«دانستنی آنلاین»- مریم شقاقی: میزان مهاجرت به خارج از کشور در دو سال اخیر بیشتر از گذشته شده است. این در حالی است که عملی نشدن وعده های دولت و اعتراضات پاییز1401 در افزایش میزان مهاجرت ها به خارج از کشور نقش قابل توجهی داشته است.
مهاجرت، روبهرشدترین پدیده اجتماعی ایران در ۲ سال گذشته بوده است. این را سالنامه مهاجرت ایران ۱۴۰۱ میگوید؛ سالنامهای که از سال ۱۳۹۹ هر ساله توسط رصدخانه مهاجرت ایران منتشر میشود و به بررسی ابعاد مختلف پدیده مهاجرت میپردازد.
رصدخانه مهاجرت ایران در سال ۱۴۰۰، از ۲ برابر شدن میزان مهاجرت ایرانیها در طول ۳۰ سال گذشته خبر داده بود. حالا آخرین بررسیهای این رصدخانه نشان میدهد که با کاهش امیدواری اجتماعی، کاهش ثبات اقتصادی و كاهش آزادیهای اساسی مثل دسترسی به اینترنت آزاد، در کنار وضعیت وخیم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، فنر فشرده مهاجرت ایرانیها باز شده و هماکنون شاهد مهاجرت عام و تودهوار ایرانیها هستیم. طبق تعریف سالنامه مهاجرت ۱۴۰۱، مهاجرت عام به این معنی است که بیشتر طبقات و اقشار اجتماعی یک جامعه تحت تاثیر قرار گرفته و در آینده، شاهد بروز موجهای مهاجرتی در آن جامعه خواهیم بود.
البته مهاجرت ایرانیها تنها محدود به مهاجرت فیزیکی نیست. با رونق دورکاری و اعطای تابعیت مجازی در دوران کرونا و پس از آن، موج مهاجرتهای مجازی ایرانیان شدت گرفته است؛ نیروهای کار مستعد و خلاقی که بهجای کسبوکارهای داخلی برای کشورهای خارجی کار میکنند اما همچنان در کشور زندگی میکنند.
ایران در حالی در آستانه یک موج مهاجرتی بزرگ است که سایر کشورهای جهان به سبب رشد فناوری، کمبود نیروی کار و نیاز به جذب سرمایههای انسانی مستعد، نوآور و خلاق در حال رقابت شدید بر سر جذب سرمایه های انسانی نوآور هستند و برای جذب سرمایههای انسانی، در حال تسهیل مقررات جذب مهاجران هستند.
پنج عامل اصلی میل به مهاجرت ایرانیها در سال ۱۴۰۱
پیمایشهای رصدخانه مهاجرت ایران نشان میدهد تا همین چند سال گذشته، مشکلات اقتصادی دلیل اصلی مهاجرت ایرانیها بوده اما از دو سال گذشته، اقتصاد به پله دوم سقوط کرده و حالا این ناامیدی از اصلاح امور و اعتراض به شیوه حکمرانی است که جای مشکلات اقتصادی را گرفته است.
نتایج نظرسنجی رصدخانه مهاجرت ایران در بهار و تابستان ۱۴۰۱، از ۸ هزار و ۶۶۵ نفر از اقشار مختلف اجتماعی نشان میدهد:
شیوه حکمرانی و مملکتداری
بیثباتی اقتصادی و فساد نهادینه در کشور
تحریم
نوسان قیمت ارز
تورم و شرایط اقتصادی
مهمترین عوامل اثرگذار بر تمایل به مهاجرت در میان همه اقشار مورد مطالعه این نظرسنجی بوده است.
بیثباتی اقتصادی و اجتماعی در کشور، ناامیدی نسبت به آینده، دستیابی به رفاه و امنیت بیشتر، کیفیت زندگی بهتر در خارج از کشور، وجود تبعیض حرفهای و اجتماعی در ایران، نظم و قانونمداری جامعه، دغدغه آینده فرزندان و سطح حقوق و دستمزد و تناسب آن با هزینهها از دیگر دلایل میل بالای مهاجرت در میان ایرانیها عنوان شده است.
پیمایش رصدخانه مهاجرت ایران در سال ۱۴۰۱ همچنین نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد همه گروههای حاضر در نظرسنجی این موسسه، غیر از گروه پزشکان و پرستاران، تمایل زیاد و خیلی زیاد به مهاجرت دارند. این میل در میان کارکنان، مدیران میانی و همچنین کارآفرینان و مدیران ارشد از سایر گروهها بالاتر بوده و در حدود ۷۰ درصد است.
میل زیاد و خیلی زیاد به به مهاجرت در میان دانشجویان در سال ۱۴۰۱ نیز نسبت به سال گذشته، با یک درصد رشد به ۶۷ درصد رسیده است. در این بین، تعداد دانشجویانی که گزینه میل به مهاجرت کم و خیلی کم را انتخاب کردهاند، با ۶ درصد افزایش نسبت به سال ۱۴۰۰، بهحدود ۲۰ درصد در سال ۱۴۰۱ رسیده است.
خطر فرار نخبگان و عقیم ماندن پروسه توسعه
دکتر تقی آزاد ارمکی جامعه شناس در این زمینه معتقد است: امروز شاهد افزایش قابلتوجه میزان مهاجرت از کشور هستیم. نخبگان کشور به این نتیجه رسیدهاند که در حوزه کار کارشناسی و تخصصی به بنبست رسیدهاند.این در حالی است که برخی، افرادی که مدیریت فعلی جامعه را قبول ندارند در زمره منتقدان و معترضان قرار میدهد. این عده قصد ندارند با دلیل واقعی مهاجرتها مواجه شوند. به همین دلیل معتقدند همه مهاجرت کنندگان بدکارانند که گزارهای اشتباه است. امروز کشور در مرحله سازندگی قرار دارد و به همین دلیل به مشارکت همه اقشار جامعه نیاز دارد.در چنین شرایطی اگر یک جریان اقلیت سختگیر روی کار بیاید باعث میشود که اکثریت حذف شوند.هنگامیکه اکثریت حذف میشود انتظارات کارشناسی و تخصصی که در جامعه وجود دارد خود را نشان میدهد. در این زمینه دلسوزان جامعه خواستار عدم مهاجرت نخبگان هستند. مهاجرت نخبگان پروژه توسعه و دموکراسی را در ایران به عقب میاندازد و رادیکالیسم و پوپولیسم را افزایش میدهد.
وی همچنین بر این باور است« کسانی میتوانند حامل توسعه و دموکراسی باشند که فهم دقیقی از تحولات جامعه ایران و آینده آن و همچنین جامعه جهانی دارند.کارگران و کشاورزان نیروهایی هستند که بر اساس سیاستها عمل میکنند و به همین دلیل حامل توسعه و تولید ثروت نیستند.این نخبگان هستند که میدانند جریان تولید ثروت و سرمایه را به باید به چه سمتی هدایت کرد.از سوی دیگر نخبگان دارای فهم انتقادی و معطوف به منافع ملی دارند. به همین دلیل هنگامیکه نخبگان حذف میشوند کسانی که در پیرامون قرار دارند دلمشغول مسائل دیگر میشوند و به همین دلیل پروژه دموکراسی و توسعه رها میشود.حتی این احتمال وجود دارد که با حذف نخبگان از جامعه برای همیشه پروژه دموکراسی و توسعه نیز از تاریخ اجتماعی ایران حذف شود.در چنین شرایطی با جامعهای مواجه میشویم که دغدغه توسعه و دموکراسی ندارد.چنین جامعه بهصورت طبیعی به سمت خشونت و خشونتطلبی حرکت خواهد کرد».
حسّ غربت در وطن، تهدید بزرگ ملی
دکتر مقصود فراستخواه جامعه شناس در این زمینه به نکته مهمی اشاره می کند. وی معتقد است:« سال گذشته مطالعهای انجام دادم و با تعدادی از نخبگان مصاحبه کردم. نتیجه تحقیق من «احساس غربت در وطن» بود. این نخبهها در حوزههای علمی، هنری و فرهنگی فعال بودند و به معنای دقیق کلمه الیت. اینها احساس میکنند در وطن خود غریباند، یک «دیگری»هستند؛ یک آشنای غریب! احساس غربت برای کسانی که از کشور مهاجرت میکنند قابل درک است؛ اما احساس غربت در وطن در میان نخبگان صاحب فکر را چه کنیم؟ یعنی با این وضعیت حس تعلق سرزمینی کاهش مییابد و نرخ مشارکت اجتماعی پایین میآید.
در جامعه سیاستهایی وجود دارد که فکر میکنند با راه انداختن موجهای تودهوار و امواج پوپولیستی، ظاهرا موقعیت خود را تثبیت میکنند و مسائل را حل میکنند و از این طریق جامعه را میشود کنترل و اداره کرد و قدرت را در دست داشت؛ ولی واقعیت این است که پایداری ملی و سرزمینی به خطر میافتد. به نوعی فکر میکنند ثبات هم برقرار شده و دیگر سروصدایی هم وجود ندارد، غافل از اینکه خیلی از افراد مستعد، توانمند و مستقل از نظر فکر و دیدگاه به نوعی احساس غربت دارند، به درون خود رفته و از مشارکت در عرصههای مختلف مأیوس شدهاند.





















