دانستنی آنلاین: شهرها در تمام طول تاریخ و در همه سرزمینها، برای آنکه شهر محسوب شوند باید از ویژگیهای مشترکی از جمله تنوع شغلی، تقسیم کار، نظم هندسی بیشتر و سازمان یافتهتر، پیشرو بودن در فرهنگ، داشتن فرهنگی مکتوب، جایگاه حاکمیت و قدرت بودن و… برخوردار باشند. مطالعه شهر در تمدنهای مختلف مشخص میسازد که یکی از ویژگیهای متمایز کنندهی شهر از غیر شهر، مفهوم شهروند (citizen) است.
به گزارش پایگاه خبری دانستنی آنلاین،از جمله کلیدهای راهنمای ارسطو در رابطه با ماهیت شهروندی یونانی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- شهروندان، همه کسانی به حساب میآیند که در زندگی مدنی و شهری، بطور چرخشی و نوبتی میتوانند در حکم راندن و اطاعت کردن شریک و سهیم باشند؛
۲- چنین نظام حکومتی چرخشی و نوبتی در جامعهای آن اندازه کوچک مفروض است که تمامی شهروندان قادر به آگاه شدن از ویژگیهای یکدیگر باشند.
مفهوم شهروند
مفهوم شهروند به خودی خود و به صرف جمع شدن و تجمع افراد در کنار یکدیگر حاصل نمیشود بلکه این مفهوم در چارچوب و قلمروی جامعه مدنی شکل میگیرد.
به باور برخی از صاحب نظران شهرنشینها هنگامی که به حقوق و مسئولیتهای خویش در قبال شهر و اجتماع آگاهی یافته، به آن عمل کرده و به حقوق یکدیگر احترام بگذارند به شهروند ارتقاء مییابند. کما اینکه شهروند موثر نیز باید واجد ویژگیهایی از جمله آگاهی از حوادث و مشکلات جاری جامعه، مشارکت فعال در مسائل، نگران و دلمشغول بودن در مورد رفاه و آسایش دیگران، مبتنی بودن رفتار و عملکرد وی بر اصول اخلاقی، دارا بودن حس وطن پرستی و نهایتا توانایی داشتن جهت اتخاذ تصمیمات آگاهانه را باشد.
اصولاً «حقوق شهروندی» را میتوان مجموعه قواعدی که بر روابط اشخاص در جامعه شهری حاکمیت دارد، تعریف نمود. این حقوق شامل مجموعه حقوقی است که برای اتباع کشور در رابطه با مؤسسات عمومی مانند حقوق اساسی، حق استخدام شدن، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق گواهی دادن در مراجع رسمی، حق داوری و مصدق واقع شدن بکار میرود.
زندگی اجتماعی مستلزم وجود روابط حقوقی بین افراد و گروههای مختلف جامعه میباشد و این روابط اجتماعی میبایست تحت نظم و قاعده ای درآید. چه آنکه، در صورت عدم وجود نظم و ضوابط در جامعه، زور، اجحاف و تزویر بر روابط بین افراد حاکم شده و این موضوع موجب ایجاد هرج و مرج و نابسامانی خواهد شد.
داشتن مشارکت اجتماعی
مشارکت اجتماعی صرفا با حرف و اندرز و دعوت مداوم تحقق نمییابد، مشارکت اجتماعی نیازمند بستری مناسب است و بدون آن جریان پیدا نمیکند، بستر مناسب برای مشارکت فعال مردم، میتواند تقویت جامعه مدنی، نهادها، اجزا و فرآیندهای وابسته به آن باشد.
براساس تجربه کشورهای توسعه یافته دارا بودن روحیه مطالبه گری، مشارکت جو و ناظر توانسته تاثیر زیادی در رشد و توسعه و رفع کمبودها داشته باشد و بالعکس ضعف و سستی در این زمینه سبب ایجاد کاستیها، فقر، محرومیت و تبعیض در سیستم بوده است به طوری که اگر اهمیت آن را در توسعه و ابادانی جامعه در مقایسه با عواملی همچون بودجه و اعتبارات، بیشتر در نظر نگیریم کمتر هم نخواهد بود.
مشارکت شهروندان در مدیریت شهری میتواند در تأمین منابع اقتصادی، کاهش هزینه خدمات، افزایش انسجام اجتماعی، کاهش آسیبها و تنشهای ناشی از زندگی شهری و رضایت شهروندان مؤثر باشد.
همچنین آگاهی از نیازها و مسائل مردم و بررسی نگرش آنان در میزان نقشی که میتوانند در رفع مشکلات شهری داشته باشند، زمینه مساعدی برای برقراری ارتباط منطقی و صحیح میان نهاد خدمت رسان به شهروندان و خود شهروندان فراهم ساخته، اعتماد میان شهروندان و مدیریت شهری را برقرار میکند. هنگامی که شهروندان نسبت به محیط اجتماعی خود احساس تعلق نمایند، شرایط لازم برای شکل گیری اجتماعی اخلاقی فراهم میشود و با افزایش تعلق اجتماعی، مشارکت اجتماعی نیز افزایش مییابد. در واقع میتوان گفت ارتباط معنی داری میان میزان توانایی شهروندان برای کنشهای مشارکتی در امور شهری و میزان مشارکت آنها وجود دارد.
پیدایش شهر شهروندمدار
بر این اساس هرقدر شهروندان احساس قوی تری برای فعالیتهای مشارکتی خود داشته باشند به همان نسبت بر میزان مشارکت آنها افزوده خواهد شد.
در این میان آمارهای جهانی نشان میدهد مردان بیشتر از زنان، شهرنشینان بیش از روستائیان، افراد سنین ۳۵ تا ۵۵ سال بیش از جوانترها، متأهلین بیش از مجردین و ساکنین قدیمی محله بیش از تازه واردین، مشارکت دارند. با نگاهی گذرا به نمودار گزیده ای از طرحهای ضروری در جهت پیدایش شهر شهروندمدار را مشاهده میکنیم.
شهر شهروندمدار محصول جامعه ای است استوار بر وفاق اجتماعی که در آن جامعه مدنی تولد و تکامل یافته و نیرومند شده است. در چنین جامعه ای، قانون نهادینه شده و مورد قبول آحاد مردم است. در شهر شهروندمدار، افراد که عنوان شهروند را یدک میکشند در هر عرصه صاحب حقوق و مسئولیتهای مدنی مشخص، تعریف شده و نهادینه اند.
ایرانیان که در عرصه های خصوصی و مذهبی، ایلی، عشیرهای و قبیله ای سخت مشارکت جو و دیگر خواه اند، در عرصههای عمومی و مدنی که شهر یکی از آنهاست نامشارکت جو و خودخواه هستند.
از این رو آموزش مشارکتهای اجتماعی بر پایه دیگرخواهی باید در دستور کار نهادهایی چون وزات کشور، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما، شهرداریها، نیروی انتظامی، میراث فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی و… قرار گرفته و اقدامی راهبردی شمرده شود.






















