاوت باشد. این دوگانگیها باعث ناراحتی، عصبانیت و گلهمندی مردم میشود و من چنین اظهاراتی را در جهت کمک به آرامش مردم نمیبینم بلکه باعث نارضایتی بیشتر مردم خواهد شد.
ما هزاران شغل خانگی که بر مبنای پلتفرمهای فضای مجازی بود را از بین بردیم، اما خودمان دسترسی داریم، استفاده میکنیم و مثلاً توئیت میزنیم
سعیدی یادآور شد: ما همیشه شعار میدادیم که نه فقر را میپذیریم و نه فرق را. چه بسا فرق گذاشتن، مردم را بیشتر ناراحت و عصبانی میکند. در زمان جنگ با توجه به شرایط خاص کشور، وضعیت معیشتی مردم بسیار سخت بود، اما مردم میدیدند که مسئولان همراه و همگام آنها هستند و اگر گشایشی هست برای همه است؛ پس در آن زمان فرقی وجود نداشت. متاسفانه الان آنچه باعث ایجاد فاصله بین مردم و مسئولان شده، نگاه دوگانهای است که در حوزههای مختلف وجود دارد.
وی ادامه داد: من همیشه مثال دسترسی به فضای مجازی را میزنم که موضوع خیلی مشخصی است. ما آمدیم هزاران شغل خانگی که بر مبنای پلتفرمهای فضای مجازی بود را از بین بردیم، اما خودمان دسترسی داریم، استفاده میکنیم و مثلاً توئیت میزنیم. اینها همان فرقهایی است که بیشتر از فقرها موجب ناراحتی مردم میشود.
وی با اشاره به شعارهای روزانه مسئولان و ناکارآمدی آنان در خصوص کنترل بحران های اقتصادی حاکم بر جامعه افزود: شعار دادن و رگ گردن متورم کردن، کار بسیار راحتی است، اما وقتی صحبتها، شعارها و عملکردهای ما باعث فشار بیشتر بر مردم شود، منجر به رویگردانی بیشتری میشود. از اینرو میطلبد که گفتمان ما مسئولان به گفتمان مردم نزدیکتر شود.





















