دانستنی آنلاین: آرین طهرانی: در همه جای دنیا، شهرداران وظیفه دارند تا بدون تبعیض میان شهروندان، به آنان خدمات ارائه کرده و شهر را به محلی امن و آرام برای زندگی تبدیل کنند. اما طی دو سال اخیر عملکرد شهردار تهران حکایت از آن داشته که علیرضا زاکانی کمترین اطلاعی از شرح وظایف خود ندارد.
به گزارش دانستنی آنلاین؛ کافیست به رفتارهای شهردار تهران طی این دو سال اخیر نگاهی بیاندازیم تا به خوبی دریابیم ردای شهردای پایتخت ، بزرگ تر از قامت کسی است که آن را به عنوان پاداش دریافت کرده و اکنون در ساختمان بهشت جولان می دهد.
البته شاید او هنوز به اندازه شهرداران اصولگرای پیش از خود رفتارهای پوپولیستی بروز نداده باشد، چرا که در این مدت آنقدر با شور و هیجان به دنبال تخریب و پلمپ موسسات مدنی و مردمی بوده که کمتر فرصت داشته به عوام فریبی بپردازد. شاید از نظر زاکانی همان تصویری که از او در رسانه ها منتشر شد که با کفش و پاچهی شلوار گلی به جلسه میرود، کافی باشد. به همین دلیل او پس از شهردار شدن، کمتر برای ثبت تصویر خود با لباس خاکی و چفیه وقت می گذارد و بیشتر مشغول طراحی و فرماندهی حمله به یکی از نقاط شهر است.
در ادامه اقدامات جنجالبرانگیز شهرداری تهران در خصوص پلمب و تخلیه مراکز مختلف، از جمله خانه اندیشمندان علوم انسانی و دیگر نهادهای مدنی و مردنهاد، این سازمان در حکمی خواستار تخلیه «خانه کودک ناصر خسرو» تا پایان ماه تیر شده است!
در این حکم که تاریخ آن به ۱۲ تیر برمیگردد دلیل این اقدام «بهسازی» این مرکز عنوان شده، این در حالی است که طاهره پژوهش، فعال اجتماعی و مدیر عامل انجمن حمایت از کودکان، اخیرا اعلام کرد که شهرداری مدعی شده است که قصد دارد خانه کودک ناصرخسرو را در ازای یک بدهی به فرد دیگری واگذار کند.
به گفته خانم پژوهش با وجود شکایتهای صورتگرفته، شهرداری تاکنون هیچ سند رسمی مبنی بر واگذاری این بخش به آن فرد و سندی از مالکیت او ارائه نکرده است.
طاهره پژوهش، فعال اجتماعی و مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان، خاطره دیگری از این بهانهها و برخوردها در سالیان پیشین دارد؛ «خانه شوش این انجمن به بهانه پیدا شدن یک قنات زیر بنای آن، تخلیه شد و پس از مدتی به جای قنات ستاد جهیزیه سبز شد».
حال گویی این تجربه، در مورد خانه کودک ناصرخسرو هم درحال تکرار است. این خانه از حدود ۲۰ سال پیش در منطقه ۱۲ تهران، از مناطق محروم پایتخت، با هدف حمایت و آموزش کودکان محروم ازجمله کودکان کار ایجاد شد و با ارائه خدمات مختلفی از جمله آموزش و مراقبتهای درمانی به شمار زیادی از این کودکان؛ در حال حاضر نیز بیشتر از ۱۰۰ دانشآموز در آن تحصیل میکنند و حدود ۱۸۰ نفر از خدمات مددکاری آن بهرهمند میشود.
انجمن حمایت از حقوق کودکان در واکنش به این اقدام شهرداری، بیانیهای صادر کرد و خواهان استرداد دستور تخلیه خانه کودک ناصر خسرو از سوی شهرداری شده است.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «انتظار دارد شهرداری با امکانات و منابع بیشماری که دارد، بسیار بیشتر از قبل همراه و حامی انجمن و کودکان باشد. در صورت اصرار شهرداری بر تخلیه ملک نیز انتظار میرود، ملک دیگری به همین منظور در اختیار انجمن قرار بگیرد و زمان کافی برای انتقال اسباب و لوازم در نظر گرفته شود. انجمن حمایت از حقوق کودکان انتظار دارد این موارد به دور از جنجالهای قضایی با توافق طرفینی حلوفصل شود. در غیر اینصورت، انجمن از حق خود برای امتناع از دستور شهرداری و ورود به مسیرهای قانونی استفاده میکند.»
علیرضا زاکانی، پیش از این در مورد جابهجاییها به هیئت دولت گفته بود که «بحث جابهجایی نیست، یک محبتی است که جناب آقای رئیس جمهور به من دارند و درصورت تصویب در هئیت دولت بر عهده بنده میگذارد تا نوکری بیشتر برای کودکان خیابانی، متکدیان، معتادان متجاهر و آسیبهای اجتماعی داشته باشیم.»
بخش قابل توجهی از شهروندان از اینکه زاکانی به تیم دولت رئیسی ملحق نشد، غمگین شدند، چرا که این تنها راهی بود که می توانست شهر و نهادهای مدنی را از دست زاکانی نجات دهد. چرا که بسیاری از کنشگران اجتماعی دوره مدیریت او در شهرداری را بدترین دوران برای فعالیت سازمانهای غیردولتی عنوان میکنند.
در واکنش به صدور حکم تخلیه خانه کودک ناصرخسرو علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران، روز دوشنبه ۲۶ تیر اعلام کرد که این شورا «از معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران میخواهد در خصوص املاکی که کاربری فرهنگی و اجتماعی دارند به کمیسیون شورا گزارش مفصلی بدهند.»
به رغم واکنش برخی از اعضای شورای شهر تهران، با توجه به اقدامات مشابه زاکانی تصور نمی رود این شورا و در راس آن مهدی چمران مخالفتی با اقدامات ضربتی کاندیدای پوششی جناح خود داشته باشند. از این رو آن طور که مشاهده شده به زاکانی برای اقدامات خود نه تنها حمایت شورای شهر را دارد، بلکه از حمایت نیروهای امنیتی و انتظامی نیز برخوردار است.
نمونه این حمایت ها در تخریب سحرگاهی کافه های اکباتان و بازار گل مهرآباد کاملاً مشهود بود. 13 تیر ماه بود که عوامل پر تعداد شهردار تهران به خانه «اندیشمندان علوم انسانی» با هدف پلمپ این مجموعه به آن مکان یورش بردند. برخی از ماموران اظهار کرده بودند که با دستور مستقیم زاکانی قصد پلمپ این مجموعه را دارند. اقدامی که چندی بعد به طور تلویحی از سوی شهرداری تائید شد.
در واکنش به انتقادهای گسترده از این مرکز امین توکلیزاده، معاون اجتماعی شهرداری تهران، با متهم کردن این مرکز به پیش بردن «نگاه خاص و جریان محدود فکری» و «سردمداری ایجاد تنش و التهاب فکری در کشور» اعلام کرد: «قطعا نحوه بهرهبرداری از خانه اندیشمندان باید تغییر کند».
بسیاری از کنشگران اجتماعی بر این باورند که دوران مدیریت «علیرضا زاکانی» بر شهرداری تهران، از بدترین دورانها برای فعالیت سازمانهای غیردولتی بوده است.
علیرضا زاکانی، پیشازاین گفته بود که «یک محبتی است که جناب آقای رییسجمهور به من دارند و درصورت تصویب در هیات دولت برعهده بنده میگذارد تا نوکری بیشتر برای کودکان خیابانی، متکدیان، معتادان متجاهر و آسیبهای اجتماعی داشته باشیم.»
زاکانی در سخنرانی هایش همواره ادعا می کند تهران «امالقرای جهان اسلام و ستون فقرات نظام اسلامی» است، اما از نظر شهردار این شهر، ام القرای جهان اسلام جایی نه برای کودکان آسیب دیده دارد و نه جایی برای صاحبان فکر و اندیشه… تهران امروز همچون بخشی از غنیمتی است که در پی موفقیت پروژه یکدست سازی که در سال 1400 رغم خورد، سهم کاندیدای پوششی شد.
اکنون پس از حذف بخش بزرگی از سرمایههای انسانی و نخبگان کشور در نظام مدیریتی ، باید به تماشای نمایش های متظاهرانه امثال زاکانی بنشینیم. چهره ای که کارنامه اجرایی و املای نوشته شده ای ندارد، اما پوشهای بزرگ از مواضع و شعارها و نطقها و سابقه جدلها و جدالها را با خود جابجا میکند و از محتویات این پوشه منافع کلانی را برای خود و حامیان پرده نشینش به دست می آورد، حتی به قیمت شکستن دل کودکان آسیب دیده.























