عیسی محمدی/ نويسنده دانستني آنلاين
گمانم یکی، دو ماه پیش بود که بزرگواری، در یکی از روزنامههای کثیرالانتشار کشور، یادداشتی نوشته بود دال بر اینکه چرا اصلاً باید در این وضعیت کتاب بخوانیم!؟ و اما چیزی که خیلی این ماجرا را برایم عجیبتر کرده بود: نویسنده، خودش یک خبرنگار و نویسنده حوزه فرهنگی بود. مثل اینکه یک ورزشکار، بگوید چرا باید صبحها یک ربع ورزش کنیم؟ اما شاید این سئوال برای خیلیها مطرح شود که واقعاً در حالی که هشت درصد مردم کشور سالی یکبار هم گوشت نمیخورند و خیلی از مردم برای چند تا میوه بیشتر داخل نایلون خریدهاشان انداختن کلی حساب و کتاب میکنند تا یکوقت کم نیاورند و …، چرا باید کتاب خواند؟
كتاب تمركز ايجاد ميكند
اولین دلیل، یک دلیل ذهنی و منطقی است. در روزگاری که این همه امکان برای به هم زدن تمرکز و توجه ما وجود دارد، در زمانهای که همه چیز توئیتوار و کوتاه و سطحی و سریع شده، مطالعه میتواند ما را به عمق برگرداند و ما را دستکم برای چند ساعت، از سرعت یک زندگی مدرن دور کند. در واقع مطالعه، میتواند چیزی شبیه یک مراقبه و مدیتیشن و آرمیدن در طبیعت باشد.
كتاب فرهنگ شما را تقويت ميكند
مطالعه بخش فرهنگی زندگی شما را تقویت میکند و آدمهایی که فرهنگیتر هستند، زندگی عموماً بهتری دارند. یک جامعه و گروه و خانواده فرهنگی، عموماً وضع بهتری دارد و بیشتر اهل گفتگو و تعامل و … است. خودتان نگاهی به جوامع فرهنگیتر و کتابخوانتر بیندازید و تفاوتها را بیندازید، متوجه میشوید چه میگوییم.
كتاب واژههاي شما را بيشتر ميكند
مطالعه قدرت واژگان شما را بیشتر میکند. هر واژه، برای خودش تداعیهای عصبی و معنایی جدید و خاصی را در مغز و ذهن شما ایجاد میکند. پس وقتی واژهها و جملههای شما بیشتر میشوند، به همین نسبت ذهن و مغز شما هم گستردهتر میشود. در نهایت اینکه میتوانید به کشفها و یافتهها و دانش و عمق جدیدی در فرآیندها و رویهها دست پیدا کنید.
كتاب استدلال شما را قوي ميكند
کتاب قدرت استدلال شما را هم به شدت افزایش میدهد. چرا که از ابتدا، در جریان طرح مسأله، دلیلپردازیها و ترکیب این دلایل و نتیجهگیریها قرار گرفته و این اتفاق به صورت فوری و فوتی و فستفودی نمیافتد. در نتیجه شما طی یک زمان مشخص، میتوانید این استنادها و دلایل را کشف کنید. طبیعی است که بعدتر در گفتگوها و نوشتهها و زندگی خودتانن میتوانید از آنها استفاده کنید.
كتاب باعث موفقيت شغلي ميشود
امروزه ثابت شده که برای موفقیت شغلی و تجاری، شما چارهای ندارید جز مطالعه در حوزه کاری خودتان. این را من نمیگویم، بزرگان این حوزه میگویند. در واقع به همان نسبتی که مطالعه کاری بیشتری داشته باشید، امکان بالقوه رشد را هم خواهید داشت. وارن بافت، بزرگترین سرمایهگذار جهان و یکی از پنج ثروتمندترین افراد جهان طی دهه اخیر، میگوید گاهی روزانه نزدیک به 800 تا هزار صفحه مطالعه میکرد. بیل گیتس و ایلان ماسک و مریسا مایر و استیو جابز و … هم چنین نظرهایی داشتهاند. در اصول توسعه سازمانی و فردی هم روی بحث مطالعه هدفمند به شدت تأکید شده. پس جنبه بعدی مطالعه، در موفقیتهای فردی و حتی سازمانی شما میتواند باشد.
كتاب از شما يك متخصص ميسازد
با کتاب خواندن، خاصه اگر در حوزههای کاری و حرفهای باشد و به صورت هدفمند و مستمر، شما تبدیل به یک متخصص میشوید. ثروت و امنیت شغلی و احترام و … هم که متعلق به متخصصهاست. فردی که دکترای یک رشته و شاخه را میگذراند، صرفاً فردی است که در کلاسهای بیشتری حضور داشته و از متخصصان بیشتری کمک گرفته و در نهایت کتابهای بیشتری میخواهند. پس برتری خاصی نسبت به من و شما ندارد.
كتاب خواندن يك ارزش و فضيلت است
مطالعه به خودي خود يك كار ارزشمند و داراي ارزشافزوده است. آيا ميتوانيد از خودتان بپرسيد چرا راست ميگوييد و درستكار هستيد؟ اينها يك وظيفه معمولي و كمترين انتظار از يك انسان است. مطالعه و كتابخواني نيز چنين است؛ يك كار ذاتاً ارزشمند است؛ يك فضيلت ذاتي. چرا كه دانش و آگاهي يك فضيلت ذاتي است.

كتابخواني فايده هاي اقتصادي و فرهنگي و شخصي زيادي دارد
در نهایت اینکه باید این گفته از جیم ران را به یاد داشته باشیم؛ زندگی بهترین چیزهایش را در طبقات بالای قفسهها میگذرد. برای رسیدن به آنها، باید روی کتابهایی بایستید که میخوانید؛ تمام.




















