9

ترانه های بی زمان

  • کد خبر : 36699
  • 15 اردیبهشت 1398 - 9:53
ترانه های بی زمان

« ترانه های بی زمان » عنوان کتاب شعر و منتخبی از دست نوشته های عبدالرضا کوهنورد است. عبدالرضا کوهنورد؛ متولد تهران در سال ۱۳۴۸، دارای کارشناسی در رشته کشاورزی و کارشناسی ارشد MBA از مدیریت صنعتی است.

دانستنی آنلاین : « ترانه های بی زمان » عنوان کتاب شعر و منتخبی از دست نوشته های عبدالرضا کوهنورد است. عبدالرضا کوهنورد؛ متولد تهران در سال ۱۳۴۸، دارای کارشناسی در رشته کشاورزی و کارشناسی ارشد MBA از مدیریت صنعتی است. وی از سال ۱۳۷۸ به نوشتن ترانه با مضامین عاشقانه روی آورده است .

ترانه های بی زمان بیان تجربه عاشقی است

ترانه های بی زمان بیان تجربه عاشقی استبه گزارش پایگاه خبری دانستنی آنلاین ، عبدالرضا کوهنورد در رابطه با کتاب و خودش می گوید : نام کتاب برگرفته از دوران عاشقی است. برای هرشخص و در هر زمان و هر مکان عاشقانه ای مصداق دارد. بدون شک همه ی ما حداقل یک بار عاشقی را در زندگی تجربه کرده ایم. رقیب ،فراق یار ،خاطرات ،نرسیدن و سفرهای همیشگی، بخشی از این تجربه هاست.

او معتقد است: نوشتن ترانه، یک حس عاشقانه می خواهد و یک یار که هنوز ماندن یا رفتنش قطعی نشده و تراوش این احساس بصورت واژگان آهنگین، نمود پیدا می کند. بدون تردید ساخت ملودی و خواننده ترانه می تواند آن را جاودانه سازد یا شنونده را برای همیشه از خود براند.

اغلب ترانه های عبدالرضا کوهنورد سبک محاوره ای و چهارپاره دارند. در کتاب « ترانه های بی زمان » می توان چند غزل و یا ترانه با مضامینی اجتماعی، همچنین چند روایت داستانی یافت.

لازم به ذکر است که هوتن جوادی، آرش دلاور و گروه کوک چندتایی از ترانه های این کتاب را در آلبوم خود دارند.

ترانه های بی زمان مجموعه ای از شعرهای عبدالرضا کوهنورد  است که در زمستان سال ۱۳۹۷ در ۷۴ صفحه، قطع رقعی توسط انتشارات موجک چاپ و منتشر شده است و به قیمت : ۲۰۰۰۰۰ ریال، در بازار کتاب به فروش می رسد.

چند نمونه از اشعار « ترانه های بی زمان » عبدالرضا کوهنورد را با هم می خوانیم:

عطر نبودن

چه بیرحمانه احساست
تموم دلخوشیمو برد

تو فصل تازه قصه
دوباره این دلم پژمرد

چه ساده باورت کردم
چه آسون دل بهت بستم

من از تکرار دل بستن
از این بیهم شدن خستم

تو اینجایی ولی دستات
پر از عطر نبودن هاس

بازم دستاتو میبوسم
میدونم باز دلم تنهاس

هنوزم پیشمی اما
چقد دوری از آغوشم

فقط تو خواب و تو رویاس
که من با تو هم آغوشم

کنار تو چقد تنهام
از این تنهایی دلگیرم

تمومش کن بدون این بار
نمیگم بی تو میمیرم

تو که هیچوقت نفهمیدی
برات هر لحظه میمردم

باید تا مرز جون دادن
به عشقت دل نمیسپردم

تو از احساس من سیری
من اینو از چشات خوندم

اگه من مثه تو بودم
بدون پیشت نمی موندم

شبهای دلتنگی

چه آشوبی تو این رگهای تب داره
چرا بغض از گلوم دس بر نمیداره

بازم حال و هوات پیچیده تو خونه
ولی از آسمون دلتنگی میباره

هنوزم پیرهنت از گریههام خیسه
هنوزم گونه هام دستاتو کم داره

اتاقم بیحضورت سرد و دلگیره
یه لحظه فکر تو تنهام نمیذاره

نذار عادت بشه بیداری شبهام
برام این حادثه کابوس تکراره

نگاه آینه مون خیره به در مونده
به شوق دیدنت همیشه بیداره

داره عطرت دوباره تازه تر میشه
هنوز نبضم به بوی تو گرفتاره

تموم جادهها پای تو افتادن
که برگردی به این شبگرد آواره

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیازات: 0 / 5. تعداد امتیازات: 0

به این خبر امتیاز دهید

لینک کوتاه : https://danestanyonline.ir/?p=36699

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.