12

خوش آمدگویی فلسفی به کرونا

  • کد خبر : 69786
  • 14 فروردین 1399 - 8:55
خوش آمدگویی فلسفی به کرونا

دانستنی آنلاین: محمد حسن امامی، کرونا را یکی از اولین چالش جدی انسان متجدد می داند که ساخته و پرداختهِ فلسفه تجدد است و فرصت توجه ارزشمند و هدفمند به تامل فلسفی مغایر با فلسفه تجدد را فراهم می نماید. به گزارش پایگاه خبری دانستنی آنلاین، محمد حسن امامی در مقاله خوش آمدگویی فلسفی به […]

دانستنی آنلاین: محمد حسن امامی، کرونا را یکی از اولین چالش جدی انسان متجدد می داند که ساخته و پرداختهِ فلسفه تجدد است و فرصت توجه ارزشمند و هدفمند به تامل فلسفی مغایر با فلسفه تجدد را فراهم می نماید.

امامی
به گزارش پایگاه خبری دانستنی آنلاین، محمد حسن امامی در مقاله خوش آمدگویی فلسفی به کرونا می نویسد:

«فلسفه تجدد در دوران معاصر، با پشتوانه های سیاسی و اقتصادی، توانسته است نوع زیست انسان را در دوران تجدد بشدت تحت تاثیر خود داشته و امکان ملاحظه ی دیگر رویکردهای فلسفی را کم رنگتر نماید.

و همان پشتوانه ها، قدرت دگراندیشی فلسفی موازی با فلسفه تجدد را به حاشیه رانده است. بروز چالشهای جدی در ابعاد اجتماعی که افکار عمومی و بخصوص نوع زیست انسان را متاثر می کند، تلنگری بر فلسفه تجدد از یک سو و امکان ملاحظه دیگر رویکردهای فلسفی را از سوی دیگر مقدور می سازد. “کرونا” یکی از اولین چالش جدی انسان متجدد،ساخته و پرداختهِ فلسفه تجدد است که فرصت توجه ارزشمند و هدفمند به تامل فلسفی مغایر با فلسفه تجدد را فراهم می نماید.

کرونا

چنانچه بحران زیست محیطی چنین امکان تامل فلسفی را فراهم ننمود.”کرونا” آغاز بی پایانی برای درک ضرورت برهم زدن نظم اجتماعی امروزین همسو با نظم طبیعت دیرین است. خوشآمدگویی به کرونا به معنای هزینه ای فلسفی است که فلسفه برای رهایی از جزم اندیشی تجدد     می پردازد تا برای نوع دیگری از زیست انسانی تامل کند.

بدرقه فلسفه تجدد

ظهور انسان گرایی، مخالفت با غایت مندی[1]، پدیده علمی مبتنی بر قدرت سیطره بر طبیعت، انکار این دیدگاه که طبیعت از صورت های سرمدی تقلید می کند، منفک نمودن اصول اخلاقی حاکم بر حیات بشری از هر گونه واقعیت روحانی که انسان ها و طبیعت بتوانند به طریقی غیر از واقعیت فیزیکیِ ماده و حرکت در آن سهیم باشند، تعمیم ریاضی کردن و کمی ساختن طبیعت، تبیین خوشبختی معادل با خوشحالی و لذت، مصرف گرایی مساوی با آرامش و به بیانی دیگر نفی و انکار امر مطلق و خود مقوله حقیقت از صحنه بخش اعظم فلسفه معاصر، مشخصه فلسفه تجدد است که متفکران دوران تجدد، محدودیت های خویش را نظام مند و فهم نسبی شان از موجودات را در آن، مطلق کرده اند.

این رویکرد فلسفی بدلیل حمایت قدرت و ثروت، هر امکانی را در دگراندیشی فلسفی مهار کرده است. البته نتایج فلسفه تجدد در نوع زیست آدمی را نیز می توان با پیشرفت علوم، بحران زیست محیطی، خشونت، تروریسم، جنگ و اپیدمی- از آنفولانزای اسپانیایی اوایل قرن 19 تا کووید- 2019 – بر شمرد.

کرونا

فلسفه تجدد، تاب آوری هر نوع فلسفه دگراندیش را با بر شمردن مزیت هایش از قبیل: پیشرفت علم(از فرود بر مریخ تا اتاق عمل و ارتباطات و…) افرایش طول عمر،مهار طبیعت، کیفیت زندگی، وقت آزاد و…  به حداقل میزان ممکن رسانده است و اگر هم معایب آن را از قبیل: بحران زیست محیطی،خشونت، تروریسم، بی عدالتی، بیماری همگانی و… بر می شماریم، استدلال فلسفه تجدد بر این است که معایب از آن شرق است که ریشه های تمدن یونانی و غربی را ندارد، خشونت و بحران از آن خاورمیانه است که فلسفه اش انتزاعی و غیر تحصلی است.

اینک فلسفه دگر اندیش به فلسفه تجدد، تنه زده و به کرونا خوشآمد می گویید!

چرا که کرونا به عنوان یک شر، اتفاقی است که در مرکز فلسفه تجدد و شرقی که بیشترین مجذوبیت فلسفه تجدد را داشته است رخ داده است و بحرانی انسانی- اجتماعی است که نمایانگر ظرفیت برآیند فلسفه تجدد است و فرصتِ امکانِ تامل بیشتری برای فلسفه دگر اندیش فراهم نموده است.

کرونا

بیماری کرونا شروع یک اتفاق بزرگ برای ضرورت باز تامل در باب فلسفه تجدد است.چرا که کرونا به یک اپیدمی بدل شده که نقطه حساس فلسفه تجدد ویا مزیت های ظاهری را آنرا نشانه گرفته است، همچون: منفعت طلبی، ثروت آفرینی به معنای خوشبختی، رفاه به معنای مصرف و امثالهم، که در زندگی روزمره مردم در دوران کرونایی درضعف اصولی همانند، محاسبه سود و زیان در هر نوع تصمیم اجتماعی و اقتصادی، چالش رویکرد اقتصادی به بهداشت و درمان، اقتصاد غیر مولد همچون بورس، زندگی مصرفی و تاثیر آن در انسانیت، کم ارزش بودن اصول شهروندمداری، روش ها و سنجه های اقتصاد خرد و کلان متزلزل، کم توجهی به خانه و خانواده و امثالهم قابل ردیابی است.

هرچند در دوران فلسفه تجدد، انسان با بحران های متعددی مواجه است، اما بنظر هیچکدام همانند اپیدمی کووید 19 ظرفیت ایجاد اعتماد به نفس در فلسفه دگراندیش را نداشته باشد.

بحران زیست محیطی بعنوان یکی از مهمترین بحران در نیم قرن اخیر، ظرفیت امکان تامل در باب فلسفه تجدد را فراهم نکرد، چرا که راهکارهای خروج از بحران زیست محیطی درون خود فلسفه تجدد و تمدن غرب و علم تحصلی جستجو شد، همچون انرژی های پاک و تجدید پذیر، تکنولوژی پاک، اقتصاد سبز، بهره وری، ITو … اما اپیدمی با کمک عصر اطلاعات این امکان تامل را فراهم می نماید.

خوشآمدگویی به کرونا

آیا این ادعا که کرونا بیماری است که زیست آدمی را بر هم می زند، قابل قبول است؟.آیا این ادعا که کرونا بیماری است متفاوت از دیگر بیماری هایی که بشر تجربه کرده است، قابل قبول است؟

بشر بدلایل ساختار جسمی و ذهنی اش، همواره با بیماری مواجه بوده است. چه این بیماری در مقیاس فردی، خانوادگی، قومی باشد و چه در ابعاد بزرگتر اجتماعی که در طول تاریخ ثبت شده است. چه بیماری ساده فردی همچون سرماخوردگی و چه بیماری پیچیده اجتماعی(اپیدمی) همچون طاعون و سل و … باشد.

شاید هیچکدام از این انواع بیماری هایی که می شناسیم (در ابعاد فردی و اجتماعی) تاثیر قابل ملاحظه ای بر سبک زیست آدمی نداشته اند.

چرا که عوامل ایجاد آن به نیروهای متافیزیکی مرتبط بوده اند که برای تنبیه بشری اعمال شده و راه نجات آن نیز از تغییر نوع زیست ما نمی گذشته است و صرفا با عذر خواهی – از طریق نیایش و یا قربانی کردن- از خداوند قابل رفع بوده اند.

کرونا

از آنجا که تحلیل علی از رابطه بین بلا-بیماری- و زیست آدمی امکان نداشته است، بنابراین باید عذرخواهی صورت می گرفته است. اما نسبت به کدام عملکرد آدمی باید عذرخواهی صورت می گرفت؟ مشخص نیست!

فقط باید عذرخواهی صورت می گرفت.در نتیجه معین نیست که چه عملکرد، رفتار و نیت انسانی باید تغییر می یافت. پس بروز شر-بلایا و بیماری- و خروج از آن تاثیری بر نوع زیست آدمی نداشته و یا بسیار محدود بوده است. در نهایت این باور که دلیل بروز این بلا یا شر-بیماری در ابعاد فردی و یا اجتماعی- به سبب خروج از باور و اعتقادات قبلی و بعبارتی دیگر نوع زیست آدمی است، حاصل نمی گردد، بلکه نتیجه ی حاصل از مواجه با این بلایا، اتکا به ارزشهای قبلی را-فردی ویا اجتماعی- تشدید کرده است.

تجربه تاریخیِ مواجه با شر-بلایا- را که در صور بیماری و طبیعی می توان شناسائی کرد، حکایت از این واقعیت دارد که زیست آدمی را تغییر نداده اند.اگر هم تغییری در ده های اخیر ملاحظه گردید، به جهت فرصت طلبی، عالم اقتصاد از طریق تولید و عرضه محصولات جدید و کسب سودآوری بیشتر بوده است.

کرونا

نتیجتا، شر-در ابعاد فردی و اجتماعی- عامل تغییر در نوع زیست آدمی نبوده است. شر اگر فردی و یا در سطح محدودی بوده است، واکنش جامعه این بوده که  او و یا آنان را از خود دور کند و ارزش های زیستی اش را محفوظ نگاهدارد، و اگر بلا در سطح اجتماعی و بزرگتر بوده، جامعه آن را تنبیهی متافیزیکی در نظر گرفته و در نتیجه با رفع آن بلا، دوباره به نوع زیست خود بازگشته است.

پاسخ این سوال، چرا، در طول تاریخ، بیماری-شر- از قابلیت تاثیر گذاری بر نوع زیست آدمی برخودار نبوده است؟

از دو منظر قابل بررسی است: اولا، با توجه به عدم شناسائی رابطه علی بین بیماری یا شر با نوع زیست آدمی، با از بین بردن برخی از مردمان جامعه به فراموشی سپرده شده است و تاثیر جدی بر جا نگذاشته است. دوما، رابطه انسان با محیط بیرونی یک رابطه متافیزیکی فرض شده است.

اینک وارد دوره ای از تاریخ بشری شده ایم که در آن رابطه علی بین شر و عملکرد انسان وجود دارد.به همین دلیل بنظر می رسد، بلایا و بیماری، کارآمدی حاکمیت، دین و نوع زیست انسانی را مورد پرسش قرار می دهد.

کرونا

دلایل این امر همانا، تحلیل مادی از مسائل است. هر چند برخی از حکومت ها تلاش می کنند تا شر را به تنبیه متافیزیکی نسبت دهند تا بتوانند کارآمدی خود را توجیه کنند، اما افکار عمومی تحلیل مادی خود را نسبت به رابطه بیماری با زیست آدمی دارد. بدین منظور، بیماری-بلایا وشر- نقش جدی در تغییر سبک زندگی آدمی ایفا      می نمایند.

این نوع از تحلیل، به جهت نوع زیست انسان است که متاثر از توسعه تکنولوژی و علم است که منجر به گسترش رویکرد علی نسبت به مسائل از یک سو و گسترش و تولید محتوا توسط همگان از سوی دیگر شده است.

اما این تاثیر پذیری بشرطی رخ می دهد که واقعه-بلایا،شر،بیماری، بحران-جهانی باشد و یا در غرب رخ داده باشد. چون غرب خود را استاندارد-معیار- جهانی مفروض می دارد و بلایای شرق- غیر از غرب- به عدم همسویی آنان با استاندارد تولید شده غرب مفروض می گردد. برای مثال در ابتدای اپیدمی کووید 19 سبک غذا خوردن مردم چین(خوردن خفاش) مورد انتقاد جامعه غربی و یا جهان متاثر از تجدد بود.

هنر، فنآوری و اپیدمی

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که مشخصه اصلی آن فراهم بودن امکان تولید محتوا(صحیح و یا ناصحیح)، امکان انتقال سریع آن به دیگران و دسترسی سریع به محتوای تولید شده دیگران است. نام این جامعه را “جامعه محتوا محور” می نامم.

البته این “جامعه محتوا محور” به معنی غنای جامعه نیست، چرا که محتوای تولید شده عموما جهت افزایش غنای جامعه صورت نمی گیرند. طبیعی است که در چنین جامعه ای نقش بلایا و بیماری با جامعه ای که از چنین مشخصه ای برخودار نیست، همانند نخواهد بود. این نام گذاری از بعد کیفیت محتوایی خنثی است.پر از محتوای صحیح و ناصحیح است که بر مخاطب خود تاثیر می گذارد،این تاثیرگذاری به صحت و یا عدم صحت(دروغ) مرتبط نیست. میزان تاثیر گذاری به زمان و مکان تولید محتوا وابسته است.

برخلاف گذشته که تغییرات بنیادین در نوع زیست آدمی به شدت به نقش افراد در سطح سیاسی، فکری ویا نظامی وابسته بوده است، امروزه این تغییرات بدلیل حضور فنآوری و علم تجربه گرا و رویکرد علی در جامعه محتوا محور، بر عهده “وقایع” است، بخصوص در جامعه غربی. چراکه جهان پیرامون نیز غرب زده است. بیماری کرونا، شروع بی پایان است.

یعنی شروع نقش وقایع(بلایا-شر- بیماری) در ایجاد تحول در زیست آدمی که “جامعه محتوا محور” با کمک فنآوری- کوچکترین ذوق هنری را به ابژه بدل و در اختیار دیگران قرار می دهد- آن را تسریع می کند.انسان متعلق به “جامعه محتوا محور”، انسانی است که “علی”-در یک بعد- می نگرد، در نتیجه دلایل مادی می طلبد و آن را به عملکرد و رفتار خود انسان نسبت می دهد و از طریق تولید محتوا و سرعت دسترسی، تاثیر خود را بر منطق حاکم بر نوع زیست فعلی بشر بجا می گذارد.

بنظر می رسد اپیدمی، حلقه اتصال هنر و فناوری در جامعه محتوا محور برای تحت تاثیر قرار دادن فلسفه تجدد است، که بحران زیست محیطی نتوانست این نقش اتصال را ایفا کند.

به جهت سبک زندگی بشر، اپیدمی تکرار خواهد شد، البته هدف این نوشتار اثبات این امر نیست. و با توجه به تعریف و تبیین هنر در فلسفه تجدد که وحدت، زیباشناختی، ذوق، خلاقیت،تقلید، سلیقه و معنا گرایی را از آن گرفته است، هنر عامتر و همگانی شده است. از طرفی، فنآوری در تولید و در دسترس بودن این هنر عام و همگانی نقش جدی ایفا می نماید.

حال وقایع اپیدمی(همانند کرونا در امروز و با عنوان دیگر در فرداهای دیگر) که جهان غربِ متاثر از فلسفه تجدد و طبیعتا کشورهای پیرامون را به پرسش از ظرفیت اقتصادی،اجتماعی، بهداشتی، تعریف خوشبختی و از این دست وا می دارد، و هنر عام از طریق فنآوری و با تاثیر بیشتر، این پرسش ها را با سرعت بسیاردر اختیار مردمانی که نزدیک ولی دور از هم زندگی می کنند، قرار می دهد.

فلسفه دگر اندیش این اتصال سه گانه را به فال نیک می گیرد و به آن خوشآمد می گوید، چرا که انگیزه، اعتماد به نفس و روحی دوباره به فلسفه می دمد که بیرون از چارچوب های فلسفه تجدد، خود را بعنوان بازیگر اصلی جهان باز تولید کند.

نتیجه

خوشآمدگویی به کرونا، یعنی فلسفه تجدد با مشخصه های فوق الذکر، قابلیت پاسخ دهی به اپیدمی کووید 2019 را ندارد و اینک ضرورت تاملی نوین در ابعاد فلسفی اجتناب ناپذیر است. بحران کرونا نسبت به بحران زیست محیطی در سطح فلسفی نیز متفاوت عمل می کند.

یعنی  فلسفه ورزان باید از هر روز دیگر با اعتماد به نفس بیشتری در عرصه های زندگی مردم برای پاسخ به سوالتشان حضور یابند، چرا که وقایع –اپیدمی- با همکاری هنر عام شده و فنآوری بشدت به نقد ارزش های جامعه می پردازد و نیازمند خوراک فلسفی است. اینک میدان اندیشه از آن فلسفه ورزان است.»

[1]  Finality

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیازات: 0 / 5. تعداد امتیازات: 0

به این خبر امتیاز دهید

لینک کوتاه : https://danestanyonline.ir/?p=69786

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.