اختلال شخصیت وسواسی اجباری (OCPD) نوعی اختلال شخصیت است که با کمال گرایی و نظم شدید مشخص می شود. افراد مبتلا به OCPD همچنین نیاز به تحمیل استانداردهای خود را بر محیط بیرونی و دیگران را احساس می کنند.
افراد مبتلا به OCPD ویژگی های زیر را دارند:
- آنها ابراز احساساتشان دشوار است.
- آنها در ایجاد و حفظ روابط تنگاتنگ با دیگران مشکل دارند.
- آنها زحمتکش هستند ، اما وسواس آنها با کمال می تواند آنها را ناکارآمد جلوه دهد.
- آنها اغلب احساس عدالت ، خشم و عصبانیت می کنند.
- آنها غالباً با انزوای اجتماعی روبرو هستند.
- آنها می توانند اضطرابی را که همراه با افسردگی است تجربه کنند.
OCPD اغلب با یک اختلال اضطراب به نام اختلال وسواس-اجباری (OCD) اشتباه گرفته می شود. با این حال ، آنها یکسان نیستند.
علائم OCPD شامل موارد زیر است:
- کمال گرایی تا حدی که توانایی انجام کارها را مختل می کند
- رفتارهای سفت ، رسمی یا سفت و سخت
- در مورد هزینه ها بسیار خسیس هستند.
- بیش از حد دقیق
- توجه شدید به جزئیات
- فداکاری بیش از حد در کار به قیمت از بین رفتن روابط خانوادگی یا اجتماعی
- جمع آوری کالاهای فرسوده یا بی فایده
- عدم توانایی به اشتراک گذاری یا واگذاری کار به دلیل ترس از انجام درست آن نیست
- چک کردن همه چیز با لیست
- پیروی سفت و سخت از قوانین و مقررات
- نیاز مبرم به نظم
- احساس عدالت در مورد نحوه انجام کارها
- پیروی سفت و سخت از قوانین اخلاقی
هنگامی که علائم توانایی عملکرد و تعامل شما با دیگران را مختل می کند ، OCPD تشخیص داده می شود.
ویژگیهای شخصیت وسواسی اجباری
از دیگران مستقل هستند
بیش از اندازه کمالگرا هستند تا جایی که در انجام کارها را دچار مشکل میشوند
رفتارهای رسمی، خشک و بسیار جدی دارد
به سختی احساساتشان را بروز میدهند
به جزئیات بیش از اندازه توجه میکند
قوانین سخت و پیچیده برای بخشهای گوناگون زندگی دارد و از این قوانین پیروی میکند
بیش از اندازه مسئولیتپذیر است
بیش از اندازه وظیفهشناس است به گونهای که خانواده و دوستان را فراموش میکند
کارها را به دیگر نمیسپارد چون بر این باور است که نمیتوانند کار را به درستی انجام دهند
همیشگی با دیگران کشمکش دارد و آنها را برای انجام نشدن کارها آن گونه که او میخواسته سرزنش میکند
بیش از اندازه اقتصادی فکر میکند و از نظر دیگران خسیس است
رابطه با افراد دچار اختلال شخصیت وسواسی اجباری
افراد دچار اختلال شخصیت وسواسی اجباری نیاز شدیدی به تحمیل استانداردهای خود به اطرافیانشان دارند و بههمین دلیل اکثراً با خانواده و دوستان خود دچار مناقشه و تنش میشوند. رابطه آنها با مَراجع قدرتی که به آنها احترام میگذارند، همراه با احترام بوده و در قبال آنها بدون توجه به نتیجهای که ممکن است بهبار آورد، کاملاً مطیع هستند و در برابر مَراجع قدرتی که برای آنها احترام قائل نیستند، بسیار مقاومت و سرسختی بهخرج میدهند.
افراد دچار اختلال شخصیت وسواسی اجباری در ابراز عواطف بسیار ضعیف هستند و ابراز عاطفه در آنها بسیار کنترل شده است و بیان احساسات در حضور دیگران برای آنها بسار سخت است. روابطشان با دیگران جدی و رسمی است و در موقعیتهایی که دیگران میخندند، خوشحال میشوند و ابراز احساسات میکنند، آنها شق و رق هستند. زندگی با آنها دشوار است، زیرا برای فرد دچار این اختلال هیچ کار و رفتاری به اندازه کافی خوب و راضی کننده نیست.
دقیق بودن بیش از حد آنها، استانداردهای سطح بالا، مشخص بودن راه و روش انجام هر کار در ذهن آنها و انعطافناپذیری حتی در باره امور جزئی زندگی
این افراد لیستی را تهیه میکنند وبراساس آن اقدام میکنند و بهدلیل کمالگرایی همه گزینهها را مینویسند که گاها با هم متضاد هستند. این دسته از افراد فازی عمل میکنند و درابتدا دنبال تحصیلات، پس از آن ماشین و خودرو، کار و… میروند و با این روند ممکن است زمان ازدواج آنها بگذرد.
با آنها را بسیار سخت میکند. از نظر آنها، یا چیزی عالی است و یا اصلاً بهدرد نمیخورد. همه چیز سیاه یا سفید است.
ذهن سیاه و سفید آنها باعث میشود باور داشته باشند که تنها یک روش برای انجام درست کارها وجود دارد و باقی روشها کاملاً غلط است. بههمین دلیل آنها در عقاید خود بسیار سرسخت، لجباز و سلطهجو هستند و این نوع تفکر در آنها باعث میشود روابطشان با دیگران همواره دچار مشکل شود. آنها در ارتباط با دیگران تا زمانی که اطمینان نداشته باشند چیزی که می گویند درست و کامل است، از ترس قضاوت دیگران چیزی نمیگویند.
تفاوت اختلال شخصیت وسواسی اجباری با اختلال وسواسی اجباری چیست؟
OCD شرایطی است که در آن فرد با افکار و رفتارهایی برخورد می کند که نمی تواند آنها را کنترل کند اما احساس تکرار مداوم را احساس می کند. نمونه ها شامل ترس مربوط به میکروب ها یا لزوم چیدمان وسایل به ترتیب “کامل” است.
فرد مبتلا به OCD همچنین ممکن است درگیر رفتارهای تکراری مانند شستشوی مکرر دست و یا سازماندهی مجدد موارد باشد.
برخی از نمونه هایی از روش های اختلاف OCD و OCPD عبارتند از:
راحت بودن با افکار
افراد مبتلا به OCD نمی توانند افکار خود را کنترل کنند. آنها غالبا آرزو می کنند که آنها بتوانند به روشی خاص فکر کنند ، اما می فهمند که نمی توانند.
فرد مبتلا به OCPD مشکلی در افکار خود ندارد. در عوض ، آنها با افکار خود راحت هستند و معتقدند که به طور صحیح و طبیعی عمل می کنند.
اعتقاد به نیاز به درمان
فرد مبتلا به OCPD اغلب مشکلی را در افکار خود نمی بیند. آنها معمولاً تصور نمی کنند که به درمان نیاز دارند.
در مقابل ، فردی که مبتلا به OCD است ، مایل است این ایده را بپذیرد که ممکن است به درمان نیاز داشته باشد. ممکن است افکار آنها باعث شود احساس ناراحتی و گناه در مورد چگونگی تأثیر وضعیت آنها بر دیگران داشته باشد.
وجود درگیری
فرد مبتلا به OCPD اغلب می تواند بسیار مهم و بی نظیر به نظر برسد. این ویژگی شخصیتی معمولاً باعث ایجاد مشکلاتی در کنار دوستان و خانواده می شود که غالباً تصور می کنند که فرد غیر منطقی رفتار می کند. این احساس می تواند منجر به درگیری شود.
در همین حال ، OCD ممکن است به دلایل مختلف بر روابط تأثیر بگذارد. به عنوان مثال ، معمولاً افکار و رفتارهای شخص در توانایی خود در کار و صحبت با دیگران اختلال ایجاد می کند.
طبقه بندی تشخیصی
اختلال وسواسی اجباری (OCD) نباید با اختلال شخصیت وسواسی اجباری (OCPD) اشتباه گرفته شود. اختلال OCPD یکی از اختلالات شخصیت است اما اختلال OCD شاخهای از اختلالات روانشناختی است که شامل چند اختلال به عنوان زیرمجموعه میشود.
دلیل ایجاد اختلال شخصیت وسواسی اجباری چیست؟
پزشکان دقیقاً نمی دانند چه عواملی باعث ایجاد OCPD می شود. با این حال ، آنها برخی از تئوری ها:
- عوامل ژنتیکی ممکن است در توسعه OCPD نقش داشته باشند. اگر شخصی با خانواده دارای یک خانواده نزدیک باشد ، احتمالاً احتمال آن را دارد.
- ممکن است فرد در دوران کودکی با والدین یا مراقبان بسیار کنترل کننده یا محافظت کنند روبرو بوده باشد. بعضی از پزشکان OCPD را مکانیسم مقابله می دانند که توسط آن شخص برای مقابله با احساسات خود نظمی در زندگی ایجاد می کند.
- افرادی که والدین یا سرپرستان آنها غالباً در دسترس نبوده اند ، ممکن است خطر ابتلا به OCPD را افزایش دهند.
- با این حال ، فرد ممکن است بدون هیچ یک از عوامل فوق به OCPD مبتلا باشد.
در بعضی از مطالعات موردی ، بزرگسالان می توانند تجربه OCPD را از همان سنین پایین تجربه کنند. آنها ممکن است احساس کرده باشند که نیاز به فرزندی کامل یا کاملاً مطیع دارند. این نیاز به پیروی از قوانین و سپس به بزرگسالی منتقل می شود.
عوامل ژنتیک و وراثت در بروز این اختلال شخصیت موثر هستند. این اختلال میتواند یک رفتار آموخته شده باشد. احتمال بروز این اختلال روانی در کودکانی که والدینی سختگیر و قانونمدار دارند بیش از دیگران است. تجربهٔ تروما نیز میتواند زمینه را برای بروز اختلال OCPD فراهم کند. افرادی که قربانی آسیب جسمانی، روانی یا عاطفی میشوند ممکن است برای گذر از این شرایط برای زندگیشان قواعد و برنامههای سخت تعریف کنند تا با این کار رنج و پریشانی رویداد آسیبزایی که تجربه کردهاند را فراموش کنند. اما این روند باعث دچار شدن به OCPD میشود.
معیاری برای این داریم که فرد را در گروه عادی یا وسواسی قرار دهیم. مثلا ممکن است کار مالی یک شرکت را بتوان در یک یا ۲ساعت اجرا کرد اما بهدلیل وسواس زیاد این کاررا در حد ۵ساعت ادامه داد.
تظاهر اصلی اختلال شخصیت وسواسی جبری، اشتغال ذهنی با نظم و ترتیب، کمال طلبی و کنترل ذهنی بین فردی است که به بهای از دست دادن انعطاف پذیری، سعهی صدر و کارایی بین فردی تمام میشود.
که این موضوع میتواند منجر به بروز اختلال و مشکل شود. زندگی با این افراد قطعا کار سختی است و نیازمند مهارتهایی است که باید آن را کسب کرد. ممکن است فرد از شما کاری را در طول روز برای چندبار بخواهد. باید بهگونهای عمل کنید که استرس و اضطراب فرد دچار اختلال وسواسی اجباری را به حداقل برسانید. برای کاهش این استرس باید به فرد بگویید که قرار است این کار را به این شکل انجام دهید و از او نیز نظرخواهی کنید. یا ممکن است فرد از شما بخواهد کاری را انجام بدهید و شما نیز باید بگویید که کاری را که بهعهده شما گذاشتهاند به شکل و با چه کیفیتی انجام میدهید. این روند میتواند به کاهش استرس و وسواس در فرد مبتلا به این نوع اختلال شخصیتی کمک کند تا مسئله را زودتر بپذیرد.
مردان مبتلا به این اختلال حتی در همسرگزینی دچار مشکل میشوند. این افراد لیستی را تهیه میکنند وبراساس آن اقدام میکنند و بهدلیل کمالگرایی همه گزینهها را مینویسند که گاها با هم متضاد هستند. این دسته از افراد فازی عمل میکنند و درابتدا دنبال تحصیلات، پس از آن ماشین و خودرو، کار و… میروند و با این روند ممکن است زمان ازدواج آنها بگذرد. بنابراین اگر دختران جوانی با افرادی که از اروپا آمدهاند، تحصیلکردهاند، مقالهها نوشتهاند و خانه و زندگی درست کردهاند روبهرو شدند یقین بدانند که خواستگار آنها دارای چنین شخصیتی است. آنها باید با استفاده از کمکهای روانشناسی بهگونهای عمل کنند که بتوانند زندگی خود را بهخوبی مدیریت کرده و از بروز چالشهایی که میتواند آنها را با مشکلات پیچیده و لاینحلی روبهرو کند به سلامت عبور کنند.
همایندی اختلال شخصیت وسواسی اجباری با دیگر اختلالات روانشناختی
اختلال شخصیت وسواسی اجباری با اختلال وسواسی اجباری، پنیک اتک، PTSD، اختلال خورد و خوراک ، همایندی یا Comorbidity دارد. این همایندی با اختلال وسواسی اجباری بسیار بالاست.
میزان شیوع اختلال شخصیت وسواسی اجباری
تخمین زده میشود که حدود ۲ تا ۷ درصد از افراد جامعه به اختلال شخصیت وسواسی اجباری مبتلا هستند. درصد زیادی از افراد نیز با وجود آنکه نشانهها و ویژگیهای اختلال شخصیت وسواسی اجباری را بروز میدهند، ولی تشخیص اختلال شخصیت وسواسی اجباری نمیگیرند. مردان دو برابر زنان تشخیص اختلال شخصیت وسواسی اجباری دریافت میکنند. تشخیص این اختلال در بزرگسالی داده میشود و تشخیص این اختلال در نوجوانی و کودکی متداول نیست، زیرا شخصیت کودک و نوجوان هنوز قوام خود را نیافته است و امکان تغییر دارد. اما اگر این تشخیص در کودک یا نوجوان داده شود، باید این ویژگیها حداقل تا یکسال در فرد پایدار بماند. مانند سایر اختلالات شخصیت، این اختلال نیز با افزایش سن از شدت علائم و نشانههای آن کم میشود.
درمان اختلال شخصیت وسواسی اجباری
درمان اختلالات شخصیتی بسیار دشوار است، زیرا آنها انگیزهای برای درمان ندارند. آنها مشکل را از دیگران میدانند و معتقد هستند دیگران بیفکر، بینظم و برنامه و بدون هدف هستند. اکثر آنها به اصرار همسر و یا اطرافیان به جلسات درمان میآیند. بنابراین صحبت درباره مشکلات و الگوهای غلط رفتاری آنها بسیار دشوار است، زیرا واکنش سخت آنها را باعث میشود. گفتگو درمانی، از جمله شناخت درمانی، درمان موثر اختلال شخصیت وسواسی اجباری میباشد.
هیچ درمان دارویی برای اختلالات شخصیت موثر و مفید نمیباشد، زیرا اختلال شخصیت، الگو و سبک نگرش به خود، دیگران و دنیا میباشد و از طریق دارو نمیتوان آنها را تغییر داد. دارو تنها میتواند اثرات جانبی اختلالات شخصیت از جمله اضطراب و افسردگی را کنترل کند. از آنجایی که افراد دچار اختلال شخصیت در جذب و فراگیری تغییرات جدید و بهکارگیری آن در زندگی مشکل دارند و در برابر هر تغییری در الگوی فکری خود و نوع نگرش به دنیا مقاومت میورزند، درمان آنها بهسختی و تنها با صرف زمان زیاد صورت میگیرد. بنابراین لازم است در ابتدا ویژگیهای این اختلال برای فرد توضیح داده شود و از او خواسته شود تا نمونههای آن را در زندگی خود پیدا کند. درباره مزایا و معایب اختلال شخصیت وسواسی اجباری با مراجع گفتگو میشود و از مراجع خواسته میشود تا آسیبهایی که این اختلال به کار، روابط و دیگر حوزههای زندگی او وارد آورده است را برشمارد.
به بیمار کمک میشود تا احساسات مختلف را در خود هر چند اندک شناسایی کند، زیرا ازجمله مشکلات اختلال شخصیت وسواسی اجباری، نامانوسی با عواطف و عدم ابراز عاطفه میباشد.
به او کمک میشود تا به جنبههای دیگر زندگی از جمله خانواده، تفریح و روابط بینفردی نیز توجه کند و برای آنها وقت بگذارد و تمام زندگی خود را معطوف کار و پیشرفت نکند. او باید درک کند زندگی دارای جنبههای متنوعی است و توجه کردن تنها به یک وجه باعث عدم هارمونی در فرد میشود. مانند آنکه سر یک کودک بزرگ شود، ولی دستها و پاهای او همچنان رشد نیافته باقی بماند.
او باید عمیقاً به حق خود برای اشتباه کردن باور کند و بداند او نیز مانند هر انسان دیگری نه تنها ممکن است، بلکه از جمله حقوق او است که اشتباه کند. پس از آن، این حق را برای دیگران نیز قائل شود. او باید یاد بگیرد چگونه بهجای آنکه از طریق کنترل کردن دیگران و اتفاقات، اضطراب خود را کاهش دهد؛ مهارتهای دیگری کسب کند تا اضطراب درون خود را کم کند. او باید اعتماد کردن به دیگران را در انجام کار یاد بگیرد و مهارت تقسیم وظایف را تمرین کند. MIGNA.ir او باید درک کند که یک اشتباه توسط دیگران فاجعه درست نمیکند و بهتر از آن است که از ترس ناقص انجام دادن امور، همه وظایف را خود عهدهدار شود. از روشهای آرمیدگی و ریلکسیشن نیز میتوان برای کاهش استرس و اضطراب افراد دچار اختلال شخصیت وسواسی اجباری استفاده کرد. زیرا اضطراب
افراد مبتلا به این اختلال در شخصیت خود گرایش و کشش زیادی به سو مصرف دارو های آرام بخش، آنتی بیوتیک ها، داروهای ضد التهاب، الکل، مواد مخدر و محرک در خود پیدا می کنند.
باعث تشدید ویژگیهای شخصیتی در افراد دچار این اختلال میشود. در مجموع، چشمانداز اختلال شخصیت وسواسی اجباری امیدوارکنندهتر از سایر اختلالات شخصیتی است.
درمان به آنها کمک میکند تا آگاهی بیشتری درباره خود و تاثیر ویژگیهای آنها بر روابطشان بهدست بیاورند. فرد دچار اختلال شخصیت وسواسی اجباری در مقایسه با سایر اختلالهای شخصیت، احتمال کمتری دارد تا به اعتیاد الکل یا مواد دچار شود. در شناخت درمانی بیمار فرا میگیرد که دست از کنترل دیگران و موقعیتها بردارد. برای درمان OCPD رواندرمانی به کار برده میشود اما در برخی از شرایط به منظور کاهش نشانههای اضطرابی دارو درمانی نیز به کار برده میشود. داروها به تنهایی درمان را کامل نمیکنند و تنها نقش کنترلکننده و بهبودبخش دارند. پس برای درمان این اختلال شخصیتی باید پیش روانشناس رفت و فرآیند رواندرمانی آغاز شود و در صورت که فرد نیازمند دارودرمانی باشد به روانپزشک ارجاع داده میشود تا داروهای مورد نیاز برای فرد تجویز شود.
دارو درمانی اختلال شخصیت وسواسی اجباری
همانگونه که گفته شد داروها نقش اصلی درمان OCPD را بر عهده ندارند. یکی از مشکلات اساسی کسانی که دچار این اختلال شخصیت هستند این است که از اضطراب ناشی از کمالگرایی رنج میبرند. در این شرایط ممکن است. داروهای ضد اضطراب یا ضد افسردگی مانند داروهای مهارکنندهٔ بازجذب سروتونین (SSRI) برای فرد تجویز شود. نکتهٔ مهم این است که دارو درمانی این اختلال شخصیت باید کوتاه مدت باشد و درمان بلندمدت با دارو توصیه نمیشود.
درمان اختلال شخصیت وسواسی اجباری
درمان شناختی رفتاری (CBT)
درمان شناختی رفتاری (CBT) نوعی مشاوره در زمینه سلامت روان است. در طی CBT ، با یک برنامه بهداشت روان در یک برنامه ساختاری ملاقات می کنید. این جلسات منظم شامل همکاری با مشاور شما برای گفتگو در مورد هرگونه اضطراب ، استرس یا افسردگی است. یک مشاور بهداشت روان ممکن است شما را ترغیب کند که کمتر روی کار تأکید کنید و بیشتر روی تفریح ، خانواده و سایر روابط بین فردی تأکید کنید.
دارودرمانی
پزشک شما ممکن است تجویز مهار کننده انتخابی بازگشت مجدد سروتونین (SSRI) را برای کاهش اضطراب پیرامون چرخه وسواس فکری در نظر بگیرد. اگر SSRI را تجویز کرده اید ، ممکن است از گروه های پشتیبانی و مداوم از روانپزشک نیز بهره مند شوید. استفاده از تجویز طولانی مدت معمولاً برای OCPD توصیه نمی شود.
آموزش آرمیدگی
آموزش آرامش شامل تکنیک های مخصوص تنفس و آرامش است که می تواند به کاهش احساس استرس و فوریت شما کمک کند. این علائم در OCPD شایع است. نمونه هایی از روشهای توصیه شده آرامش شامل یوگا ، تای چی و پیلاتس است.






















