دانستنی آنلاین: سازمانی که میلیاردها تومان هر سال بودجه کشور را که می بلعد تا نقشی در اطلاع رسانی، سرگرمی و آموزش جامعه داشته باشد، این روزها چنان دچار فقر مخاطب شده، که حتی اندک مخاطبان سابق آن دیگر رغبتی به تماشای برنامه های آن ندارند.
به گزارش دانستنی آنلاین؛ گفته می شود، بودجه سال ۱۴۰۲ صدا و سیما که نام رسانه ملی را روی خود گذاشته است، با سقف کلی ۵۲۶۱ هزار میلیارد تومان در دولت سیزدهم بسته شده که نسبت به سال گذشته حدود ۱۵۰۲ هزار میلیارد تومان و معادل ۴۰ درصد افزایش دارد.
در قسمتِ ماده واحده و جداول کلان منابع و مصارف بودجه، سهم هر دستگاه سیاستگذار از بودجه ۱۴۰۲ به تفکیک سازمانهای زیرمجموعه آن مشخص شده است. در این میان برای سازمان صدا و سیما بهعنوان یک دستگاه سیاستگذار، که زیرمجموعهای برای آن معرفی نشده، مبلغ ۷.۹۳۸.۰۲۰.۴۰۰.۰۰۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شده است.
اما به رغم چنین بودجه کلانی که در حقیقت از جیب ملت هزینه می شود، این سازمان عریض و طویل، در دو سال گذشته به شدت دچار ریزش مخاطب شده است.
تا پیش از این برنامه های سرگرم کننده و ورزشی به اعتبار حضور چهره های محبوب مردمی، اندکی مخاطب داشتند؛ اما با اعمال سلیقه مدیران جدیدالورود، آن مخاطبان نیز از این رسانه رویگردان شدند.
این رسانه نیز همچون دیگر سازمان های دولتی، برای نشان دادن میزان رضایت مردم و مخاطبانشان، چاره ای نداشتند جز آنکه دست به آمارسازی و یا تهیه نظرسنجی های ساختگی کند. اما این وضعیت چطور به وجود آمد؟
در چهار دهه اخیر عملکرد صدا و سیما با فراز و فرودهای مختلفی مواجه بوده است. در برخی دوره ها به دلیل نبود، رقیب دیگری برای این رسانه، صدا و سیما یکه تاز عرصه رسانه ای کشور بود. اما با گسترش فناوری های رسانه ای، به تدریج مخاطبان دریافتند دیگر مجبور نیستند، هر برنامه ای را بر خلاف میل و سلیقه خود تحمل کنند و به سمت رسانه هایی رفتند که به آنان حق انتخاب می دادند.
با اینحال برخی از برنامه های صدا و سیما، به دلیل خلاقیت و محبوبیت عوامل و سازندگانشان، همچنان پر مخاطب باقی ماندند. این برنامه ها شامل برنامه ورزشی «نود»، مجموعه های طنز رضا عطاران و مجموعه سریال «پایتخت» با هنرمندی محسن تنابنده بودند، که به تدریج عوامل سازنده آنها هر کدام در دوره ای و به دلایل مختلفی، صدا و سیما ترک کردند.
به رغم حاشیه سازی برخی افراد برنامه تلویزیونی «نود» به تهیه کنندگی و اجرای عادل فردوسی پور، بیش از یک دهه همواره مورد توجه مردم قرار داشت و به یکی از برنامه های معتبر و محبوب کشور تبدیل شد. میزان ارسال پیامهای متنی بینندگان برنامه ۹۰ برای شرکت در نظرسنجیهای فقط تا سال ۲۰۱۱، به طور متوسط در هر برنامه حدود دو میلیون نفر بود، اتفاق که در تاریخ صدا و سیما همچنان تکرار نشده است
شاید بتوان گفت راز محبوبیت برنامه نود، شخصیت و کاراکتر تهیه کننده و مجری آن بود. چرا که عادل فردوسی پور، تنها یک مجری یا تهیه کننده نیست، بلکه او یکی از نخبگان علمی کشور و از اساتید برجسته دانشگاه صنعتی شریف است.
مجله «نیوزویک» در سال ۲۰۰۹، به دلیل محبوبیت گسترده، او را به عنوان یکی از بیست فرد قدرتمند ایران در نظر گرفت. همچنن مجله «ورلد ساکر» او را «جان ماتسن ایران» نامید.
انتشار خبر گزارش فینال لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۲۰ توسط عادل فردوسیپور در صفحه اینستاگرام کنفدراسیون فوتبال آسیا باعث شد تا تعداد دنبالکنندگان صفحه فارسی AFC حدود سه میلیون نفر افزایش پیدا کند و همچنین این گزارش به پنجمین لایو پربیننده دنیا و پربینندهترین لایو فارسی تبدیل شود که از میزان بالای محبوبیت فردوسیپور در میان مردم حکایت دارد.
سیامک رحمانی، کارشناس رسانه و روزنامهنگار درباره محبوبیت فردوسیپور و دلایل آن بیان میکند: «عادل فردوسیپور در تلویزیون چهره متفاوتی است، زیرا راحتتر صحبت میکند، صراحت بیشتری دارد و با مخاطبانش، با صداقت برخورد میکند؛ برای همین، خیلیها رویهاش را دوست داشتهاند و محبوبیتش هم مختص به ورزش و فوتبال نبوده و نیست… او یکی از استانداردترین برنامههای تلویزیون را داشتهاست.»
محبوبیتی که خشم تنگ نظران کوته فکر را به دنبال دارد
تصور اینکه یک شخصی در کشوری همچون ایران، با تلاش و کوشش خود پله های ترقی را یک به یک بالا برود، محبوب میلیون ها نفر باشد، نخبه علمی و یک چهره دانشگاهی باشد، از نوع شریفش باشد، هر نظرتنگ کوته فکری را آزار می دهد.
مشکل عادل فردوسی پور نیز از همان زمانی آغاز شد که به تدریج مدیران رانتی به واسطه روابط توانستند به رغم عدم توانایی و شایستگی،پست های مدیریتی صدا و سیما تصاحب کردند.
علی فروغی که فرزند باجناق حداد عادل است، یکی از چهره هایی است که در حمله به سفارتخانه ها، نقش ویژه ای داشته است و به واسطه همین نسبت و علت، توانست مدیر شبکه سوم سیما شود. مدیر جدید شبکه سوم سیما، که مدرکش را از دانشگاه امام صادق گرفته است، اکنون در مقابل خود یکی از نخبه های علمی را می دید که عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف است و از محبوبیت بالایی برخوردار است!
همین دلیل کافی بود تا حذف فردوسی پور از صفحه رسانه کلید بخورد. اما عادل یک شخص عادی نبود که کنار گذاشتن او آسان باشد. کارشکنی های آقازاده همچنان ادامه داشت تا جایی که در اسفند ۹۷، تنها سه ساعت قبل از پخش آخرین برنامه ۹۰ در سال ۱۳۹۷، برنامه ۹۰ اجازه پخش از شبکه ۳ را دریافت نکرد.
چند ماه از حضور فروغی در شبکه سوم گذشته بود و اقدامات او برای کنار رفتن خودخواسته فردوسی پور جواب نداد تا اینکه عاقبت در جریان جشنواره جام جم، عادل فردوسی پور هنگام دریافت جایزهاش (که با حواشی فراوانی در خصوص تقلب در شمارش پیامکها و رای سازی و رای سوزی به ضرر فردوسی پور همراه بود) گفت که «سختترین سال» دوره کاریاش در صدا و سیما را پشت سر گذاشته است.
به رغم دست کاری آرای مردم در جشنواره جام جم اما آنقدر میزان محبوبیت عادل بالا بود که رای سازی ها و رای سوزی ها جواب نداد و برنامه نود به عنوان برترین برنامه صدا و سیما از سوی مردم انتخاب شد.
او هنگام دریافت تندیس جایزه مردمی بهترین برنامه و تندیس بهترین تهیهکننده برنامه ترکیبی از سختیهای «ناحقی» گفت که در یک سال گذشته از سوی صدا و سیما بر او و برنامهاش تحمیل شد. محمدحسین رنجبران، مدیرکل روابط عمومی سازمان صدا و سیما اعلام کرد که از سال جدید «تحولاتی ویژه» در برنامه ۹۰ صورت خواهد گرفت و این برنامه با گروهی جدید پخش میشود. در راستای اعتراض به کنار گذاشتن عادل فردوسی پور از برنامه ۹۰، چهرههای سرشناس زیادی از جمله علی دایی، پرویز پرستویی، حبیب رضایی، پیمان معادی، پیمان قاسمخانی، امیرمهدی ژوله به این اتفاق واکنش نشان دادند.
دیگر صبر فروغی به سر آمد و درست پس از انتخاب شدن ۹۰ به عنوان «برترین برنامه تلویزیونی جشنواره جامجم» عادل برای همیشه از صدا و سیما کنار گذاشته شد.
حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس دهم در مصاحبهای اعلام کرد که وقتی در خصوص علت فردوسیپور از صدا و سیما، از یکی از نهادهای امنیتی سؤال کرده بود، در جواب، محبوبیت فردوسیپور را علت حذف آن از صدا و سیما عنوان کرده بودند. همچنین در زمانی که وی با مدیر شبکه ۳ تماس گرفته، فروغی در جواب به وی گفتهاست:
«دخالت نکن؛ هشت ماه برنامهریزی کردیم تا کنار بگذاریمش.»
داستان ادامه دارد!
فقط یک شخص کوته فکر می توانست اینطور فکر کند که با حذف فردوسی پور از تلویزیون، از محبوبیت او نیز کاسته می شود. بی خود نیست که می گویند چراغی را که ایزد بر فروزد/ هر آنکس پف کند ریشش بسوزد!
بر خلاف بسیاری از مدیران رانتی، که مدارک دانشگاهی خود را با سفارشات خاص از دانشگاه ویژه آقازاده ها دریافت کرده و به واسطه روابط فامیلی به پست و مقامی رسیده اند، عادل فردوسی پور مدارک علمی و جایگاه اجتماعی خود را تنها به واسطه همت و تلاش خود به دست آورده است.
از این رو حذف برنامه ای که او سال ها برایش زحمت کشیده بود و طی دو دهه به یک مرجع تخصصی در زمینه فوتبال بدل شده بود، هرچند تلخ بود، اما پایان کار نبود. او که دارای دکترای مدیریت رسانه است، استاد زبان انگلیسی دانشگاه شریف نیز می باشد و تا کنون آثار فاخری را ترجمه کرده که این آثار فروش بالایی در کشور داشته اند.

مراسم امضاء کتاب فوتبال علیه دشمن نوشته سایمون کوپر با ترجمه عادل فردوسی پور
ترجمهٔ کتاب فوتبال علیه دشمن اثر سایمون کوپر یکی از آثار ترجمه ای او می باشد که از مهمترین آثار جهان در حوزه تأثیرگذاری پدیده فوتبال بر سیاست، جامعه، فرهنگ و تاریخ است که بدر بهار سال ۱۳۸۹ برای بار اول به چاپ رسید.
او کتاب دیگری را با نام کتاب جامع فوتبال ترجمه کرد که دانشنامهای ۴۰۰ صفحهای و تمام رنگی دربارهٔ فوتبال است.
کتاب هنر شفاف اندیشیدن اثر رولف دوبلی از پرفروشترین آثار در حوزه روانشناسی زندگی فردی در سالهای اخیر بود که توسط فردوسی پور ترجمه و منتشر شد. کتاب هنر خوب زندگی کردن نیز در سال ۱۳۹۷ توسط فردوسیپور ترجمه و روانه بازار شد. هنر خوب زندگی کردن پرمخاطبترین کتاب ترجمهشده به وسیلهٔ فردوسیپور است .
جدیدترین کتاب ترجمه شده فردوسیپور با نام پیگیر اخبار نباشید دربارهٔ «مضرات پیگیری اخبار» و همانند ترجمههای قبلی او اثر رولف دوبلی است که در سال ۱۳۹۹ توسط نشر چشمه منتشر شد. استقبال مردم از کتابهای فردوسیپور به حدی بوده که بارها تجدید چاپ شدند و در هنگام رونمایی برخی از این کتابها در نمایشگاه کتاب ازدحام جمعیت بسیار شکل گرفت.
فردوسی پور با فعالیت های فرهنگی و علمی خود نشان داده او تفاوت زیادی با کسانی دارد که برای گذران زندگی کاملاً به خود متکی است و نیازی ندارد برای حفظ جایگاهش به رایکاری و چاپلوسی متوسل شود.
با این حال هیچکدام از این اقدامات عادل، نتوانست به اندازه نشستن دوباره او در مقابل لنز دوربین، خشم حسودان را در پی داشته باشد.

علی دایی در برنامه فوتبال ۳۶۰
بازگشت مجری کارشناس محبوب !
سال ۱۴۰۰ بود که عادل فردوسی پور به همراه دوستان قدیمی اش در برنامه نود، تصمیم به ساخت یک مجموعه در ژانر تاک شو با محوریت فوتبال تهیه و در شبکه های اجتماعی منتشر کنند. همچنین یک اپلیکیشن با همین نام نیز ساخته شد تا برنامه های ساخته شده به طور هفتگی در آن قرار گیرد. سال ۱۴۰۱ اولین قسمت این مجموعه در شبکه های اجتماعی منتشر شد و موجی از واکنش های مثبت مخاطبان را با خود به همراه داشت.
ساخت و انتشار برنامه فوتبال ۳۶۰ ادامه داشت تا آنکه اعتراضات سراسری و حوادث تلخ پیرامون آن، سایه خود را بر فوتبال کشور انداخت و باعث شد فردوسی پور نیر بی تفاوت از کنار آن نگذرد.
در برنامه ای که با حضور علیرضا جهانبخش اجرا می شد، موضوع گفتگو، اتفاقات رخ داده حول تیم ملی در جام جهانی بود.
در همین گفتگو عادل فردوسیپور انتقادات تند و تیزی از رفتار بازیکنان تیم ملی در زمانی که جامعه ملتهب بود کرد. این چهره مردمی گلایه داشت که چرا در روزهایی که حال مردم خوب نبود، بازیکنان تیم ملی مچ بند مشکی نبسته، پس از گلزنی خوشحالی کرده، جشن تولد گرفته و یا اینکه در فوتوشوتهای فیفا ادا و ناز آمدهاند؟!
این صحبتها بازتاب زیادی داشت و به قول معروف گزک دست کسانی داد که از مدت ها منتظر چنین فرصتی بودند. اینگونه شد که توپخانه مدعیان با تمام قدرت و با توسل به همه توان رسانه ای و سایبری خود، فردوسی پور ار زیر آتش حملات خود گرفتند.
حمید رسایی، نماینده جریان معروف به پایداری در مجلس با انتشار یک یک جمله در شبکه اجتماعی فیلتر شده توئیتر و انتشار دو دو هشتگ بی ربط، در واکنش به اظهارات فردوسی پور نوشت: «عادل جون، مجری بازجو و آزارگرورزشی تویی، بقیه اداتم نمیتونن در بیارن…». رسایی دو واژه «مجری بازجو» و «آزارگر ورزشی» را با استفاده از هشتگ به کار برده تا نشان دهد با استفاده از آنها مقصود خاصی داشته است. گویی آنکه اشارهاش به داستان مجری بازجو، مشخص است.
اظهارات اخیر حمید رسایی درباره عادل فردوسیپور در شرایطی در فضای مجازی بازتاب داده شده که او پیشتر هم اظهاراتی خبرساز درباره چهرههای ورزشی داشته است.
این عنصر جریان پایداری چند وقت پیش خواسته بود تا به علی دایی، یحیی گلمحمدی و رضا کیانیان سیلی زده شود!
او گفته بود: «من که سعی میکنم اخبار شبکههای اجتماعی رویم اثر نگذارد وقتی صحبتهای دایی و امثالهم را میبینم به خود میگویم اگر او دروغ میگوید پس چرا کسی در گوش او نمیزند؟ علی کریمی همه اموالش را فروخته و رفته، اما علی دایی، یحیی گلمحمدی و رضا کیانیان که هستند. چرا کسی در گوش آنها نمیزند؟»
رسایی همچنان با استفاده از شبکه های اجتماعی فیلتر شده همچون اینستاگرام و توئیتر، بارها علیه چهره های مردمی مطلب منتشر کرده است و این اظهارات تنها مختص علی دایی، کریمی و فردوسی پور نمی شود. او چندی پیش نیز خواستار اعدام برخی از هنرمندان شده بود!
این اظهارات با واکنش تند رضا کیانیان روبرو شد جایی که این بازیگر مطرح سینمای ایران در جوابیهای بلند حمید رسایی را متهم کرد که با نام بردن از بزرگان فوتبال ایران در پی مطرح کردن خودش است.
در بخشی از بیانیه کیانیان در آن برهه خطاب به حمید رسایی آمده بود: «ذهن تو فقط با بگیر و ببند آشناست نه گفتگو. برای همین است که فقط با سفارشِ بگیر و ببند این و آن، میتوانی خودت را مطرح کنی! چون استدلال نداری. حتا سفسطه هم نمیدانی. فقط دشمنی بلدی. چون هیچ گاه از دوستی و مهر، کسی از تو نشنیده. حتا وقتی نماینده مردم بودی. فقط مخالفت و نهی و بستن و قلع و قمع بلد بودی و هستی. من که با تو و امثال تو کاری ندارم. چون لزومی نمیبینم. ولی چون مدتی مطرح نبودی و دوست داشتی با دشمنی با بزرگان فوتبال مطرح شوی، من هم نام تو را نمیبرم، ولی ویدئو ات را میگذارم تا مطرح شوی، حالت خوب بشه و برگردی به همان جایی که از آن آمده بودی. راستی هیچ وقت توضیح ندادی چرا شورای نگهبان صلاحیتات را رد کردند؟…»
گرچه رسایی اولین نفری بود که برای فردوسی پور تیغ عریان نشان داد، اما کمتر کسی این واکنش را جدی گرفت. موضوع از جایی مورد توجه واقع شد که رئیس سازمان صدا و سیما در اظهاراتی سخیف، (بدون نام بردن از فردوسی پور) به او را متهم به لگد زدن به مردم کرد!
اظهارات سخیف پیمان جبلی!
پیمان جبلی در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق در پاسخ به پرسشی درباره بازگشت برخی برنامهسازان و چهرهها به تلویزیون (با توجه به ریزش شدید مخاطبان این رسانه)، گفت: «بالاخره وقتی این آدم در برنامهای میآمده برای خودش خیلی از مخاطبان را داشته است. اسمش میآمده، برنامه با خودش مخاطب میآورده است… خب حالا به نظام، مردم و اعتقادات خودش لگد زده است. لگد زده به نمکدان، نمک را ریخته و نمکدانی را شکسته است…»
جبلی سپس این پرسش را مطرح کرد که « آیا از من انتظار دارید برای اینکه من پرمخاطب بشوم بروم خواهش و التماس کنم که تو رو خدا بیا؟»
در واکنش گسترده به این اظهارات سخیف و توهین آمیز ، در مورد عدم حضور برخی مجریان و چهرههای مشهور در تلویزیون که اشارهای به عادل فردوسیپور تعبیر شد، روابط عمومی صدا و سیما با صدر بیانه ای مدعی شد که جبلی از هیچ فردی نام نبرده است! اما این روابط عمومی توضیح نداده منظور جبلی، چه کسانی بوده است؟
حالا نوبت به چهره های مردمی بود که پاسخ مناسبی به این اظهارت بدهند. یکی از اولین واکنش ها از سوی قهرمان کشتی ایران، پهلوان امیررضا خادم منتشر شد.
امیررضا خادم، قهرمان کشتی و رئیس پیشین فدراسیون کشتی در واکنش به اظهارات جبلی درباره عادل فردوسی پور، نوشت: «بی تدبیری این دست مدیران رانتی خسارات جبران ناپذیری به نظام اجرایی کشور وارد کرده است و نهایتا زمینه حذف نیروی انسانیِ با کیفیت و شرافتمند را فراهم می آورند.»
خادم این اظهارات را به دلیل ناتوانی مدیران و مسئولان میداند که با «سهل انگاری و بی تعهدی» منصوب شدهاند.
او در ادامه نوشت: «حرف های جناب جبلی (رئیس صدا و سیما) در خصوص دلایلِ حذفِ عادل فردوسی پور از تلویزیون، تقریباً برای کسی تعجب آور نبود؛ چون:
یکم) سهل انگاری و بی تعهدی در شیوه انتصابِ مدیران امری متداول و عادی شده است!
دوم) بی تدبیریِ این دست مدیرانِ رانتی خساراتِ جبران ناپذیری به نظام اجرائیِ کشور وارد کرده است!
سوم) و در نتیجه نه توانی برای اقناعِ مخالفین با تصمیماتشان را داشته و نه پاسخی مستدل برای منتقدین دارند!
چهارم) پس منافع شان اقتضاء می کند با سیاستِ “تک صدایی” در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی همسو شوند!
پنجم) تلاش می کنند هر گونه نقد و اعتراض را موضوعی امنیتی و آسیب رسان به اصلِ نظام تعبیر کنند!
ششم) نهایتاً زمینه ی حذفِ نیروی انسانیِ با کیفیت و شرافتمند را فراهم می آورند!»
نماینده مردم در مجلس هفتم، این شیوه را منجر به مهاجرت چهرههای فرهنگی و ورزشی از ایران دانسته است: «یادمان نرود، برخوردِ همین دست از مدیران با امثالِ علی کریمی (رفتار با او در قضیه انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال و سپس انتخاب فردی)، گلشیفته فراهانی (هجمه ای که از بابت بازی در یک فیلم در خارجی به او وارد شد) و حتی امیر تتلو (عدم صدور مجوز برای فعالیت در داخل کشور) و… بود که باعث خروج آنها از کشور و سپس تبدیل شدن به اپوزیسیون و نظایر آن گردید!»
او همچنین با کنایه به جبلی نوشته: «چه بسیارند آدم های توانایی که به رغم همه ی بی تدبیری ها (مانند حذف برنامه نود و عادل) جلای وطن نکردند، ولی یا خانه نشینند و البته گاهی هم کارهایی میکنند که به مذاقِ آقایان مدیر خوش نمی آید، ولی فراموش می کنند، آغاز کننده چه کسانی بوده اند!»
پرستویی: آقایان آبرومندانه این پستهایی که اشغال کردید را رها کنید!
پرویز پرستویی بازیگر مطرح سینمای کشورمان نیز در صفحه اینستاگرام خود نوشت: این روزها این دو چهره سرشناس و معروف ،در دنیای مجازی، که پست های مهمی را هم اشغال کردهاند، هر روز بدتر از دیروز موجب خنده و تاسف مردم و اهالی فرهنگ و صنعت خودروسازان میشوند و علت معروف شدنشان هم وجه اشتراک شان است. یک نفر هم نیست یواشکی در گوش این دونفر بگوید: آقایان آبرومندانه این پستهایی که اشغال کردید را رها کنید و به استراحت بپردازید و اینقدر آبروریزی نکنید مردم ایران، مردم بزرگ و فهیمی هستند.
این فعال مدنی با اشاره به اظهارت اخیر میرسلیم در خصوص برخورد با جوانان معترض نوشت: مثلا در مورد میرسلیم، که در این ۹ ماه گذشته حتما یادتون میاد که فرمودند چرا وقت اعدامها اینقدر طولانیه؟ (پسر خودش شریک منافقین آزاد میچرخد و به ساخت و ساز مشغول است) یا مثلا فرمودند: ۲۰۶ با لندکروز فرقی نمیکند!
وی در ادامه آورد: رئیس صداوسیما در پاسخ به پرسش دانشجویان درباره فعالیتهای صدا و سیما پس از قطع همکاری برخی چهرهها توضیح داد: ما در درجه اول باید رابطهمان را با چهرهها و افرادی که رابطه خودشان را با فرهنگ خودشان، تاریخ و مردم کشورشان قطع کردهاند، قطع کنیم. تعارف هم نداریم. نمیخواهند دیگر باشند خب نخواهند. اصلاً یک بخش عظیمی از مردم هم بدشان میآید اتفاقا قیافه آنها را ببینند، این طور نیست که فقط آنها بدشان بیاید، مردم هم بدشان میآید که قیافه این آدمها را ببینند. خب، آقا پیمان جبلی کاملا در اشتباهید. هنرمند جماعت یا به قول شما چهرهها هرچه دارند از مردم دارند. هنرمند بدون مردم هنرمند نیست، اگر هنرمندان ارتباطشان را با صدا و سیما قطع کرده اند، نمی خواهند قیافه شما و امثال شما را ببینند، یعنی، برای مردم احترام قائلند و اتفاقا علت عدم حضورشان در صدا و سیما شما هستید.
این هنرمند کشورمان که خود نیز برادر شهید است تصریح کرد: مردم، شما را نمیخواهند ببینند. شما یادتون رفته برادرتان در مورد شما چهها نگفت؟ ضمنا صدا و سیما ملک شخصی شما نیست، شان هنرمند در صدا و سیمایی که شما مثلا رئیساش هستید، نیست. صدا و سیما متعلق به مردم و هنرمندان و فرهیختگان است، فعلا شماها حالشو ببرید!
مهرداد خدیر ، روزنامه نگار نیز با بازخوانی اظهارت جبلی نوشت: اینها تازهترین سخنان آقای پیمان جبلی رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران درباره عادل فردوسیپور است که هنوز کارمند صدا و سیما به حساب میآید.
این روزنامه نگار با آنالیز اظهارات جبلی به روانکاوی این مقام مسئول پرداخته و نوشته است: دستکم جملات اول ناظر به اوست اگر هم عبارات بعدی را معطوف به دیگران و کوچندگان سازمان بدانیم. [یک بار دیگر هم عبارت نقل شده را بخوانید و بر «این آدم» و «آن آدم» و البته «من» بیشتر درنگ کنید: برای این که من پرمخاطب شوم. وقتی رئیس جمهوری مملکت می گوید من خدمت گزارم، چگونه رئیس صدا و سیما از این سازمان با عنوان «من» یاد می کند: برای این که من پرمخاطب شوم.] هنر آقای جبلی البته تبدیل صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به صدا و سیمای جبهه پایداری است و به همین خاطر به جای ۸۵ میلیون ایرانی برای پایگاه اجتماعی خود برنامه میسازند مثل این که شهردار تهران بخواهد خدمات شهری را محدود به مناطقی کند که اکثریت ساکنان آن به آقای رئیسی رای دادهاند!
خدیر در ادامه آورده است: این یادداشت اما نه درباره این تقلیل بلکه به قصد طرح پرسش دیگری نوشته میشود و آن سوال هم این است که به خاطر داریم وقتی تنها ۶ ماه قبل دو برادر شما به آمریکا پناهنده شدند و خبر آن را هم اول بار نشریه آمریکایی تایم منتشر کرد درباره دو برادرتان نگفتید “نمک خوردند و نمکدان شکستند یا به خودشان و خانواده لگد زدند”. اتفاقا وقتی صحبت از اخویهای پناهنده بود، ادبیاتتان کاملا بهداشتی بود و گفتید: «اینها در مسیر طبیعی است؛ هم رویش داریم هم ریزش».
این فعال رسانه ای تصریح کرد: آیا وقتی پای دو برادر در میان باشد، ریزش است و صحبت از دیگری می شود لگدزنی؟ از کی تا حالا آن که میرود و پناهنده میشود تنها مرتکب ریزش شده که با رویش جبران میشود، ولی آن که نرفته و به ارزشهای خود و رسانه پایدار مانده لگد زده است؟ این چه جور حرف زدن است آخر؟ اگر رئیس سازمان این طور صحبت کند از مجریان چه انتظاری هست؟ به تعبیر سعدی علیهالرحمه: اگر ز باغ رعیت، مَلِک خورَد سیبی/ برآورند غلامانِ او درخت از بیخ….
رفتن و پناهندگی برادران شما ریزش است، ولی ماندن عادل فردوسیپور و تن ندادن به کرنش در مقابل رئیس شبکه سه -که اتفاقا منصوب شما هم نیست- لگدزدن؟
در پایان لازم است به این موضوع اشاره ای داشته باشیم که ماجرای خصومت تنگ نظران با عادل فردوسی پور، متاسفانه تنها یک نمونه کوچک از رفتار مسئولین و مدیران رانتی با نخبگان کشور است. ظلم و جفا در حق نخبگان جوان، در حدی است که تعداد زیادی از آنان، یا از این کشور رفته اند و یا هنور فرصتی برای رفتن پیدا نکرده اند تا بروند.
سال هاست که کمتر مدیر یا مسئولی را دیده ایم که به دور از ریاکاری و تظاهر، در جهت منافع ملی قدم بردارد. مدیرانی که با جان و دل برای آبادانی کشور تلاش کنند و اگر توانایی قبول مسئولیتی را در خود نمی بینند، پا بر روی منافع خود گذاشته و کنار بروند تا یک شخص کاردان، مسئولیت را قبول کند. نمی توان باور کرد کسانی که هر روز برای کشور و ملت، با تصمیمات خود بحران ایجاد می کنند، از منافع ملی درکی داشته باشند و دلشان برای این مرز و بوم بتپد.
درست برخلاف شخصی مانند عادل فردوسی پور که سال گذشته اظهاراتش در خصوص مهاجرت نخبگان، تحسین دوست و دشمن را به همراه داشت.
فردوسی پور اردیبهشت سال گذشته در مراسمی در خصوص سیل عظیم مهاجرت نخبگان جوان از کشور گفته بود: هر یک نفری که از ایران خارج میشود و میرود انگار یک خنجر به قلب من زده میشود و خیلی ناراحت میشوم. ای کاش برای نخبههای ما فضای فعالیت مهیا بشود. میدانم خیلی سخت است، میدانم هیچ فرش قرمزی برای هیچکدام از ما هیچوقت پهن نشده، باید کلی موانع را پشت سر بگذارید، کلی تلاش کنید، کلی کوشش کنید تا به آنچه استحقاقش را دارید برسید. شاید در این مسیر آدمهایی که در قواره شما نیستند، بالادست شما باشند؛ اما مطمئنم شما با استعداد و نبوغ تان میتوانید راهتان را پیدا کنید. من کاملا درک میکنم که شرایط بسیار سخت است. شرایط برای کار و پیداکردن جایگاه مدنظرتان خیلی سخت است و کسانی در این شرایط، رفتن را انتخاب می کنند.
ای کاش مدیران و مسئولان پر ادعای کشورمان، اندکی از این حس وطن دوستی عادل را داشتند!


























