23

تأثیرات متقابل فرهنگ و اقتصاد بر یکدیگر چیست؟

  • کد خبر : 18017
  • 25 مهر 1396 - 11:49
تأثیرات متقابل فرهنگ و اقتصاد بر یکدیگر چیست؟

سؤالی که باید به آن پاسخ داد این است که چه رابطه ای بین فرهنگ و اقتصاد نهفته است؟ آیا فرهنگ بر اقتصاد تأثیر می گذارد یا اقتصاد بر فرهنگ؟ اگر این دو عنصر بر یکدیگر تأثیرگذارند، تأثیر کدام یک بر مورد دیگر بیشتر است؟ و نهایتاً تأثیرات متقابل فرهنگ و اقتصاد بر یکدیگر چیست؟

سؤالی که باید به آن پاسخ داد این است که چه رابطه ای بین فرهنگ و اقتصاد نهفته است؟ آیا فرهنگ بر اقتصاد تأثیر می گذارد یا اقتصاد بر فرهنگ؟ اگر این دو عنصر بر یکدیگر تأثیرگذارند، تأثیر کدام یک بر مورد دیگر بیشتر است؟ و نهایتاً تأثیرات متقابل فرهنگ و اقتصاد بر یکدیگر چیست؟

شاید پیش از آن که مقام معظم رهبری در نامگذاری یکی از سال ها «فرهنگ و اقتصاد» را در کنار یکدیگر قرار دهد، کمتر کسی به این مهم فکر کرده بود که این دو عنصر اصلی سازنده سرنوشت یک کشور می توانند بر روی یکدیگر تأثیرات متقابل بگذارند و اساساً رابطه دو سویه آنها می تواند مطلوب یا عدم مطلوب بودن وضعیت اقتصادی و فرهنگی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

به راستی سؤالی که باید به آن پاسخ داد این است که چه رابطه ای بین فرهنگ و اقتصاد نهفته است؟ آیا فرهنگ بر اقتصاد تأثیر می گذارد یا اقتصاد بر فرهنگ؟ اگر این دو عنصر بر یکدیگر تأثیرگذارند، تأثیر کدام یک بر مورد دیگر بیشتر است؟ بیلان کدام یک متأثر از مورد دوم کم و زیاد می شود. برای یافتن پاسخ این سؤالات بهتر است قبل از هر چیز تعریف واحدی از فرهنگ و مخصوصاً فرهنگ سازمانی که قرار است از طریق دولت به جامعه تزریق شود، ارائه نمود.

فرهنگ سازمانی چیست؟

ادبیات گسترده ای پیرامون “فرهنگ سازمانی” موجود است که به مطالعه خصوصیات رفتاری و هنجاری سازمان های منحصربفرد می پردازد. فرهنگ سازمانی اساساً با توجه به فرهنگ ملل مختلف، همچنین نواحی، بخش ها یا حتی شرکت های موجود در یک بخش تغییر می کند. بنگاه ها کم و بیش می توانند بطور سلسله مراتبی عمل نمایند، در معرض تأثیرات عوامل بیرونی واقع شوند، در برابر تصمیم گیری ها منعطف باشند و همچنین بنا به دلایلی می توانند با سازمان های رسمی نسبت به سازمان های غیررسمی هنجارهای قابل توجه کمتری را که خاص آنهاست داشته باشند. طبقات اجتماعی نیز به واسطه هنجارهای اجتماعی خاص خود مشخص می شوند که با توجه به همکاری و مشارکت طبقاتی، عقاید آن ها نسبت به پول و تحصیل با هم متفاوت می باشند.

بسیاری از اقتصاددانان به درستی خاطرنشان کرده اند که تفاوت های موجود در عملکرد اقتصادی از جامعه ای به جامعه دیگر را بهتر می توان توسط تفاوت های موجود در نهادها و نیز سیاست های اتخاذ شده- که از جانب این نهادها صورت گرفته و کمتر براساس عوامل فرهنگی می باشند- توجیه نمود و این مسئله آخر داستان نیست، چرا که فرهنگ برای توانایی جوامع در جهت خلق و مدیریت مناسب نهادها را هم تحت تأثیر قرار می دهد.

برای مثال، پس از دوران جنگ جهانی، ژاپن، کره جنوبی و سایر کشورهای آسیای شرقی سیاست های صنعتی را به کار بستند که به موجب آنها بیشتر، دولت ها در مقایسه با بازار، اعتباراتی را به صنایع ملی اختصاص می دادند تا از این طریق به تشویق و تهییج رشد اقتصادی بپردازند.

جامعه خاستگاه مشترک فرهنگ و اقتصاد

برای درک رابطه اقتصاد و فرهنگ باید به خاستگاه این دو نظر افکند. خاستگاه اقتصاد و فرهنگ را به تعبیری می توان، جامعه تلقی نمود، جامعه نوعی سیستم اجتماعی است. سیستم اجتماعی، معلول روابط اجتماعی است. روابط اجتماعی برخلاف روابط طبیعی، اموری قطعی و تکوینی نیستند. در سیستم های انسانی بر روابط انسانی به علت وجود اختیار و آگاهی او قطعیت حاکم نیست و انسان در شرایط معین می تواند به یک عامل مشخص، پاسخ های متفاوتی بدهد و این پاسخ های متعدد، چیزی جز وجود کثرت و گزینه های متفاوت نیست. با تعدد و وجود گزینه های متفاوت است که پدیده ای به نام (انتخاب) معنا پیدا می کند و از میان روابط ممکن بین پدیده ها، ناگزیر باید یکی را برگزید. انتخاب های گوناگون برمبنای ارزش های ذهنی مختلف افراد صورت می گیرند که در واقع فرهنگ شکل دهنده ارزش های گوناگون برای افراد و جوامع مختلف است. بنابراین ملاحظه می شود که بین اقتصاد و فرهنگ رابطه تنگاتنگی وجود دارد.

اگر بخواهیم رابطه فرهنگ و اقتصاد را به شکل دیگری بیان کنیم، شاید بتوان گفت:  اولاً، رفتارهای پایدار انسانی اصل و متأثر از فرهنگ است؛ ثانیاً فعالیت های اقتصادی از جمله رفتارهای اقتصادی انسان است و در نتیجه جزئی از مجموعه رفتارهای انسانی به شمار می آید و ثالثاً رفتارهای اقتصادی (غیر از رفتارهای ناپایدار و استدلالی) مبتنی بر فرهنگ است و رفتارهای پایدار خاص، نتیجه فرهنگ خاص است.

بنابراین رفتارهای پایدار خاص اقتصادی نتیجه فرهنگ خاصی است. توسعه اقتصادی نیز به وضعیتی خاص از اقتصاد اطلاق می شود و هر وضعیت خاص اقتصادی نتیجه رفتارهای خاصی است. بنابراین توسعه اقتصادی نتیجه رفتارهای خاصی است و این رفتارهای خاص، نیز نتیجه فرهنگی خاص بوده و به همین دلیل می توان نتیجه گرفت که توسعه اقتصادی نیز وضعیت فرهنگی خاص خود را می طلبد.

با این تعاریف به راحتی این فرضیه اثبات می شود اقتصاد و فرهنگ رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و برای بهبود شرایط اقتصادی به فرهنگ سازی نیاز است و از سوی دیگر برای تقویت فرهنگ باید در نقطه مطلوبی از شرایط اقتصادی قرار بگیریم.

منبع: تهران پرس

گردآوری‌شده توسط پایگاه دانستنی آنلاین

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیازات: ۰ / ۵. تعداد امتیازات: ۰

به این خبر امتیاز دهید

لینک کوتاه : https://danestanyonline.ir/?p=18017

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.