دانستنی آنلاین: هرچند شورای نگهبان اغلب نسبت به درخواست نامزدهای میانهرو و اصلاحطلب برای بیان دلایل ردصلاحیت شان وقعی نمینهد اما ماجرای ردصلاحیت حسن روحانی لقمهای نیست که شورای نگهبان به راحتی بتواند آن را هضم کند.
به گزارش دانستنی آنلاین؛ ۴بهمنماه بود که خبر ردصلاحیت حسن روحانی برای حضور در انتخابات خبرگان ششم پس از سه دوره نمایندگی مردم سمنان و تهران در مجلس خبرگان خطاب به او اعلام شد. شیخ الرییس اعتدالگرایان هرچند به این ردصلاحیت اعتراض نکرد اما ۱۴روز قبل ضمن انتشار نامهای خطاب به شورای نگهبان خواستار اعلام دلایل ردصلاحیت خود شد؛ درخواستی که علیرغم گذشت ۲هفته از آن هنوز پاسخی به آن داده نشده تا روحانی یک بار دیگر دست به قلم شود و با انتشار نامهای از اعضای شورای نگهبان بخواهد که دلایل ردصلاحیت او را بدون نگرانی اعلام کنند. بر این اساس۱۴ روز پس از ارسال نخستین نامه حسن روحانی به شورای نگهبان در خصوص اعلام دلایل ردصلاحیتش، دیروز دومین نامه رییس دولتهای یازدهم و دوازدهم نیز در این خصوص ارسال و…
۴بهمنماه بود که خبر ردصلاحیت حسن روحانی برای حضور در انتخابات خبرگان ششم پس از سه دوره نمایندگی مردم سمنان و تهران در مجلس خبرگان خطاب به او اعلام شد. شیخ الرییس اعتدالگرایان هرچند به این ردصلاحیت اعتراض نکرد، اما ۱۴روز قبل ضمن انتشار نامهای خطاب به شورای نگهبان خواستار اعلام دلایل ردصلاحیت خود شد. درخواستی که بهرغم گذشت ۲هفته از آن هنوز پاسخی به آن داده نشده تا روحانی یک بار دیگر دست به قلم شود و با انتشار نامهای از اعضای شورای نگهبان بخواهد که دلایل ردصلاحیت او را بدون نگرانی اعلام کنند. بر این اساس۱۴ روز پس از ارسال نخستین نامه حسن روحانی به شورای نگهبان در خصوص اعلام دلایل ردصلاحیتش، دیروز دومین نامه رییس دولتهای یازدهم و دوازدهم نیز در این خصوص ارسال و سپس در سایت حسن روحانی منتشر شد.
هرچند شورای نگهبان اغلب نسبت به درخواست نامزدهای میانهرو و اصلاحطلب برای بیان دلایل ردصلاحیت شان وقعی نمینهد و درخواستهای آنان را نشنیده میگیرد، اما ماجرای ردصلاحیت حسن روحانی لقمهای نیست که شورای نگهبان به راحتی بتواند آن را هضم کند، بدون اینکه پاسخی قانعکننده به افکار عمومی بدهد. کمترین کاری که شورای نگهبان باید انجام دهد، اعلام دلایل ردصلاحیت افراد است.
از دهه ۹۰ که مقوله ردصلاحیتها، روند شتابندهای به خود گرفت بسیاری از نامزدها اعلام کردند که خواستار اعلام دلایل ردصلاحیت خود هستند. در واکنش به این درخواستها و این نوع انتقادات، شورای نگهبان اعلام کرد که دلایل رد صلاحیت افراد را به دلیل حفاظت از آبرو و حریم خصوصی افراد به خود آنها ابلاغ میکند. برای نخستینبار عباس کدخدایی، سخنگوی وقت شورای نگهبان ۵ فروردین۹۰ با بیان اینکه «طبق قانون موظفیم دلایل کسانی که صلاحیتشان مورد تایید واقع نمیشوند را به خودشان اعلام کنیم»، گفت: «این دلایل طبق رویه منظمی که بین شورای نگهبان و وزارت کشور است، از طریق فرمانداریها و از همان طریقی که ثبتنام انجام شده است، به افراد اعلام میشود. مثلا اعلام میشود که آقای فلانی به دلیل ماده دو بند ۲۸ یا ماده ۵ بند ۲۸ صلاحیتشان مورد تایید واقع نشده است.» بر اساس اظهارات کدخدایی، اینکه آیا نامزدهای انتخابات میتوانند دلایل رد صلاحیت خود را رسانهای کنند یا نه؟ به تفسیری نیاز دارد که شورای نگهبان باید ارایه کند.
تفسیری که شورای نگهبان طی سالهای بعد ارایه کرد و بر اساس آن اعلام شد فرد نمیتواند دلایل رد صلاحیت خود را به دلیل درج مهر محرمانه بر آن رسانهای کند! نمونه بارز چنین تناقضاتی در ماجرای اعلام دلایل رد صلاحیت علی لاریجانی بروز کرد. زمانی که دلایل رد صلاحیت علی لاریجانی در رسانهها منتشر شد، اما لاریجانی از انتشار آن تبری جست و اعلام کرد، نامه دلایل ردصلاحیتش از طرق دیگری منتشر شده و او در انتشار این نامه نقشی ندارد.اما این پایان کار نبود؛ ذبیحالله خداییان، سخنگوی دستگاه قضایی ۳۰آذرماه ۱۴۰۰ در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به انتشار نامه محرمانه دلایل رد صلاحیت علی لاریجانی از لحاظ قانونی چه تبعاتی دارد، گفت: «افشای اسناد طبقهبندی شده جرم محسوب میشود و چنانچه فردی اقدام به انتشار این اسناد کند، قابل تعقیب است.» خداییان ادامه داد: «درباره این نامه مورد اشاره، اگر ثابت شود از ناحیه ایشان منتشر شده قابل تعقیب است و باید از سوی دستگاههای اطلاعاتی و ضابطان این موضوع بررسی شود و شکی نیست که در صورت شناسایی شخصی که این نامه را منتشر کرده قابل تعقیب خواهد بود.» روندی که نشان میدهد، شورای نگهبان و ساختارهای حاکمیتی مایل نیستند، دادههای اطلاعاتی مرتبط با ردصلاحیتها و عدم احرازها در تیررس داوری افکار عمومی قرار بگیرد.
میتوان با «اصلاح قانون» دلایل رد صلاحیت افراد را رسانهای کرد
در شرایطی که روحانی با جدیت تلاش میکند دلایل رد صلاحیت خود را از شورای نگهبان جویا شود، طیفهای تندروی اصولگرا در مجلس و بیرون مجلس حملات دامنهداری را علیه او به دلیل این درخواست برنامهریزی کردند. وقتی دامنه انتقادات از شورای نگهبان در خصوص چرایی عدم اعلام دلایل ردصلاحیت و ایجاد محدودیت برای انتشار این دلایل از سوی نامزدها زبانه گرفت، برخی چهرههای نزدیک به جبهه پایداری تلاش کردند توجیهاتی را در خصوص این انسداد مطرح کرده و اصل اعلام دلایل رد صلاحیت را زیر سوال ببرند. «نصرالله پژمانفر»، رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس یازدهم از اعضای نزدیک به جبهه پایداری یکی از همین چهرههاست که با انتقاد از افرادی که این روزها به علت عدم احراز صلاحیت برای انتخابات مجلس دوازدهم یا مجلس خبرگان رهبری به شورای نگهبان هجمه وارد میکنند، اظهار کرد: « با توجه به اینکه رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس هستم و در جریان برخی مسائل و پروندهها قرار دارم، باید بگویم که عدم احراز صلاحیت داوطلبان انتخابات بر اساس موارد مستند است؛ البته شورای نگهبان مکلف است و مجاز نیست که مسائل شخصی افراد را رسانهای و دلایل رد صلاحیت آنان را رسانهای کند.» این نماینده اصولگرا در ادامه در واکنش به نامه اول روحانی برای اعلام عمومی دلایل ردصلاحیت در انتخابات خبرگان گفت: «بعضا میبینیم که چون دست شورای نگهبان برای اعلام دلایل عدم احراز صلاحیتها باز نیست، افرادی که صلاحیتشان احراز نشده، میگویند که به ما ظلم شده است.
توصیه من به شورای نگهبان آن است که اگر فردی رد صلاحیت شده است و به شورای نگهبان ایراد وارد میکند که نمیدانیم چرا رد صلاحیت شدهایم و تقاضای اعلام عمومی دلیل ردصلاحیتش را دارد، شورای نگهبان دلیل رد صلاحیت آن فرد را رسانهای کند.
حتی این پیشنهاد را به اعضای شورای نگهبان دادم که اگر برای این کار نیاز به اصلاح قانون است، پیشنهاد خود را به مجلس شورای اسلامی ارایه دهد تا اگر فردی خودش متقاضی بود، علت رد صلاحیتش اعلام و رسانهای شود.» او با تاکید بر اینکه همه ما ملزم به رعایت و پیروی از قانون هستیم، گفت: «توصیه من به افراد طیفهای مختلف سیاسی آن است که اگر صلاحیت خودشان یا همحزبیهاشان برای انتخابات تایید نشده، فضای جامعه را به هم نریزند و در شرایطی که همه ما باید برای افزایش مشارکت مردم در انتخابات تلاش کنیم، نباید به صرف آنکه خودمان یا دوستان و همحزبیهامان ردصلاحیت شدهاند، فضای جامعه را ملتهب کنیم.» روحانی اما بدون توجه به این صحنه آراییها تلاش میکند، مطالبه بحق و قانونی خود را در خصوص دلایل رد صلاحیت دنبال کند.
برخی تحلیلگران معتقدند روحانی در پس این درخواست، مطالبه مهمتری را دنبال میکند و آن آگاهی عموم مردم از مجموعه تلاشهایی است که یک طیف اقلیت برای حذف رقبا برنامهریزی میکنند.
شاید هم او برای ثبت در تاریخ و استفاده از این ظرفیت در دورنمای آینده؛ محکم پای درخواستش از شورای نگهبان ایستاده است. باید دید آیا نهایتا شورای نگهبان نسبت به این درخواست حسن روحانی تمکین کرده و حق قانونی رییسجمهور سابق ایران را برای آگاهی از دلایل ردصلاحیت برآورده میکند یا اینکه موضوع را همچنان به سکوت و وقت کشی میگذراند؟




















