دانستنی آنلاین: آخرین باری که رسانهها درباره یک قتل سریالی و بدنهای قطعه قطعه شده گفتند، زمانی بود که اکبر خرمدین و همسرش ایران موسوی به اتهام قتل و تکه تکه کردن جسد پسرشان دستگیر شده بودند. هرچند بعدها معلوم شد همین کار را با دختر و دامادشان هم کرده بودند. اما حالا تا لحظه انتشار این گزارش بدن قطعه قطعه شده دو زن در تهران پیدا شد.
به گزارش دانستنی آنلاین؛ قاتل اولین قربانی خود را در حالی که قطعه قطعه کرده بود در کیسههای پلاستیکی گذاشته و در حالی که همه محتویات زن بیچاره را داخل یک ساک ورزشی قرار داده، آن را حدودا اوایل خردادماه در میدان آزادی تهران رها کرده است. یک زن ۲۵ ساله که احتمالا از اتباع افغانستانی است. اما دومین جسد در خزانه و اوایل تیرماه پیدا شد. بدن قطعه قطعه شده زنی احتمالا ۳۵ تا ۴۰ ساله داخل یک یخدان، کنار سطل زباله.
قاتل یا قاتلین میتوانستند جسد را به جای آنکه در میدان آزادی و در شلوغترین میدان شهر رها کنند، آن را معدوم کرده یا مثلا در زیر خاک دفن کنند. اینکه در چنین جای شلوغی ساک ورزشی حاوی جسد را رها کردهاند احتمالا میخواستند پیامی بدهند. حداقلاش این است که میخواستند جسد پیدا شود. در مورد جسد دوم هم همینطور است. قاتل میخواسته که جسد پیدا شود وگرنه مثل اکبر خرمدین، هرقطعه از مقتول را داخل سطل زبالهای میانداخته تا کاملا معدوم شود.
قتلهای سریالی در ایران طی ۱۰۰ سال گذشته همواره هولناک و تکان دهنده بودند و بیشتر آنها زنان را قربانی خود قرار دادهاند. هرچند ما هنوز نمیدانیم در این دو قتل اخیر تهران، آیا پای یک قاتل سریالی در میان است یا نه؛ اما از آنجایی که قاتل رفتارهای عجیبی گاهی حتی مشابه رفتار قاتلین سریالی از خود نشان داده، مثل الگوی کشتن و یا اینکه جسد را عمدا در جای شلوغ گذاشته، گویای آن است که احتمالا با یک قاتل سریالی طرف هستیم.
قاتل عنکبوتی و خفاش شب

سعید حنایی(قاتل عنکبوتی) و غلامرضا خوشرو(خفاش شب)
پیش از این مشهورترین قاتلین سریالی زنان سعید حنایی و غلامرضا خوشرو بودند. هر دو با انگیزهای متفاوت دست به جنایت زدند اولی که به قاتل عنکبوتی شهرت داشت، در مشهد برای آنکه شهر را از فساد پاک کند، زنان روسپی را فریب میداد و آنها را با روسری خفه میکرد. او که با یک تفکر مذهبی افراطی دست به چنین اقدام خودسرانهای زده بود، ۱۶ زن را در یک سال یعنی از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۰ کشت. اما غلامرضا خوشرو یا همان خفاش شب انگیزه دیگری داشت. او زنان را شبانه سوار ماشن میکرد و در جای نامعلومی پس از تجاوز آنها را میکشت و طلا و جواهراتشان را میدزدید. خشرو بین سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ ، تعداد 9 زن را به طرز فجیعی کشته بود.
قاتل های محفلی کرمان و پایان خوش برای قاتلان

دادگاه قاتلان محفلی کرمان
قتل با تفکر افراطی مذهبی یکی از دلایلی است که قاتلین سریالی را به سراغ زنان میکشاند. درست همانانگیزهای که شش جوان کرمانی را بر آن داشت تا دست به قتل زنانی بزنند که به قول خودشان فساد را در شهر گسترش میدادند. هرچند آنها به قتل ۵ زن در سال ۱۳۸۱ اعتراف کردند اما احتمالا تعداد قربانیان آنها به ۱۸ زن میرسید. از این قتلها به عنوان قتلهای محفلی کرمان یاد میکنند.
این شش جوان که عضو یک پایگاه مقاومت بسیج شهید علی اصغر مولای در کرمان بودند تصمیم گرفتند برای مبارزه با فحشا و فساد خودشان دست بهکار شوند.
براساس اعترافات آنها در جلسات دادگاه، مصیب افشاری اولین قربانی بود. این گروه مصیب را در ۲۲ شهریور ۸۱ گرفتند و به جرم مشروب فروشی به قتل رساندند، اگرچه اتهام مشروبفروشی مصیب هیچگاه تایید نشد.
۲۹ شهریور، این جوانان فردی به نام محسن کمالی را به اتهام مواد فروشی گرفتند و او را به قتل رساندند. جمیله امیراسماعیلی سومین قربانی قتلهای محفلی در کرمان بود. او را به اتهام راهاندازی خانه فساد به قتل رساندند. اتهامی که مادر جمیله آن را رد کرده است.
محمد رضا نژآد ملایری و شهره نیک پور دو قربانی دیگر قتلهای محفلی کرمان بودند که در آبان ماه به قتل رسیدند. شش جوان یادشده معتقد بودند که این دو رابطه نامشروع دارند. مادر شهره نیک پور اما در همان روزها به روزنامه ایران گفته بود که دخترش و محمدرضا نامزد بودند.
قتل این دو نفر توسط جوانان بسیجی باعث شد تا قتلهای محفلی کرمان لو برود. صبح روز بعد از قتل شهره و محمدرضا، لاشه سوخته شده اتومبیل محمدرضا در یکی از جاده های اطراف کرمان پیدا شد و دو هفته بعد ماموران در جاده جوپاری به جسد محمدرضا رسیدند. پیگیری ماموران موجب شد اسفند سال ۸۱ ابتدا یکی از متهمان قتلهای محفلی و سپس پنج نفر دیگر بازداشت شوند.
آن گونه که در پرونده قتل های محفلی کرمان ثبت شده است، حکم بازداشت محمد حمزه مصطفوی، رئیس پایگاه بسیج مولای کرمان در تاریخ دهم اسفند ماه ۱۳۸۱ صادر شد. در همان زمان نیز سردار جورکش، فرمانده وقت نیروی انتظامی کرمان رسما اعلام کرد که چند بسیجی به اتهام قتل در کرمان بازداشت شده اند.
با این که شش متهم پرونده تنها با اتهام قتل محمد رضا نژاد ملایری و شهره نیک پور بازداشت شده بودند، اما اطمینان آنها به مجرم بودن سایر مقتولان سبب شد که به قتل سه نفر دیگر- مصیب افشاری، محسن کمالی و جمیله امیر اسماعیلی هم اعتراف کنند.
آن زمان اخباری مبنی بر تاثیر افکار آیتالله مصباحیزدی بر شکل گیری قتلهای محفلی کرمان منتشر شده بود.
دو سال پس از وقوع این قتلها، خانواده مصیب افشاری، محسن کمالی و جمیله امیراسماعیلی با دریافت دیه رضایت دادند اما تا پیش از سال ۹۷ اولیای دم دو مقتول دیگر رضایت نداده بودند تا آنکه رئیس کل دادگستری کرمان خبر داد آنها هم رضایت دادند تا ۱۶ سال پس از باز شدن یکی از جنجالیترین پروندههای جنایی در استان کرمان، بسته شود.
حسن اورنگی و عباسعلی ظریفیان (قاتلان سریالی مشهد)

حسن اورنگی و عباسعلی ظریفیان (قاتلان سریالی مشهد)
دارندگان چنین تفکری فقط زنان خیابانی و روسپی را هدف قرار میدادند و تصور میکردند با اینکار جامعه را از ناپاکی نجات میدهند. درست همان تفکری که حسن اورنگی، ۵۰ سال قبل از سعید حنایی در مشهد داشت و جنایاتی فجیعتر از حنایی را به انجام رساند. اورنگی با کمک همدستش عباسعلی ظریفیان ۶۲ زن خیابانی را بین سالهای ۱۳۲۴ تا ۱۳۳۰ با روسری خفه کردند. او در اعترافاتش گفته بود که با اینکار شهر را از ناپاکی نجات داده و باید از او قدردانی هم بشود. اما فقط این نیست. اورنگی پیش از کشتن به زنها تجاوز میکرد و اموالشان را به سرقت میبرد. درست کاری که غلامرضا خوشرو یا همان خفاش شب انجام میداد.
زنان چون معمولا گوشواره، دستبند، النگو و یا انگشتر و گردبنبد میاندازند برای قاتلان سریالی یک ثروت متحرک هستند. بسیاری از انگیزههای قتلهای سریالی برای همین بودهاست. زنان کشته میشدند تا پس از تجاوز، جواهراتشان برده شود. درست مثل همان کاری که مهدی فرجی انجام میداد. او زنها را با فریب سوار مینیبوسش میکرد و پس از تجاوز، طلا و جواهراتشان را میدزدید. البته برای سرقت جواهرات همیشه هم به زنان قربانی تجاوز نشدهاست. مثلا مهین قدیری در قزوین زنان سالخورده را با آبمیوه مسموم میکرد و میکشت تا جواهراتشان را بدزدد و یا فرزاد در گیلان با کمک همسرش ۸ زن سالخورده را کشت، قطعه قطعه کرد تا جواهراتشان را ببرد.
مجید سالک محمودی و فرید بغلانی (قاتلان عقده ای)

مجید سالک محمودی
اما تفکر افراطی مذهبی و طلا و جواهرات تنها عامل قربانی شدن زنان توسط قاتلین سریالی نیست. یکی از مهمترین انگیزههای چنین قتلهایی تسویه حساب شخصی است. یعنی زنان کشته میشدند چون مثلا مادر یا همسر قاتل با او بدرفتاری یا خیانت کردهاند و حالا بقیه زنها باید تقاصاش را بدهند. مثل کاری که مجید سالک محمودی کرد. او وقتی از زندان برگشت از رابطه همسر و پسرخالهاش با خبر شد. اگرچه آن دو را نکشت اما به راه افتاد و از تهران تا کرج و تاکستان و رشت و اردبیل زنانی را که فکر میکرد دارند به همسرشان خیانت میکنند خفه میکرد و میکشت. و ۴۹ زن را بین سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶ کشت.

فرید بغلانی (قاتلی که جمجمه زنان را می ترکاند)
فقط این نیست و فرید بغلانی چون از مادرش متنفر بود و به همین دلیل از زنان متنفر شده بود ۱۶ زن را طی سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ در اهواز با ضربهای که به سرشان میزد میکشت و جسدشان را داخل کارون میانداخت. ۸ نفر از قربانیان او دختر بچه بودند.
قاتلین سریالی کودکان از اصغر قاتل تا محمد بسیجه(بیجه)

اصغر قاتل (اولین قاتل سریالی ثبت شده در تاریخ معاصر)
اما فقط زنان قربانی تجاوز و قتلهای سریالی نیستند. اصغر قاتل بین سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۱۲ حدود ۳۳ پسربچه را پس از تجاوز به طرز فجیعی با بریدن سرشان کشت و در چاه میانداخت.

محمد بسیجه (هیولای پاکدشت)
اما بزرگترین جنایت رخ داده در ایران را محمد بسیجه که به بیجه شهرت داشت رقم زد. او ۵۴ پسربچه را پس از کتک و تجاوز میکشت، جسدشان را میسوزاند و در قبرهای کمعمق دفن میکرد. او تا کنون مخوفترین قاتل سریالی ۱۰۰ سال گذشته ایران بودهاست و قربانیان او نه زنان که کودکان بودند. کودکانی که مثل زنان در مقابل مردانی که دست به قتلهای سریالی میزنند، بیدفاع هستند.






















با احترام میگویم که به همه هم با احترام برسانید و بگویید که هر زمان که چنین ذهنیتی به ذهن هر کسی که رسید بدون شک یقین نماید که این افکار، افکار شیطانی هستند حنی اگر به اسم دین و مذهب و خدا هم به تصویر کشیده شوند که شیطان احتمالا هیچگاه بنام خودش، گناه و کارهای خطرناک نمیکند یا خیلی کم اما به اسم خدا و دین و مذهب،فراوان….؟؟؟ پس مراقب چنین افکاری باشیم که اینها همگی شیطانی و خانه و دنیا خرابکن خواهند بود….