جوانان کشورهای اسلامی بخصوص ایران اسلامی سال هاست که مورد توجه سیاست مداران و جامعه شناسان کشور های غربی و مخالفان اسلام هستند تا به ترفندهای مختلف آنان را از تابش وحی و زلال معارف ناب الهی بی بهره کرده، با شیوه های گوناگون و متنوع، عرصه فکر و فرهنگ آن ها را مورد تاخت و تاز خود قرار دهند.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران این سیاست پنهان را به صورت آشکار در آورد و دشمنان اسلام را به اظهار نظر شفاف و اعتراف به اسلام ستیزی واداشت.
دشمنان امروزه به خوبی به این مسئله پی برده اند که جوانان مسلمان با ویژگی هایی همانند آرمان خواهی، عدالت طلبی، عشق به باورهای آسمانی و علاقه مند به رهبران مذهبی، همانند لشکریانی شجاع و آماده کارزار با آنان هستند. این مطلب را حضور جوانان متدین در تمامی فعالیت های اجتماعی، مراسم مذهبی، اقدامات انسان دوستانه و … اثبات می کند.
نقشه دشمنان برای الگو سازی کاذب
از این رو با فعالیت هایی موزیانه و پنهان و تزریق فرهنگ بیگانه، آداب و رسوم و شیوه های زندگانی آنان را به نمایش می گذارند؛ برای کنار زدن چهره های مورد علاقه مردم بویژه جوانان، می کوشند؛ روحیه ذلت و خواری را در جوانان ایجاد کنند و سعی دارند آنان را با الگوهای شایسته فرهنگ اسلامی بیگانه کرده، الگوهای ساخته شده در آن سوی مرزها را به عنوان معجزه آفرینان خوشبختی و سعادت و رفاه ارائه کنند تا بدین وسیله دست جوانان را از دستان پرمحبت اسوه های صداقت پیشه و راستین در آورده و دل و دیده شان را از آموزه های ناب دینی تهی کنند.
غافل از آنکه در مکتب پر صلابت اسلام، اسوه های ارزشمند و الگوهای کم نظیری برای همه گروه های جامعه وجود دارند که می نوانند تا ابد چراغ روشن راهشان باشند.
حضرت علی اکبر(ع) الگوی جوانان
جوانان مسلمان به دنبال الگویی هستند که نخست هم سن و سال شان باشد و همچون آن ها در توفان دوران جوانی قرار داشته و در فراز و نشیب حوادث حضورداشته باشد. معصوم نباشد; زیرا با آن ها فرق خواهد کرد. دربحران های اجتماعی سیاسی و حتی اقتصادی درگیر شده باشد تا او را همانند خود بدانند و از شیوه زندگانی، روش برخوردش با دیگران، چگونگی سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دلیرمردی و بیباکی وی برای خود سرمشق بگیرند و او را نمونه ای تمام عیار برای امروز و فردای زندگی خود بدانند.
در این نوشتار به معرفی چنین الگویی که برخی او را هجده ساله و بعضی با سن وسال بیشتر دانسته اند، می پردازیم و با یکدیگر به صحیفه صفات و ارزش های چشمگیر او نگاهی می اندازیم
تاریخچه زندگی حضرت علی اکبر(ع)
او یازدهم شعبان سال سی و سوم هجری به دنیای پر غوغای حیات پاگذاشت. با وجود آشفتگی اوضاع سیاسی و آتش افروزی حاکمان ستمگر آن عصر که نامگذاری «علی» جرمی نابخشودنی و برزبان راندن این واژه مقدس ممنوع بود. پدرش کودک را «علی» نامید و لقب «اکبر» را نیز برای او انتخاب کرد.
همراه با بزرگ شدن علی، پدر سخنان برتر، آداب والاتر وشیوه های زندگی و احترام بیشتر به او می آموخت تا شخصیت خود را باز یابد و از ارزش وجود خود بیشتر آگاه شود.
بدین خاطر هنگام نام بردن از او، الفاظی تواءم بااحترام به کار می برد تا از آغاز زندگی، احساس سرافرازی و شخصیت کند.
هنگامی که علی که هفت ساله شد، به تمرین های فکری و آموزش های دینی پرداخت و با مراقبت های صحیح سنجیده پدر، بنیان های اعتقادی در روان او و شیوه های رفتاری در اعمال او رشدی بیشتر یافت.
دوران نوجوانی علی به تدریج آغاز شد و هر روز بیشتر از روز قبل، زمینه های رشد و شکوفایی معنوی و عقلانی در وجود وی فراهم شد.
علی در جوانی با ویژگی های اخلاقی و رفتاری خود جوانان را به سوی خود جلب می کرد. علی صفات جد خود ـ پیامبر گرامی اسلام ـ را می دانست، از این رو، همیشه به اخلاق و رفتار او توجه می کرد تا خود را بدان صفات بیاراید.
ویژگی های او را چنین برشمرده اند:
به هنگام جوانی در میان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود ولی درتنهایی اهل تفکر و همراه با حزن بود.
علاقه فراوانی به خلوت با خدای خود و پرداختن به راز و نیاز و گفتگو باخالق هستی داشت.
در زندگی آسان گیر، ملایم و خوش خو بود.
نگاهش کوتاه می نمود و به روی کسی خیره نمی شد.
بیشتر اوقات بر زمین چشم می دوخت.
رفتار حضرت علی اکبر(ع) با بینوایان
بابینوایان و فقرا که از نظر ظاهری در جامعه و نگاه دنیا طلبان احترام چشمگیری نداشتند، نشست و برخاست می کرد، با آنان هم سفره می شد و با دست خود دردهانشان غذا می گذاشت.
هیچگاه و از هیچ حاکمی هراس نداشت.
هرگز عیبجویی نمی کرد و از مداحی نابجا و شنیدن چاپلوسی افراد دوری می کرد.
تمامی انسان ها را بندگان خدا می دانست و از تحقیرآنان خود داری می کرد.
در طول عمر خویش به کسی دشنام نداد وناسزا نگفت.
از دروغ تنفر داشت و صداقت و راستگویی شیوه همیشگی او بود.
بخشنده بود و آنچه به دست می آورد، به دیگران بویژه نیازمندان انفاق می کرد.
هرگاه کسی هدیه ا ی به او تقدیم می کرد، با گشاده رویی می پذیرفت.
خلق وخوی حضرت علی اکبر(ع)
اگر فردی مهمانی داشت و او را دعوت می کرد، می پذیرفت.
به عیادت بیماران می رفت، هرچند خانه بیمار دردور افتاده ترین نقطه شهر باشد.
در تشییع پیکر مردگان حاضر می شد و هیچ یار از دست رفته ای را تنها نمی گذاشت.
برای همسالان برادری مهربان و برای کودکان پدری پرمحبت بود و مسلمانان را مورد لطف و عطوفتخویش قرار می داد.
امور دنیوی و اضطراب های مادی او را متزلزل نمی ساخت.
زندگی علی ساده و بی پیرایه بود و در آن از تجمل، اسراف و تبذیر اثری دیده نمی شد.
آنان که اخلاقی نیکو و فضایلی شایسته داشتند، همیشه مورد تکریم و احترام وی بودند و خویشاوندان ازصله او بهره مند می شدند.
از صبری عظیم برخوردار بود و از هیچ کس توقع و انتظاری نداشت.
رشادت های حضرت علی اکبر(ع)
در میدان رزم سلحشوری شجاع، نیرومند و پرتوان بود و انبوه دشمن هرگز او را بیمناک نمی ساخت.
در اجرای عدالت و دفاع از حق،قاطع و استوار بود.
به یاری محرومان و مظلومان می شتافت و دربرابر ظالمان می ایستاد تا حق را به صاحبش برنمی گردانید، آرام نمی گرفت.
به دانش اندوزی و فراگیری معارف اهمیت زیادی می داد و همواره پیروان خود را از جهالت و بی خبری باز می داشت.
به پاکیزگی و آراستگی علاقه ای وافر داشت و این صفت از دوران کودکی در او دیده می شد. از این رو هماره برتمیزی لباس و بدن اهتمام می ورزید.
بسیار فروتن بود و از تکبر نفرت داشت و اکثر اهل جهنم راگردن فرازان و سرکشان می دانست.
نه تنها برانسان ها بلکه برحیوانات نیز شفقت داشت و با مهربانی و ملایمت و انصاف با آنانرفتار می کرد.
آیا فردی با این ویژگی ها بهترین الگو برای جوانان جامعه ما نیست؟ و آیا اگر جوانان امروز ویژگی ها و خلق و خوی او را داشته باشند، جامعه ای ایده آل نخواهیم داشت؟
به امید روزی که حضرت علی اکبر(ع) الگوی جوانان ما باشد و در جامعه جوانانی همچون حضرت علی اکبر(ع) با تقوا، پرهیزگار، آراسته به خلق و خوی حسنه و در عین حال دانشمند و فرهیخته داشته باشیم.






















