| سؤالی که باید به آن پاسخ داد این است که چه رابطه ای بین فرهنگ و اقتصاد نهفته است؟ آیا فرهنگ بر اقتصاد تأثیر می گذارد یا اقتصاد بر فرهنگ؟ اگر این دو عنصر بر یکدیگر تأثیرگذارند، تأثیر کدام یک بر مورد دیگر بیشتر است؟ و نهایتاً تأثیرات متقابل فرهنگ و اقتصاد بر یکدیگر چیست؟ |
شاید پیش از آن که مقام معظم رهبری در نامگذاری یکی از سال ها «فرهنگ و اقتصاد» را در کنار یکدیگر قرار دهد، کمتر کسی به این مهم فکر کرده بود که این دو عنصر اصلی سازنده سرنوشت یک کشور می توانند بر روی یکدیگر تأثیرات متقابل بگذارند و اساساً رابطه دو سویه آنها می تواند مطلوب یا عدم مطلوب بودن وضعیت اقتصادی و فرهنگی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
به راستی سؤالی که باید به آن پاسخ داد این است که چه رابطه ای بین فرهنگ و اقتصاد نهفته است؟ آیا فرهنگ بر اقتصاد تأثیر می گذارد یا اقتصاد بر فرهنگ؟ اگر این دو عنصر بر یکدیگر تأثیرگذارند، تأثیر کدام یک بر مورد دیگر بیشتر است؟ بیلان کدام یک متأثر از مورد دوم کم و زیاد می شود. برای یافتن پاسخ این سؤالات بهتر است قبل از هر چیز تعریف واحدی از فرهنگ و مخصوصاً فرهنگ سازمانی که قرار است از طریق دولت به جامعه تزریق شود، ارائه نمود.
فرهنگ سازمانی چیست؟
ادبيات گسترده اي پيرامون “فرهنگ سازماني” موجود است كه به مطالعه خصوصيات رفتاري و هنجاري سازمان هاي منحصربفرد مي پردازد. فرهنگ سازماني اساساً با توجه به فرهنگ ملل مختلف، همچنين نواحي، بخش ها يا حتي شركت هاي موجود در يك بخش تغيير مي كند. بنگاه ها كم و بيش مي توانند بطور سلسله مراتبي عمل نمايند، در معرض تأثيرات عوامل بيروني واقع شوند، در برابر تصميم گيري ها منعطف باشند و همچنين بنا به دلايلي مي توانند با سازمان هاي رسمي نسبت به سازمان هاي غيررسمي هنجارهاي قابل توجه كمتري را كه خاص آنهاست داشته باشند. طبقات اجتماعي نيز به واسطه هنجارهاي اجتماعي خاص خود مشخص مي شوند كه با توجه به همكاري و مشاركت طبقاتي، عقايد آن ها نسبت به پول و تحصيل با هم متفاوت مي باشند.
بسياري از اقتصاددانان به درستي خاطرنشان كرده اند كه تفاوت هاي موجود در عملكرد اقتصادي از جامعه اي به جامعه ديگر را بهتر مي توان توسط تفاوت هاي موجود در نهادها و نيز سياست هاي اتخاذ شده- كه از جانب اين نهادها صورت گرفته و كمتر براساس عوامل فرهنگي مي باشند- توجيه نمود و اين مسئله آخر داستان نيست، چرا كه فرهنگ براي توانايي جوامع در جهت خلق و مديريت مناسب نهادها را هم تحت تأثير قرار مي دهد.
براي مثال، پس از دوران جنگ جهاني، ژاپن، كره جنوبي و ساير كشورهاي آسياي شرقي سياست هاي صنعتي را به كار بستند كه به موجب آنها بيشتر، دولت ها در مقايسه با بازار، اعتباراتي را به صنايع ملي اختصاص مي دادند تا از اين طريق به تشويق و تهييج رشد اقتصادي بپردازند.
جامعه خاستگاه مشترک فرهنگ و اقتصاد
براي درک رابطه اقتصاد و فرهنگ بايد به خاستگاه اين دو نظر افكند. خاستگاه اقتصاد و فرهنگ را به تعبيري مي توان، جامعه تلقي نمود، جامعه نوعي سيستم اجتماعي است. سيستم اجتماعي، معلول روابط اجتماعي است. روابط اجتماعي برخلاف روابط طبيعي، اموري قطعي و تكويني نيستند. در سيستم هاي انساني بر روابط انساني به علت وجود اختيار و آگاهي او قطعيت حاكم نيست و انسان در شرايط معين مي تواند به يك عامل مشخص، پاسخ هاي متفاوتي بدهد و اين پاسخ هاي متعدد، چيزي جز وجود كثرت و گزينه هاي متفاوت نيست. با تعدد و وجود گزينه هاي متفاوت است كه پديده اي به نام (انتخاب) معنا پيدا مي كند و از ميان روابط ممكن بين پديده ها، ناگزير بايد يكي را برگزيد. انتخاب هاي گوناگون برمبناي ارزش هاي ذهني مختلف افراد صورت مي گيرند كه در واقع فرهنگ شكل دهنده ارزش هاي گوناگون براي افراد و جوامع مختلف است. بنابراين ملاحظه مي شود كه بين اقتصاد و فرهنگ رابطه تنگاتنگي وجود دارد.
اگر بخواهيم رابطه فرهنگ و اقتصاد را به شكل ديگري بيان كنيم، شايد بتوان گفت: اولاً، رفتارهاي پايدار انساني اصل و متأثر از فرهنگ است؛ ثانياً فعاليت هاي اقتصادي از جمله رفتارهاي اقتصادي انسان است و در نتيجه جزئي از مجموعه رفتارهاي انساني به شمار مي آيد و ثالثاً رفتارهاي اقتصادي (غير از رفتارهاي ناپايدار و استدلالي) مبتني بر فرهنگ است و رفتارهاي پايدار خاص، نتيجه فرهنگ خاص است.
بنابراين رفتارهاي پايدار خاص اقتصادي نتيجه فرهنگ خاصي است. توسعه اقتصادي نيز به وضعيتي خاص از اقتصاد اطلاق مي شود و هر وضعيت خاص اقتصادي نتيجه رفتارهاي خاصي است. بنابراين توسعه اقتصادي نتيجه رفتارهاي خاصي است و اين رفتارهاي خاص، نيز نتيجه فرهنگي خاص بوده و به همين دليل مي توان نتيجه گرفت كه توسعه اقتصادي نيز وضعيت فرهنگي خاص خود را مي طلبد.
با این تعاریف به راحتی این فرضیه اثبات می شود اقتصاد و فرهنگ رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و برای بهبود شرایط اقتصادی به فرهنگ سازی نیاز است و از سوی دیگر برای تقویت فرهنگ باید در نقطه مطلوبی از شرایط اقتصادی قرار بگیریم.
منبع: تهران پرس
گردآوریشده توسط پایگاه دانستنی آنلاین





















