«دانستنی آنلاین»-احسان انصاری: با سقوط دولت بشار اسد گمانه زنی ها درباره دلایل این سقوط و آینده سوریه افزایش پیدا کرده است. برخی از ظهور یک دولت سکولار در سوریه صحبت می کنند و از سوی دیگر برخی معتقدند به دلیل اینکه در بین فاتحان دمشق رادیکال های اسلام گرا حضور دارند این احتمال وجود دارد که دولت آینده در سوریه چیزی شبیه حکومت طالبان در افغانستان شود. این در حالی است که مخالفان اسد هنوز هیچ استراتژی و چشم اندازی برای سوریه ترسیم نکرده اند.
تحلیل گران سیاسی معتقدند به دلیل شرایط تاریخی و جغرافیایی احتمال اینکه در نهایت یک دولت سکولار در سوریه شکل بگیرد بیشتر است. استدلال این عده نیز این است که گروه های رادیکال اسلامی مانند تحریر الشام و جبهه انصره در نهایت با هم درگیر می شوند و در کشتار و خونریزی که بین آنها شکل می گیرد و بحران های پی در پی و درازمدتی را دراین کشور به وجود می آورد در نهایت یک دولت سکولار در این کشور شکل خواهد گرفت.
به نظر می رسد سرنگونی اسد میتواند آغازگر یک دوره طولانی درگیری بین فرقههای مختلف مذهبی و قومیتی سوریه باشد. درگیری کنونی در حال حاضر بر اساس خطوط فرقهای تقسیم شده است و علویها و مسیحیان کشور عمدتاً از اسد که خود یک علوی بوده حمایت میکردند. اکثریت سُنیهای آن کشور که مدتها در دوران اسد از تبعیض رنج برده بودند ممکن است دست به انتقامگیری قومیتی علیه سرکوبگران سابق خود بزنند. هرج و مرج متعاقب آن میتواند شبیه درگیری فرقهای لبنان در دهه ۱۹۸۰ باشد که بیش از یک دهه به طول انجامید.
از سوی دیگر برخی بر این باورند که به دلیل اینکه فاتحان شام از جمله بنیادگرایان اسلامی هستند و در گذشته سابقه خشونت باری از خود برجای گذاشته اند این احتمال وجود دارد که تحریر الشام ورژن جدید داعش در سوریه باشد با این تفاوت که دیگر دست به خشونت گسترده و علنی نزند. درست مانند آنچه در افغانستان و ورژن جدید طالبان رخ داده است.البته سناریوهای دیگری را نیز می توان برای آینده سوریه متصور شد.
نخست اینکه کشورهای غربی و کشورهای منطقه نگران هستند که سقوط اسد منجر به انحلال کامل نهادهای امنیتی و دولتی در سوریه شود. سوریه ممکن است در خلاء قدرت ناشی از خشونتی فرو رود که مدت کوتاهی پس از تهاجم ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ عراق را فرا گرفت، زمانی که مقامهای ایالات متحده بر روی بعثی زدایی نیروهای مسلح عراق نظارت کردند و حتی سربازان و افسران پلیس سطح پایین را که دارای روابط با حزب بعث تحت رهبری صدام حسین بودند اخراج کردند. در واقع، ترس از خلاء قدرت یکی از دلایل اصلیای بود که باراک اوباما رئیس جمهور اسبق امریکا را از کمک نظامی مستقیم به معارضان سوری بازداشت.
وضعیت دوم اینکه مقامهای اطلاعاتی خارجی در حال انجام اقداماتی هستند تا اطمینان حاصل کنند که زرادخانه سلاحهای شیمیایی اسد به دست گروههای تندرو نیفتد. سوریه مدتهاست به آهن ربایی برای چندین گروه افراطی از جمله القاعده تبدیل شده که میتوانند از سقوط اسد برای دستیابی به تسلیحات استفاده کنند. نگرانی دولتهای خارجی آن است که تحریرالشام که پیشتر در ارتباط با القاعده بوده در صورت دستیابی به آن تسلیحات با آن چه خواهد کرد.
از سوی دیگر جنگ داخلی طولانی مدت احتمالی در سوریه میتواند به سایر نقاط منطقه سرریز شده و دامنه ان به لبنان، اردن، عراق و ترکیه سرایت کند. لبنان و عراق به طور مشابه در امتداد خطوط سنی – شیعه تقسیم شدهاند و گسترش درگیری در سوریه میتواند شکافهای سنی – شیعه را در سراسر خاورمیانه باز کند. تجزیه سوریه تهدیدی جدیتر برای خاورمیانه و منافع بلندمدت آمریکا در منطقه در مقایسه با برنامه هستهای ایران خواهد بود. در آن صورت ممکن است امریکا با بازیگران منطقهای از جمله ایران قویترین متحد اسد برای ایجاد ترتیبات تقسیم قدرت در دوره پسا اسد وارد مذاکره شود؛ ترتیباتی که همه طرفین بتوانند پای آن را امضا کرده و از آن منتفع شوند.
واقعیت این است که آینده سوریه و منطقه پر از عدم قطعیت است. در شمال برخوردهایی بین گروههای مسلح ارتش ملی سوریه که مورد حمایت ترکیه هستند و نیروهای دموکراتیک سوریه که عمدتاً کرد هستند در جریان است. در حالی که اکثر سوریها، از جمله میلیونها تبعیدی که از لبنان، ترکیه و سایر مناطق در حال بازگشت به سوی خانههایشان هستند، خوشحالند اما سرنوشت بسیاری از کردهایی که قبلاً توسط ترکیه از عفرین و دیگر مناطق شمالی اخراج شدهاند، چندان روشن نیست. ژنرال مظلوم از ارتش ملی سوریه اعلام کرد که دولت او از سقوط رژیم اسد و هماهنگی با هیئت تحریر الشام خشنود است، اما کردها و ترکیه باید به توافقی برسند که موجب بروز خشونت بیشتر در داخل و خارج از مرزهای سوریه نشود.
در همین حال، هزاران نیروی داعش در زندانهای شمال شرق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه باقی ماندهاند. اگر این نیروها فرار کنند و یا هستههای جدیدی از داعش ظهور کنند، میتوانند مشکلات بزرگی برای هر دولت پس از اسد و برای کل منطقه ایجاد کنند. به همین ترتیب، اسرائیل منطقه غیرنظامی در مرزش با سوریه را مورد تهاجم قرار داده و به حملات خود به انبارهای اسلحه و مراکز مشکوک تولید سلاحهای شیمیایی ادامه داده است. در حال حاضر، ترکیه دست بالا را در نتایج کنونی کسب کرده و روسیه با عقبنشینی شتابزده، ضررهای سنگینی را متحمل شده است.
در چنین شرایطی حمله شورشیان تا حدی به دلیل تحولات خارج از مرزهای سوریه، از جمله آسیب به حزبالله و تنزل روابط بین آنکارا و دمشق، امکان پذیر گشته است. متقابلاً، سقوط اسد شوکهای عظیمی را فراتر از سوریه به همراه خواهد داشت. برای تضمین ایجاد یک کشور پایدار و متحد، حمایت فوری و پایدار منطقهای و بینالمللی نیاز خواهد بود تا به تحریرالشام در بازگرداندن نظم، تشکیل دولت غیرنظامی، تشویق به آشتی و عدالت انتقالی، و آغاز بازسازی یک کشور ویران شده کمک نماید.
در شرایط کنونی سوریه در آستانه تبدیل شدن به یک دولت شکستخورده است. در کنار میراث سالها تحریمهای بینالمللی و مدیریت اقتصادی نادرست، احتمال وقوع یک جنگ داخلی جدید و بیثباتی بیشتر در سراسر منطقه را نباید نادیده گرفت. وضعیتی که این کشور و خاورمیانه را در شرایط شکننده ای قرار داده است.





















