به گزارش دانستنی آنلاین، عارفه سلیمانی: در واقع، اغلب چندین عامل مختلف دست به دست هم میدهند و آسیبهای اجتماعی مختلف را پدید میآورند. متأسفانه، آسیبهای اجتماعی عمیق مانند اعتیاد، طلاق و مشکلات زنان سرپرست خانوار، ساختاری به هم پیوسته و شبیه به دانههای زنجیر دارند؛ بهگونهای که پدیدار شدن یکی، اغلب موجب بروز آسیبهای دیگر میشود. اوجگیری این آسیبها میتواند موجودیت جامعه را به خطر انداخته و آن را در معرض بحرانی جدی قرار دهد.
چرا آسیبهای اجتماعی در استانهای غربی منظری متفاوت دارند؟
آسیبهای اجتماعی در هر جامعه و هر دورهی زمانی، ماهیتی منحصربهفرد دارند. بررسی آسیبهای اجتماعی در جغرافیای انسانی ایران نشان میدهد که استانهای غربی، به واسطه ویژگیهایی منحصربهفرد، تجربههای متفاوتی در این زمینه دارند. این استانها، هرچند با سایر مناطق کشور وجوه مشترکی دارند، اما به دلیل قرار گرفتن در حوزه زاگرس، مرزی بودن و دور بودن از فرآیند توسعه، از نظر جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی وضعیت متفاوتی با سایر استانها دارند.
از نظر اجتماعی ترکیب غالب این مناطق را اقوام کُرد و لُر تشکیل میدهند، که دارای سبک زندگی ایلیاتی و طایفهای هستند. به واسطه مختصات جغرافیایی، این مناطق سالیان درازی در حاشیه فرآیند توسعه ایران قرار داشتند و با طرد اجتماعی و فرهنگی مواجه بودند.
از منظر تاریخی نیز جنگ هشت ساله، معدود زیرساختهای اقتصادی موجود در این مناطق را نابود کرد و در سالهای پس از جنگ، این مناطق و ساکنان آن از نظر اقتصادی و روانی بازسازی و التیام نیافتند و ساکنان این مناطق با انبوهی از آسیبهای روحی و روانی، وارد دورانی جدیدی شدند که آمادگی لازم برای آن را نداشتند.
استانهای غربی در چنین شرایطی بودند که طوفان مدرنیسم مناطق شهری و روستایی را درنوردید و انبوهی از فقر، بیکاری و محرومیتهای مختلف بهجای گذاشت که زمینهساز مسائل و آسیبهای اجتماعی متعددی در این مناطق شد.
انواع و پراکندگی آسیبهای اجتماعی در استانهای غربی
امروزه بر اساس آمارهای دستگاههای اجرایی و نتایج پژوهشهای متعدد، این استانها با چالشها و آسیبهای اجتماعی گوناگونی روبهرو هستند که بر سامانیافتگی و توسعه آنها سایه افکنده است. خشونت، نرخ بالای خودکشی، نزاعهای جمعی و بین فردی، شیوع اعتیاد، نرخ بالای طلاق و پدیدهی حاشیهنشینی در این مناطق به وفور مشاهده میشود.
البته شدت این آسیبها در هر کدام از استانها متفاوت است. به عنوان مثال، مسئله کولبری و قاچاق در کردستان شیوع بیشتری دارد. ایلام با نرخ بالایی از خودکشی و خشونت علیه دیگران روبهرو است. کرمانشاه بیشتر با مسائلی چون اعتیاد و حاشیهنشینی دستوپنجه نرم میکند. در آذربایجان غربی، نزاع بین فردی نرخ بالاتری نسبت به سایر این استانها دارد. در لرستان، اعتیاد و فقر بارز هستند و در برخی از شهرستانهای این استان، نرخ بالایی از اقدام به خودکشی گزارش شده است.
آسیبهای اجتماعی در استانهای غربی کشور با سایر مناطق ایران چه تفاوتی دارند؟
در پایان این یاداشته که برگرفته از خلیلی کمربیگی پژوهشگر اجتماعی؛بررسیهای میدانی و تحلیلی نشان میدهد که آسیبهای اجتماعی در استانهای غربی کشور، ضمن اشتراکاتی با سایر مناطق، تفاوتهای قابلتوجهی نیز دارند. آسیبهایی نظیر طلاق و اعتیاد در سراسر کشور مشاهده میشوند، اما شدت، زمینههای بروز و ساختارهای اجتماعی مرتبط با این آسیبها در غرب کشور، متفاوت و ویژه است.
بهعنوان نمونه، به دلیل موقعیت مرزی برخی استانهای غربی، پدیده قاچاق کالا و اسلحه در این مناطق شدت بیشتری دارد. همچنین قرار گرفتن این استانها در مسیر ترانزیت مواد مخدر، موجب افزایش نرخ اعتیاد و مرگومیر ناشی از سوءمصرف مواد شده است. استانهایی مانند کرمانشاه و لرستان در این زمینه آمار بالایی دارند.
از سوی دیگر، آثار روانی و اجتماعی ناشی از جنگ تحمیلی هنوز در برخی مناطق غربی کشور مشهود است. ساختارهای قومی، ایلی و طایفهای نیز در شکلگیری و تداوم برخی آسیبها نقش دارند و بسیاری از ساکنان این مناطق همچنان با ارزشها و هنجارهای پیشامدرن زندگی میکنند. همچنین در حوزه سیاسی، امنیتی و مدیریتی، برخی استانهای غربی با تبعیض و نابرابریهای تاریخی مواجه بودهاند. مجموع این عوامل موجب شدهاند که نرخ خودکشی و اقدام به خودکشی در این مناطق در رتبههای اول تا سوم کشوری قرار گیرد و میزان نزاعهای جمعی و فردی نیز در غرب کشور نسبت به مناطق مرکزی بیشتر گزارش شده است.
با این حال، برخی آسیبها در مناطق مرکزی کشور شیوع بیشتری دارند. برای مثال، نرخ فوت ناشی از مصرف الکل در استانهای مرکزی بالاتر از میانگین کشوری است، در حالی که این نرخ در غرب کشور پایینتر است. همچنین مواردی چون فرار از منزل زنان و دختران و تجاوز به عنف در استانهای غربی کمتر از مناطق مرکزی گزارش شدهاند.
این تفاوتها ریشه در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت دارند. فقر، محرومیت، بیکاری، مهاجرت و عقبماندگی تاریخی از فرآیند توسعه، از جمله عوامل اصلی شکلگیری آسیبهای اجتماعی در غرب کشور هستند. در مقابل، در کلانشهرهایی مانند تهران و اصفهان، نقش فردگرایی منفی در بروز آسیبها پررنگتر است.
نقش نهادهای دولتی و غیردولتی در کاهش آسیبهای اجتماعی چه بوده است؟
برای مقابله مؤثر با آسیبهای اجتماعی، نهادهای دولتی و مدنی باید در کنار یکدیگر و با سازوکاری همافزا و مکمل در قالب برنامههای مشخص فعالیت کنند. دستگاههای اجرایی از طریق سیاستگذاری و برنامهریزی هدفمند، مسئولیت اصلی را در کاهش مسائل اجتماعی بر عهده دارند. در مقابل، نهادهای غیردولتی میتوانند با اجرای برنامههای عملیاتی در حوزه پیشگیری، نقش پشتیبان و تکمیلکننده ایفا کنند.
یافتههای پژوهشی نشان میدهد که عملکرد نهادهای دولتی در این زمینه علیرغم صرف منابع مالی قابل توجه، دستاوردهایی ناچیز داشته و دولت نتوانسته نقش مؤثری در مدیریت آسیبها ایفا کند. نبود برنامه جامع و آیندهنگر، فقدان نگاه علمی و سیستمی، اجرای کلیشهای طرحها، موازیکاری و جهتگیریهای نامناسب دستگاههای اجرایی، همگی در ناکارآمدی این نهادها نقش داشتهاند.
برای کاهش آسیبهای اجتماعی در استانهای غربی چه باید کرد؟
برای مقابله مؤثر با آسیبهای اجتماعی، نهادهای دولتی و مدنی باید در کنار یکدیگر و با سازوکاری همافزا و مکمل در قالب برنامههای مشخص فعالیت کنند. دستگاههای اجرایی از طریق سیاستگذاری و برنامهریزی هدفمند، مسئولیت اصلی را در کاهش مسائل اجتماعی بر عهده دارند. در مقابل، نهادهای غیردولتی میتوانند با اجرای برنامههای عملیاتی در حوزه پیشگیری، نقش پشتیبان و تکمیلکننده ایفا کنند.
یافتههای پژوهشی نشان میدهد که عملکرد نهادهای دولتی در این زمینه علیرغم صرف منابع مالی قابل توجه، دستاوردهایی ناچیز داشته و دولت نتوانسته نقش مؤثری در مدیریت آسیبها ایفا کند. نبود برنامه جامع و آیندهنگر، فقدان نگاه علمی و سیستمی، اجرای کلیشهای طرحها، موازیکاری و جهتگیریهای نامناسب دستگاههای اجرایی، همگی در ناکارآمدی این نهادها نقش داشتهاند.





















