دانستنی آنلاین: محمود اولیایی رئیس هیئت مدیره فدراسیون مدیریت و مشاورانکسب و کار ایران در یادداشتی در مورد جمعه سیاه گفت:
تحولات شتابان جهان امروز، بهویژه اَبَر روندهایی همچون تغییرات اقلیمی و تحول دیجیتال، مفاهیم اخلاقی را در حوزههای فردی، اجتماعی و سازمانی دستخوش بازتعریف کردهاند.
در نتیجه، انتظارات جدیدی در رفتار شهروندان و کسبوکارها شکل گرفته است؛ انتظاراتی که در بسیاری کشورها به تدوین قوانین و چارچوبهای مشخص برای حفاظت از حقوق ذینفعان، بهویژه مشتریان، منجر شده است.
با این حال، در کشور ما توجه کافی به این الزامات مشاهده نمیشود.
در سالهای اخیر، برخی کسبوکارهای اینترنتی و فروشگاههای آنلاین در فضایی غیرشفاف و با اولویتدادن صرف به منافع خود، رفتارهایی را در پیش گرفتهاند که میتوان آنها را غیراخلاقی و فاقد مسئولیتپذیری دانست.
یکی از نمودهای بارز این مسئله، شبیهسازی رویداد فروش «جمعه سیاه» است؛ رویدادی که برخلاف نمونههای استاندارد آن در کشورهای دیگر، نه تنها فاقد شفافیت و سازوکارهای قابلاعتماد است، بلکه در برخی موارد موجب ایجاد توقعات واهی و آسیب به اعتماد عمومی شده است.
در کشورهای توسعهیافته، جمعه سیاه رویدادی نسبتاً برد-برد برای مصرفکنندگان، تولیدکنندگان و حاکمیت محسوب میشود.
این رویداد بر پایه اصول شفاف اقتصاد بازار آزاد اجرا میشود و هر یک از بازیگران نیز متناسب با نقش خود از منافع آن بهره می برند.
با این حال، در ایران که با تورمی سنگین، نبود شفافیت در زنجیره تأمین و ضعف ساختارهای نظارتی مواجه است، پیادهسازی چنین مدلی بدون فراهمکردن پیشنیازهای لازم، نهتنها کارآمد نیست، بلکه میتواند به سردرگمی، نارضایتی و بیاعتمادی بیشتر شهروندان منجر شود.
نمونهای از این وضعیت زمانی رخ میدهد که یک پلتفرم فروش آنلاین با تبلیغاتی گسترده، وعده تخفیفهای غیر واقعی – برای مثال، عرضه کالایی ۲۰۰ میلیون تومانی با قیمت ۳۰ میلیون تومان – را به میلیونها نفر القا میکند؛ مردمی که بسیاری از آنان زیر فشار اقتصادی توان تأمین نیازهای اولیه را نیز از دست دادهاند. کاربران تا نیمههای شب در انتظار باز شدن فروش میمانند، پیامکهای مکرر دریافت میکنند، به دانلود اپلیکیشن ترغیب میشوند، و در نهایت درست در لحظه شروع فروش، با اختلال کامل سیستم مواجه شده و هیچکس امکان خرید کالا با قیمت اعلامشده را پیدا نمیکند.
این رفتارها، طبیعی است که موجی از انتقادات و نارضایتی عمومی را بههمراه داشته باشد.
در چنین شرایطی پرسشهای مهمی مطرح میشود:
• آیا اعلام قیمتهایی کمتر از ارزش واقعی کالا—و حتی پایینتر از قیمت همان کالا در جمعهسیاه کشورهای تولیدکننده—منطقی یا اخلاقی است؟
• آیا چنین فرآیندهایی بیشتر به یک قرعهکشی بدون برنده شباهت ندارد که هدف اصلی آن تنها افزایش نصب اپلیکیشن یا جذب مخاطب است؟
• و مهمتر از همه، آیا اخلاقی است که برای کسب منافع کوتاهمدت، با امید و روان مردم در شرایط دشوار اقتصادی بازی شود و بر بیاعتمادی موجود جامعه افزوده گردد؟
پرسشهایی از این دست نیازمند بازنگری جدی در رویکردهای بازاریابی، تنظیمگری بازار دیجیتال و مسئولیتپذیری اجتماعی کسبوکارهاست. پاسخ این پرسشها را میتوان به افکار عمومی، نهادهای ناظر و در نهایت خود کسبوکارها واگذار کرد؛ کسبوکارهایی که اعتماد مردم، سرمایه اصلی و بزرگترین دارایی آنهاست.




















