#راهکار_های_پیشگیری #وقوع_جرم #دانستنی #بیشتر_بدانیم
آن گونه که واضح است امنیت اقتصادی و اجتماعی از مباحث عمده در زندگی امروزین میباشد. البته امروزه دیگر امنیتِ اجتماعی شده صرفاً یک بحث روشنفکری و منحصر به مراکز آکادمیک نیست. بلکه یک ضرورت اجتناب ناپذیر است که بایستی امنیت از درون جامعه بجوشد. بر این اساس امنیت داخلی وضعیتی است که در آن اولاً هویت اجتماعی از ناحیه آسیبهای مختلف داخلی و خارجی مصون باشد. دوم این که روابط اجتماعی بر مقوله رضایت و نه قدرت استوار باشد. امروزه بحث پیشگیری از وقوع جرم و بزه دیدگی جهت کاهش میزان جرایم، مورد توجه جرم شناسان و عالمان حقوق جزا قرار گرفته است.
لغت«پیشگیری» prevention در منابع فارسی به معنای دفع، جلوگیری، ازپیش مانع شدن و مانع گشتن به کار رفته است. این واژه در فرهنگ لغت انگلیسی «رندم هوس» Random hous 1999 مانع شدن از این که چیزی رخ دهد، معنا گردیده است. مرکز بین المللی پیشگیری از وقوع جرم در تعریف این واژه عنوان میدارد: «هر عملی که باعث کاهش بزهکاری، خشونت، ناامنی از طریق مشخص کردن و حل کردن عوامل ایجادکننده این مشکلات به روش علمی شود؛ پیشگیری از جرایم است.»
ریموند گسن معتقد است که مراد از پیشگیری هر فعالیت سیاست جنایی (politique criminelle) است که غرض انحصاری و غیر کلی آن، تحدید حدود امکان پیش آمدِ مجموعه اعمال جنایی از راه غیر ممکن الوقوع ساختن یا دشوار نمودن یا احتمال آن را پایین آوردن است، بدون آن که به تهدید کیفر یا اجرای آن متوسل شوند. به دیگر سخن، هر رویهای که اعمال شود و نتیجه آن نشان دهد که از نرخ بزهکاری کاسته شده، آن رویه را میتوان پیشگیری دانست.
انواع پیشگیری از وقوع جرم
پیشگیری از وقوع جرم اقسام گوناگونی دارد که در یک تقسیم بندی به پیشگیری کیفری و غیر کیفری منقسم میگردد. به طورکلی هدف پیشگیری، کاهش شیوع و بروز طول مدت شیوع و ناتوانی باقیمانده از یک رخداد است و در سه سطح صورت میگیرد. پیشگیری اولیه؛ عبارت است از برنامهها و خدماتی که به جمعیت عمومی به منظور جلوگیری از وقوع یک رخداد ارائه میشوند. پیشگیری ثانویه عبارت است از برنامهها و خدماتی که درمراحل اولیه بروز رخداد ارائه میشود و منجر به شناخت به موقع و جلوگیری از پیشرفت و طولانی مدت شدن آن میگردد. پیشگیری ثالث برنامهها و خدماتی را در بر میگیرد که هدفشان، کاستن از شیوع آثار و ناتوانی حاصل از وقوع رخداد میباشد. پیشگیری کیفری عمدتاً ماهیت کیفری داشته و بر عهده قوه قضائیه میباشد. مخاطبان این نوع پیشگیری مجرمان میباشد. اقدامات پیشگیری از وقوع جرم با جرم انگاری رفتارها و کیفر دادن مرتکبین این رفتارهای مجرمانه و اغلب در راستای پیشگیری از تکرار جرم انجام میگیرد. پیشگیری غیر کیفری شامل تدابیری است که ماهیت غیرکیفری داشته و بیشتر در راستای پیشگیری از بزه و نه تکرار آن اتخاذ میشود.
پیشگیری اجتماعی و پیشگیری وضعی از جدید ترین طبقه بندی انواع پیشگیری غیر کیفری به شمار میآید.
پیشگیری اجتماعی
پیشگیری اجتماعی شامل اقداماتی است که درصدد تأثیر گذاری بر عوامل مؤثر بر ارتکاب جرم میباشد و عمدتاً بر تغییر محیطهای اجتماعی و انگیزههای مجرمانه متمرکز میشود. در پیشگیری اجتماعی تأکید و تمرکز بر عوامل اجتماعی مؤثر در تکوین جرم است. این پیشگیری میکوشد تا با دستکاری و تغییر محیط و عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و.. ریشههای جرم را بخشکاند. مدل پیشگیری اجتماعی تأکید زیادی بر «دلایل ریشهای» جرم دارد.
پیشگیری وضعی
این نوع پیشگیری که به صورت علمی در دهه ۱۹۸۰ در انگلستان مطرح شد با توجه به شرایط بزهکار، نوع جرایم، اهداف و موضوعات جرم و خصوصیات بزه دیده، اقداماتی را به اجرا میگذارد که فرایند آن ها از بین رفتن و یا تضعیف موقعیتها و فرصتهای ارتکاب جرم خواهد شد. بر اساس تعریف کلارک Clarke، پیشگیری وضعی یا وضعیتی جرم، اتخاذ تدابیر و شیوههایی است برای کاهش فرصت ارتکاب جرم که به سوی شکل کاملاً خاصی از جرم نشانه میرود؛ متضمن طراحی و مدیریت محیط بلاواسطه (صحنه و محل وقوع جرم) یا همان نظارت و تحت نفوذ درآوردن هرچه پایدارتر و سازمان یافته تر محل وقوع جرم است؛ به گونهای است که زحمات و خطرات ناشی از اقدام برای ارتکاب جرم را افزایش داده و سود حاصله مورد نظر اکثر مرتکبین را کاهش میدهد. در پیشگیری وضعی اقدامات پیشگیری از وقوع جرم ، معطوف به گونههای ویژهای از جرایم است که از طریق اعمال مدیریت و مداخله در محیط، کاهش فرصتهای جرم و افزایش خطرا ت ناشی از ارتکاب بزه که همواره مد نظر شمار زیادی از مجرمان است، با بزهکاری مقابله میگردد. به طور کلی میتوان گفت از نظر جامعه شناختی، جامعه امروزی، یک جامعه پرخطر است که خطرهای موجود در آن عمدتاً توسط انسانها ایجاد میگردد. بدین ترتیب شناسایی و کنترل خطرهای انسان ساخته، یکی از دغدغههای مهم میباشد. به طور طبیعی افزایش میزان بزه دیدگی واقعی ناشی از زندگی در جامعه پرخطر، سبب افزایش خواستههای مردم برای کنترل و کاهش خطر جرم شد. در پیشگیری وضعیتی میتوان با مداخله در محیط و مدیریت و کنترل بحران و موقعیتهای خطر، ضمن افزایش هزینه ارتکاب بزه برای بزهکاران و درنتیجه کاهش سود حاصله از ارتکاب جرم، سهولت ارتکاب بزه را به حداقل رسانده و از بزه دیده واقع شدن افراد در محیط اجتماعی جلوگیری به عمل آورد. مرکز ملی پیشگیری از جرم استرالیا، پنج شیوه برای مدیریت خطر جرم معرفی کرده است: اجتناب از خطر، کاهش خطر، توزیع خطر، انتقال خطر و پذیرش خطر.
اجتناب از خطر را میتوان با از بین بردن فرصتهای جرم محقق کرد، مانند به همراه نداشتن پول نقد.
کاهش خطر از طریق کاهش فرصتهای ارتکاب جرم قابل اجراست، مانند نگهداری پول نقد در محل امن.
توزیع خطر را میتوان ایجاد خطر متقابل نامید. برای نمونه استفاده از ابزار امنیتی در مغازه طلافروشی، خطر دستگیر شدن را متوجه بزهکار میکند.
در انتقال خطر میتوان با بیمه کردن اموال قیمتی، خطر سرقت و خسارت ناشی از آن را متوجه شرکت بیمه نمود.
منظور از پذیرش خطر، این است که در صورت عدم امکان اجرای روشهای بالا، باید خطر را به صورت یک واقعیت اجتماعی پذیرفت.
نویسنده: لیلا نعمتی
منبع: پژوهه




















