دانستنی آنلاین: در میان بازی های دورهمی و جمعی سایکو از سختترین بازی ها محسوب می شود چون نیاز به خلاقیت، حس کنجکاوی و روان کاوی و همچتین نمرکز بالایی دارد.
به گزارش پایگاه خبری دانستنی آنلاین، بازی سایکو یا روانی یک بازی دورهمی خیلی جذاب و چالشبرانگیزه است. در این بازی یکی از شرکتکنندها نقش روانشناس را دارد و بقیه بازیکنها نقش بیمار روانی (سایکو) را دارند که دارای یک اختلال خاص هستند. یا مثلا توافق میکنند که یکیشان گلکلم یا آدم فضاییست. یا توافق میکنند هر کدام نفر سمت چپی خودش است.
وظیفه روانکاو این است که با یک سری سوال غیر مستقیم آن اختلال را پیدا کند. او باید بتوانند الگوی تکراری را کشف و توهم جمعی را شناسایی کنند.
روش بازی:
بازیکنها دور هم میشینند. یکی از بازیکنها (روانکاو) از جمع میرود بیرون و بقیه (روانیها) در مورد یک اختلال به توافق میرسند. مثلن «همه از تاریکی میترسند» یا «همه یک بازیگر سینما هستند» یا «همه وقتی با دستشان سرشان راو لمس میکنند جواب دروغ میدهند».
بعد خانم/آقای روانکاو برمیگردد و به ترتیب از آدمها سوال میپرسد و سعی میکند با سوالهای غیر مستقیم مثل «امروز چندشنبه است؟» یا «تو اهل کجایی؟» یا «روز را ترجیح میدهب یا شب را؟» یا هرچی (اینجا هم خلاقیت خیلی مهم است) باید آن اختلال را پیدا کند.
به طور مثال در همان موردی که هر فردی نفر سمت چپی خودش میشود، روانپزشک با پرسیدن سوالاتی درباره ظاهر افراد از تکتک جمع (موی تو کوتاه است؟ تو مرد هستی؟ چشمانت آبیست؟) و تحلیل پاسخها میتواند الگوی مطابقت جوابها بر نفرات سمت چپ را کشف کند.
ممکن است بیماران قرارهای پیچیدهتری داشته باشند (مثلا سوالات مربوط به ظاهر خودشان باشند) هر چه این الگوها پیچیدهتر باشد کار روانپزشک سختتر میشود.
اگر یکی از بیمارها جواب ناسازگار با آن اختلال روانی بدهد یا دروغ بگوید، باید بقیه داد بزنند «سایکو»، و اولین کسی که گفت سایکو جایش را با کسی که دروغ گفته یا جواب نادرستی داده عوض میکند.
چرا سایکو می گوییم؟
هدف از این کار این است که مثلا گاهی فرد مجبور است دروغ بگوید. چون مثلا شما روی اختلال «همه یک بازیگر سینما هستید» توافق کردید و اسم شما «حمیده خیرآبادی» است. اگر روانکاو از شما بپرسد اسمتان چیست؟ باید دروغ بگویید تا روانکاو قانون شما را کشف نکند. و مطمئن هستید وقتی دروغ گفتید یکی هست که بگوید «سایکو».
این قاعده از یک سو برای کشف برخی الگوها کار روانپزشک را سختتر میکند ( در همان مثال نفر سمت چپ: شخصی که تا پیش از این ادعا میکرد چشم آبیست یکهو چشم قهوهای میشود) اما در عین حال برای روانپزشک باهوش میتواند میانبری برای کشف الگو هم باشد (چرا قبلا بیمار ادعا میکرد که چشمش آبیست و الان یکهو چشم قهوهای شد؟)
این بازی آنقدر ادامه پیدا میکند تا وقتی که روانکاو بتواند اختلال روانی بیمارها را تشخیص بدهد.





















