دانستنی آنلاین: امروز پیکر شهید قاسم سلیمانی به همراه ابومهدی المهندس و دیگر شهدای حادثه تروریستی سه روز پیش در بغداد پس از عراق، اهواز و مشهد، در تهران تشییع شد. بسیاری این مراسم را پس از رحلت امام خمینی بزرگترین تجمع مردمی در ایران عنوان کردند. مراسم تشییع در تهران از دانشگاه تا میدان آزادی به طول ۱۵ کیلومتر در ۱۰ ساعت و با حضور گسترده مردم از همه قشرها برگزار شد. حضوری که به دریای خروشان تشبیه میشود. در میدان آزادی تهران از ساعت ۸ صبح تا 4 بعد از ظهر مردم منتظر ورود پیکر سردار سلیمانی سر پا ایستادند. زن و مرد و کودک و پیر از همه قشرهای جامعه با هر نوع تفکر و نظر و عقیدهای. نمایشی از اتحاد ملی به معنای واقعی کلمه!
به گزارش دانستنی آنلاین: آنچه دیروز و روزهای گذشته در شهرهای مختلف ایران شاهد بودیم نشان میدهد قاسم سلیمانی مختص یک گروه یا عقیده نیست. سردار سلیمانی یک قهرمان ملی است و حتی قهرمانی فراملی! چه کسی باور میکرد روزی مردم عراق برای سرداری عزاداری کنند که سالها از فرماندهان ارشد نظامی ایران در جنگ با این کشور بود؟ چه کسی فکر میکرد آن سردار روزی ناجی عراق از داعش و ابوبکر البغدادی باشد؟ کجا به ذهن میرسید که روزی پارلمان عراق در اعتراض به ترور او آمریکا را از کشورش اخراج کند؟ عکسالعمل مردم منطقه با شنیدن خبر شهادت او و حضورشان در مراسم بدرقه پیکرش به ایران حیرتانگیز است.
ما وسط خاورمیانه ایستادهایم
گاهی فراموش میکنیم کجای دنیا ایستادهایم. ما نه چشمانی آبی داریم، نه به زبان انگلیسی صحبت میکنیم و نه در اروپای غربی زندگی. ما وسط خاورمیانه ایستاده ایم. جایی که همسایه شرقیمان افغانستان و پاکستان است با بیش از ۲۰ گروه تروریستی ریز و درشت از القاعده و طالبان گرفته تا طرفداران عبدالمالک ریگی، همسایگان غربیمان جولانگاه گروههای تروریستی پژاک، داعش و تکفیریهاست، همسایههای جنوبیمان وهابیها و سعودیها و در شمال کشورمان آوارگان فراری از جنگ در قرهباغ با گذشت حدود بیست سال هنوز به خانههای خود بازنگشتند. جنگ، خونریزی، تجاوز و مرگ چنان در نزدیکی ماست و چنان هر روز و هر روز تکرار میشود که به شنیدن کلماتی مانند انفجار، عملیات انتحاری و ترور بیحس شدهایم!
در سایه قاسم سلیمانی و دیگر سلیمانیهاست که ما وسط میدان آزادی میایستیم و فراموش میکنیم که هَزارههای افغان و ایزدیهای سوریه همسایههای دیوار به دیوار ما هستند. ما وسط خاورمیانه ایستاده ایم. منطقهای که سالهاست روی آرامش و امنیت به خود ندیده. ما وسط معرکه ایستادهایم اما این نمایش وحشت را نمیبینیم!
وقتی ۱۷ خرداد ۹۶ مجلس مورد حمله ۵ داعشی قرار گرفت آنوقت میشد وحشت و حس عدم امنیت را در صورت تک تک شهروندان دید. فقط پنج مهاجم! در حالی که با کابل که سالانه صدها نفر در عملیاتهای مختلف انتحاری کشته میشوند چقدر فاصله داریم؟ با آذری های رانده شده از خانههای خود در قرهباغ چقدر تفاوت داریم؟
امنیت نه آسان به دست میآید و نه آسان حفظ میشود. سالها از پایان جنگ تحمیلی میگذرد اما انگار کلمه جنگ فقط مختص آن سالها بود و تمام شد. چهار طرف کشور ما جنگ است اما نه گوشهای ما به صدای شلیک موشک و گلوله عادت دارد و نه دلهایمات به دلشورههای صبح فردا! اینجا زندگی با همه پیچ و خمهایش در جریان است.
برخی در فضای مجازی همگاه با شبکههای ماهوارهای که در خدمت دولتهای بیگانه و گروهکهای خائن فعالند، از اینکه مردم چنین عکسالعملی به شهادت قاسم سلیمانی نشان دادند انتقاد میکنند. میگویند در شرایطی که از اعتراضات آبان ماه و سرکوب آن توسط حکومت چند روز گذشته است، چرا باید مردم چنین رنگ عوض کنند؟ اما حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پیکر سردار و عکسالعمل آنان در فضای مجازی از اولین ساعات انتشار خبر ترور وی، نشان دهنده بلوغ فکری و سیاسی جامعه است. در اینکه اکثریت همین مردم، معترض به شرایط بد اقتصادی هستند و به حق از نبود امنیت شغلی، بیارزش شدن پول ملی، بالا رفتن قیمت ارز و چند برابر شدن قیمت ها، شرایط نگران کننده اجتماعی، مشکلات حوزه فرهنگ و بسیاری از کمبودهای دیگر اعتراض دارند، شکی نیست؛ اما مقیاسها متفاوت است. بحث مسائل داخلی ایران و حفظ تمامیت ارضی و امنیت مرزها دو چیز متفاوت است. در داخل خانه خود در درون مرزهای خود و در ایران خودمان میتوانیم با هم جنگ کنیم، اعتراض کنیم، دعوا کنیم حتی بکشیم و کشته شویم. اما زمانی که بحث تمامیت ارضی و امنیت ملی مطرح شود همه با هم متحد و یک صدا خواهیم بود. در این شرایط مسئله، مسئله رژیم و حکومت نیست بلکه یک مسئله ملی است. اینجا ایران مطرح است نه حکومت جمهوری اسلامی ایران. به همین دلیل است که همه با هر عقیده و فکری مخالف یا موافق رژیم جمهوری اسلامی، از ارتشبد زاهدی گرفته تا مسعود بهنود، عطاالله مهاجرانی و محمود دولت آبادی در برخورد با شهادت سردار اختلافات فکری و اعتقادات سیاسی خود را کنار گذاشتند.
ایران، امن ترین کشور منطقه
از طرف دیگر اصولاً کشور توسط سازمانها و نهادهای مختلفی اداره میشود هر نهاد و سازمانی وظایف بخصوص خود را دارد. اتفاقاً در طول سالهای گذشته به جرأت میتوان گفت تنها نهاد و سازمانی که به درستی به وظیفه خود عمل کرده نهادهای نظامی ما یعنی ارتش و سپاه بودهاند. مگر غیر از این است که حفظ امنیت کشور، امنیت مرزها و امنیت جان شهروندان بر عهده نهادهای نظامی ما گذاشته شده و مگر غیر از این است که ایران را میتوان امنترین کشور منطقه دانست؟
قاسم سلیمانی جدا از شخصیت حقیقی خود، بعد از رئیس کل قوا دومین مقام نظامی کشور محسوب می شد. این که کشوری به خود اجازه دهد دومین مقام نظامی کشور ما را ترور کند توهین و اهانت به ماست. غرور ملی اجازه نمیدهد مردم نسبت به این توهین بیتفاوت باشند. ما با ۲۵۰۰ سال تمدن خویش جنگها، انقلابها، ترورها، کودتاها و ویرانیها را نگذراندیم تا در نهایت دیوانهای از آن سر دنیا بیاید و در همسایگی ما زیر گوش خودمان یکی از بزرگترین مقامهای نظامی کشورمان را به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن بکشد و ما نیز سکوت کنیم. اقدام به ترور یک شخصیت نظامی که به دعوت مقام های رسمی کشوری به آن سفر کرده و ماموریتی رسمی دارد، بیشرمانه ترین شکل ترور است. اقدامی بیشرمانه که از سوی شخصیتهای سیاسی و غیر سیاسی خود آمریکا نیز مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. در شرایطی که شخصیتهای مختلف سیاسی، مقامهای نظامی، نویسندگان و حتی بازیگران و هنرمندان آمریکا نسبت به این عمل حکومت خود معترضند، سکوت کردن ما نهایت بیغیرتی و بیچارهگی است. ایران هرگز ملتی ذلیل نبوده است و نخواهد بود.
بگذریم از بیمایگانی که با ژستی روشنفکرانه پستان مادر خود (مام وطن) را گاز میگیرند و از حکومتی که پروندهاش از 28 مرداد گرفته تا جنگ تحمیلی، سالها تحریم و فشار و ترور روشن است، حمایت میکنند.
قاسم سلیمانی متعلق به همه ماست
اما نکته اساسی تلاش برای حفظ این وحدت ملی است. قاسم سلیمانی نه متعلق به یک حزب است نه به یک گروه! ناعادلانه و احمقانه خواهد بود اگر فکر کنیم درصورتی که حکومتی بجز رژیم فعلی در ایران حاکم بود، قهرمانی که بیش از 40 سال است جان به دندان گرفته و دورتا دور ایران میچرخد و جای جای بدنش زخم های نبردهای مختلف است، در خانه مینشست و پا روی پا میانداخت! نباید احزاب مختلف فرصتطلبانه این واقعه و حمایت مردمی و حضور پرشور آنان را به نام خود علم کنند و نباید فرصتی فرض کنند برای سرکوب این حزب یا آن گروه یا آن شخصیت. قاسم سلیمانی متعلق به همه ماست. یک قهرمان ملی و سنبلی از غیرت و شهامت و اراده ایرانی است. نا گفته نماند او یک نفر نبود؛ مسلما ایران سلیمانیهای دیگری پشت پرده دارد که کم از قاسم سلیمانی نیستند.
مسئله مهم دیگر لزوم مدیریت درست گامهای بعدی است. عکسالعمل هیجانی و احساسی به ضرر همه مردم منطقه خواهد بود. پاسخ کوبنده به این اقدام وقیحانه آمریکا حق ماست و انتقام قاسم سلیمانی وظیفه ما! اما این انتقام سخت باید در زمان و شرایط مناسب و به روشی درست گرفته شود.





















