دانستنی آنلاین: معرفی و خلاصه کتاب فلسفهای برای زندگی ، در این نوشتار با هدف آشنا ساختن علاقه مندان به آثار حاودان نویسندگان داخلی و خارجی با این گنجینه های با ارزش صورت گرفته است.
نویسنده کتاب فلسفهای برای زندگی
نویسنده کتاب فلسفهای برای زندگی ویلیام اروین، فیلسوف امریکایی است. اروین در این کتاب، ارجاع به فلسفههای باستان را نویدبخش یافتن فلسفهای برای زندگی دانسته و بنا بر دیدگاههای خود که درباره آنها توضیحاتی هم ارائه میکند، فلسفه زندگی رواقیون را به عنوان یکی از بصیرتبخشترین فلسفهها انتخاب کرده و به تحلیل آموزههای آن میپردازد.
ویلیام اروین در باره هدف خود از نوشتن این کتاب را چنین می گوید:«هدفم این است که این فلسفه را در زندگیام به کار ببندم و دیگران را هم به پیروی از آن تشویق کنم. به گمان من فیلسوفان رواقی باستان ما را به هر دوی این تلاشها دعوت کردهاند، اما تأکید اصلیشان بر ضرورت مطالعه فلسفه رواقی به این دلیل است که آن را در زندگی مان به کار ببندیم».
بخش ها کتاب فلسفهای برای زندگی
کتاب فلسفهای برای زندگی در چهار بخش اصلی نوشته شده است. در بخش اول این کتاب که «ظهور رواقیگری» نامگذاری شده است، ویلیام اروین به این موضوعات میپردازد که فلسفه روی زندگی تمرکز دارد و یک مسیر برای زندگی هر فردی مشخص میکند و در ادامه رواقیون نخستین و مکتب آنها را به خواننده معرفی میکند. این بخش در حکم مقدمه و شناخت فیلسوفان بزرگ رواقی است و در بخشهای بعدی موضوع اصلی کتاب آغاز میشود.
در بخش دوم کتاب «راهکارهای روانشناختی رواقی» را که از پنج فصل فکر کردن به اتفاقات ناگوار / دوگانه اختیار / تقدیرگرایی / پرهیز از لذت / مراقبه و تامل تشکیل شده است، مطالعه می کنیم.
بخش سوم «توصیههای رواقی» نام دارد. فصلهای این بخش از کتاب عبارت اند از: وظیفه / روابط اجتماعی / توهین / اندوه و ماتم / خشم / ارزشهای شخصی ۱ / ارزشهای شخصی ۲ / تبعید / دوران پیری / مردن / در باب رواقی شدن.
و در نهایت بخش چهارم کتاب که «رواقیزیستن در زندگی مدرن» نام دارد، شامل تجربیات و توصیههای نویسنده هم میباشد. در این بخش ویلیام اروینخواننده را برای رواقیزیستن راهنمایی میکند.
در پشت جلد کتاب فلسفهای برای زندگی می خوانیم:
خیلی از ما اصلا نمیدانیم هدف اصلی زندگیمان چیست. شاید بدانیم در هر دقیقه از زندگی یا هر دهه از عمرمان چه میخواهیم، اما هرگز درنگی نکردهایم تا به هدف اصلی زندگیمان بیندیشیم. بدون «فلسفهای برای زندگی» ممکن است بد زندگی کنیم. یعنی با وجود تمام سرگرمیهای لذتبخشی که داریم ممکن است در آخر کار، زندگی را با تلخکامی به پایان ببریم و وقتی در بستر مرگ افتادهایم ببینیم تنها فرصت مان برای زندگی را از دست دادهایم.






















