9
روایت آمنه بهرامی از 12 سال دوندگی برای احقاق حق خود

قربانی اسیدپاشی در جستجوی عدالت!

  • کد خبر : 142227
  • 31 اردیبهشت 1402 - 13:59
قربانی اسیدپاشی در جستجوی عدالت!

دانستنی آنلاین:  19 سال قبل بود که آمنه بهرامی  در حمله مرد اسیدپاش بینایی دو چشم خود را از دست داد. اما او همچنان در پیچ و خم مراجع قضایی برای رسیدن به دیه خود است. به گزارش دانستنی آنلاین، روز گذشته آمنه بهرامی، قربانی اسیدپاشی دهه ۸۰ که در جریان آن دو چشمش را […]

دانستنی آنلاین:  19 سال قبل بود که آمنه بهرامی  در حمله مرد اسیدپاش بینایی دو چشم خود را از دست داد. اما او همچنان در پیچ و خم مراجع قضایی برای رسیدن به دیه خود است.

به گزارش دانستنی آنلاین، روز گذشته آمنه بهرامی، قربانی اسیدپاشی دهه ۸۰ که در جریان آن دو چشمش را از دست داده است، پس از گذشت حدود ۱۹ سال از حادثه اسیدپاشی به دادسرای امور جنایی تهران آمد و با طرح شکایتی از دادیار شعبه اجرای احکام درخواست تعیین تکلیف دیه چشمانش را مطرح کرد.

آمنه بهرامی، دانشجوی رشته الکترونیک دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر بود که ۱۲ آبان سال ۸۳ از سوی یکی از همکلاسی‌هایش به نام مجید در پارکی روبه‌روی بیمارستان رسالت نزدیکی پل سیدخندان هدف اسیدپاشی قرار گرفت و دو چشمش را از دست داد. متهم پس از دستگیری در بازجویی‌ها به جرم خود اقرار کرد و گفت عاشق آمنه بوده و تصمیم داشته با او ازدواج کند، اما وقتی با جواب منفی آمنه روبه‌رو شده از او کینه به دل گرفته و دست به جنایت زده است.

آمنه هنوز هم وقتی از روز حادثه حرف می زند با جزئیات همه چیز را تعریف می کند: «زیر پل سیدخندان از جلوی یک گل فروشی رد شدم. آن طرف خیابان یک بوستان بود.حس کردم کسی می خواهد از پشت سرم عبور کند. خودم را کنار کشیدم که رد شود. ناگهان چشمم به چشمش افتاد. پوزخندی زد و قبل از اینکه فرصت کنم جنب بخورم ظرف اسید را روی صورتم خالی کرد. جیغ کشیدم و صورتم را با دست پوشاندم. گردنم به سمت پایین خم شده بود و سوزش عجیبی داشتم. تصویر پاهایش در حالی که داشت فرار می کرد، آخرین تصویری بود که در زندگی ام دیدم. بعد از آن همه چیز تاریک شد تا همین الان!»

پرونده دلخراش آمنه بهرامی پس از کش و قوس‌های فراوان و اصرار وی بر اجرای حکم قصاص چشم در برابر چشم سرانجام با گذشت او از قصاص متهم در آخرین لحظات اجرای حکم در ۲۴‌اردیبهشت‌ماه ۹۰ برای همیشه بسته و قرار شد او در عوض دیه چشمانش را دریافت کند.

حالا 12 سال از روزی که آمنه، روشنی زندگی را دوباره به متهم ارزانی داشت می گذرد، اما این زن جوان که نیمی از زندگی اش را در تاریکی و حسرت دوباره دیدن سپری کرده است، همچنان در راهروهای مراجع قضایی، از اتاقی به اتاق دیگر می رود تا شاید بتواند نور عدالت را ببیند و دیه خود را بگیرد.

آمنه بهرامی صبح روز گذشته بار دیگر در دادسرای جنایی تهران حاضر شد و در مورد دلیل حضورش به خبرنگار ایران گفت: «روز اجرای حکم زمانی که تصمیم گرفتم از قصاص چشم های متهم گذشت کنم، در برگه رضایت نامه نوشتم : بخشیدم! بخشش کامل خود را در مورد چشمانم اعلام می کنم اما درخواست دیه کامل اعضای از دست رفته را دارم. همین نوشته 12 سال است که من را برای گرفتن دیه ام سردرگم کرده است. حرف من این بود که از قصاص عضو گذشت می کنم اما اشاره جمله دوم به تقاضای دیه مورد توجه نبوده است».

این قربانی اسیدپاشی گفت: «در این سالها 55 میلیون تومان دریافت کرده ام که بابت غرامت هزینه جراحی هایم بود. آن پول را هم مردم در کمک به متهم پرداخت کردند که به من داده شد. اما این مبلغ در ازای دیه من نبود و برای تامین هزینه های سنگین جراحی هایی بود که به من تحمیل شد».

وی ادامه داد: «در سال 90 متهم پرونده به پرداخت 200 میلیون تومان دیه محکوم شد و من بابت این مبلغ و دیه چشمانم هنوز وجهی دریافت نکرده ام. برای همین امروز به دادسرا آمدم تا تقاضای رسیدگی مجدد به پرونده را داشته باشم.»

آمنه انگار در هر لحظه هزار بار سر می خورد به خاطرات گذشته اش. به روزهای قبل از حادثه و قبل تر و بعدتر. انگار این فاجعه زندگی آمنه را به دو نیم قسمت کرد. خودش می گوید زندگی اش نابود شده است.

در ادامه این گزارش گفتگو با آمنه بهرامی را بخوانید.

پشیمانم که بخشیدم!
آمنه را خیلی ها می شناسند. برای کسانی که امروز با تو آشنا می شوند خودت را معرفی کن.

من آمنه بهرامی هستم، متولد سال 56. دانشجوی الکترونیک بودم که این حادثه رخ داد.

متهم را چند وقت بود می شناختی؟

راستش شناخت خیلی درست و حسابی ای از او نداشتم. 5 سال از من کوچکتر بود و ترم های آخر که بودم تازه وارد دانشگاه ما شده بود. یک بار در دانشگاه به من تنه زد و خیلی عصبانی شدم. برای همین با او بحثم شد.

جز این دیگر برخوردی با او نداشتم.

چه چیز باعث شد از تو کینه به دل بگیرد؟

شماره تلفن خانه مان را پیدا کرده بود. یک روز مادرش تماس گرفت و از من خواستگاری کرد. من او را به یاد نداشتم و هر نشانی ای که می داد به خاطر نمی آوردم.

فقط وقتی سن و سالش را فهمیدم گفتم ما به درد هم نمی خوریم و من ایشان را نمی شناسم برای همین جوابم منفی است. از آن روز تا دو سال بعد هر چند ماه یک بار مادرش به خانه ما زنگ می زد و می گفت پسرم گفته فقط می خواهد با تو ازدواج کند.

بالاخره بعد از دو سال تماس های پی در پی تصمیم گرفتیم که آنها به خواستگاری بیایند و مادرم آدرس خانه مان را به آنها داد.

اما قبل از اینکه بیایند من موضوع را به دوستم گفتم و تعریف کردم که دو سال است یکی از بچه های دانشگاه خواستگار من است. گفتم که او را نمی شناسم و فقط فهمیده ام نامش مجید است. با نشانی هایی که دادم دوستم گفت که او همان کسی است که با تو دعوا کرد! من هم گوشی را برداشتم و قرار خواستگاری را کنسل کردم.

بعد چه شد؟

من در یک شرکت نزدیک خیابان شریعتی کار می کردم. به گمانم از خانه مان من را تعقیب کرده بود و چندین روز سر کوچه محل کارم می نشست.

حتی موضوع را به ماموران کلانتری هم گفتم که گفتند فعلا که کاری نکرده است. بی محلی کن تا خسته شود و برود. اما در نهایت با کینه جویی اقدام به این کار کرد و تمام زندگی ام را سوزاند.

چه شد که رضایت دادی؟

من باید خودم حکم قصاص را اجرا می کردم اما چون بینایی نداشتم مجبور بودم از خانواده ام کمک بگیرم.

دلم نمی خواست خانواده ام را درگیر کنم. اما حالا پشیمانم که این کار را نکردم چون بعد از این حادثه بارها برای زنان سرزمینم حادثه اسیدپاشی رخ داد.

انگار بخشش قصاص عضو، اسیدپاش ها را وقیح می کند.هر چند در آن لحظه قدرت در بخشیدن بود. چون بخشیدن کسی که تمام زندگی ام را سوزانده بود درست در لحظه ای که می توانستم انتقام بگیرم واقعا کار سختی بود.

تقاضای الان تو چیست؟

تقاضای رسیدن به حقم را دارم.31 بار جراحی شده ام و هنوز نیاز به عمل جراحی دارم. برای همین لازم است که دیه ام را بگیرم.

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیازات: 5 / 5. تعداد امتیازات: 20

به این خبر امتیاز دهید

لینک کوتاه : https://danestanyonline.ir/?p=142227

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.