«دانستنی آنلاین»-احسان انصاری:دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا دوباره ایران را تهدید کرده که در صورت مشاهده فعالیت های هسته ای حمله به تأسیسات هسته ای ایران را بررسی خواهد کرد. این در حالی است که مواضع ترامپ از زمان آغاز دور دوم ریاست جمهوری تا به امروز با تناقض های مشهود و قابل توجهی مواجه بوده است. به همین دلیل برای اینکه مشخص شود باید تهدیدهای وی را جدی گرفت یا خیر باید تصمیم گیری های آینده وی را در درون همن تناض ها جست وجو کرد.
روانشناسی شخصیت ترامپ
روانشناسی شخصیت ترامپ از بسیاری جهات حائز اهمیت است. او یک شخصیت برونگرا با شدت زیاد و توافق پذیری پایین است. ترامپ بیشتر نیروی خود را از واکنشهای ناگهانی خشم آلود میگیرد.
سبک رفتاری دونالد ترامپ برعکس، پرخاشجویانه و خودمحور است، با تهرنگی از شوخی که باعث میشود شما ندانید یک لحظه بعد چه اتفاقی ممکن است بیفتد.
شخصیت کاریزمای وی سبب بروز نوعی خطر و هیجان میشود. بروز ناگهانی خشم در وجودش، بیان هر نوع دلسوزی، مهربانی یا همدلی را سد میکند.
خلق ناگهانی و دمدمی مزاج دونالد ترامپ با هدف اصلی زندگیاش سازگار است، یعنی با هدف «خودشیفته ارتقاء دونالد ترامپ». ترامپ از سالهای دوری که در دبیرستان آکادمی نظامی نیویورک وارد شد، سرسختانه یک هدف غریزی را دنبال میکرد:پیشرفت، ارتقاء، نمایش و ستایش خود.
در ادامه خودشیفتگی وی باید گفت ترامپ بخصوص وقتی تصور میکند چیزی تهدیدش میکند به سختی میتواند انگیزشهای ناگهانی خود را نادیده و حساسیت اوضاع را در نظر بگیرد.
این فلسفه زندگی ترامپ است که هنر تعامل را به کناری گذاشته است و از اصول اوست که وقتی به تو حمله میشود باید تلافی کنی.در واقع ترکیب انفجارهای خشم، اهداف توام با خودشیفتگی و ایمان قلبی به وجود قهرمانی، همراه با قدرت تلافیجویی در شخصیت ترامپ وجود دارد.
از منظر روانشناختی، هیچ مدرک معتبری وجود ندارد که نشان دهد دونالد ترامپ دچار اختلال روانی شدیدی مانند روانپریشی است که او را “دیوانه” نشان دهد. رفتارهای او، هرچند غیرمتعارف و جنجالی، در چارچوب الگوهای شخصیتی قابل توضیح هستند و با موفقیتهایش در سیاست و کسبوکار ناسازگار نیستند. اگر منظور از “دیوانه کنترلشده” فردی با ویژگیهای شخصیتی برجسته (مانند خودشیفتگی یا تکانشگری) است که همچنان قادر به عملکرد مؤثر است، این توصیف تا حدی میتواند با رفتارهای مشاهدهشده او همخوانی داشته باشد.
تناقض های ترامپ نسبت به ایران
رویکرد دونالد ترامپ در دور دوم ریاستجمهوریاش به ایران و مذاکرات هستهای پر از تناقض و پیچیدگی بود. او از یک سو با تهدیدات تند و تأکید بر نابودی کامل برنامه هستهای ایران تأکید می کرد و از سوی دیگر نشانههایی از انعطاف و آمادگی برای رسیدن به توافق و پذیرش برنامه هستهای ایران را نشان میدهد.
ترامپ در فوریه ۲۰۲۵ اعلام کرد که نامهای به رهبری ایران برای دعوت به مذاکره ارسال کرده و هدفش توافقی ساده برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است. با این حال، مقامات ایرانی این ادعا را تکذیب کردند و نمایندگی ایران در سازمان ملل اعلام کرد هیچ نامهای دریافت نشده است.
کمی بعدتر ترامپ اذعان کرد که این نامه را هنوز ارسال نکرده و قرار است طی روزهای آینده ارسال کند.
اندکی بعدتر، او در فاصله چند روز مانده به دور اول مذاکرات ادعا کرد که قرار است مذاکرات میان نمایندگان ایران و آمریکا به صورت مستقیم برگزار شود، حال آنکه اندکی بعدتر مشخص شد گفتوگوها بر خلاف ادعاهای آمریکا غیرمستقیم بوده است.
تناقض گویی های ترامپ اما پس از آتش بس ایران و اسرائیل شکل پیچیده تری به خود گرفته است.
رئیسجمهور آمریکا پس از آتش بس با ادعای اینکه عملیات تجاوزکارانه آمریکا باعث شکل گیری آتشبس میان ایران و رژیم صهیونیستی شد، گفت:« هفته آینده با ایرانیها دیدار میکنیم. شاید توافقی امضا کنیم، اما برای من اهمیتی ندارد.»
ترامپ مدعی شد: «هیچ ارتش دیگری توانایی انجام چنین عملیاتی نداشت. عملیات آمریکا باعث شکلگیری آتشبسی تاریخی شد. جنگ ایران و اسرائیل را جنگ ۱۲ روزه نامیدم. این جنگ تمام شده است. فکر نمیکنم ایران و اسرائیل دوباره وارد جنگ علیه یکدیگر شوند.»
او ادعا کرد: «تهدید هستهای ایران را از بین بردیم. خواسته من همیشه همین بود. همواره گفته بودم که ایران حق دستیابی به سلاح هستهای ندارد. بازدارندگی آمریکا را نیز دوباره ایجاد کردیم.»
پس از مدتی منابع آگاه خبر دادند دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا بحثهایی درباره امکان کمک به ایران برای دسترسی به ۳۰ میلیارد دلار جهت توسعه یک برنامه هستهای غیرنظامی تولید انرژی، کاهش تحریمها و آزادسازی میلیاردها دلار از منابع مالی مسدود شده ایران انجام داده است.
در میان مفاد مورد بحث، یک سرمایهگذاری ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلاری برای ساخت یک برنامه هستهای بدون غنیسازی در ایران مطرح شده که هدف آن تولید انرژی هستهای غیرنظامی است. به گفته مقامات دولت ترامپ و منابع آگاه، این برنامه جزء مذاکرات اخیر نیز بوده است. یک مقام تأکید کرده این پول مستقیما از سوی آمریکا پرداخت نمیشود و ترجیح این است که کشورهای عربی منطقه آن را تامین کنند. سرمایهگذاری در تأسیسات انرژی هستهای ایران، در دورهای پیشین مذاکرات هستهای نیز مطرح شده بود.
رئیسجمهور آمریکا اما پس از مدت کوتاهی از مواضع گذشته خود عقب نشینی کرد و گزارش برخی رسانههای این کشور مبنی بر اینکه واشنگتن برای ترغیب ایران به توقف غنیسازی اورانیوم قصد دارد میلیاردها دلار در برنامه هستهای تهران هزینه کند، رد کرد.
ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: در رسانههای خبری جعلی، چه کسی آنقدر نفرتانگیز است که میگوید «رئیسجمهور ترامپ میخواهد ۳۰ میلیارد دلار به ایران بدهد تا تأسیسات هستهای غیرنظامی بسازد». هرگز چنین ایده مسخرهای نشنیدهام. او سپس این گزارشها را «فریب» خواند.
ترامپ خیلی زود از مواضع پس از آتش بس عدول کرد و در سخنانی مجددا ادعاهایی را علیه تاسیسات هستهای ایران مطرح و ادعا کرد ایران خواستار ملاقات است.ترامپ همچنین بار دیگر زبان به تهدید گشود و مدعی شد:« اگر ایران غنی سازی اورانیوم را از سربگیرد، بمباران دوباره ایران را بررسی خواهم کرد.»
ترامپ گفت:سایتهای هستهای ایران نابود شده و مراکز آنها پیش از بمباران تخلیه نشده بودند. آنها همچنین خواستار ملاقات هستند.من باور ندارم که ایران به این زودیها به سلاح هستهای بازگردد. همچنین، یکی باید ایران را بازرسی کند؛ آژانس بینالمللی انرژی اتمی یا خودمان.
ترامپ درباره کامیونهایی که در فردو بودند و گفته شده که تجهیزات و اورانیوم غنیشده را پیش از حمله منتقل کرده بودند، دوباره گفت: «آنها برای ریختن بتن آنجا بودند.»
آیا باید تهدیدات ترامپ را جدی گرفت؟
به نظر میرسد ترکیبی از چند عامل را بتوان در موضعگیریهای ضد و نقیض دولت ترامپ موثر دانست.
نخست اینکه ترکیب فشار حداکثری و انعطاف دیپلماتیک اهرمی دوجانبه برای آمریکا فراهم میکند. تهدیدات، ایران را زیر فشار اقتصادی و سیاسی نگه میدارد، در حالی که پیشنهادهای محدود، راه مذاکره را باز نگه میدارد.
دوم، اختلافات داخلی در دولت ترامپ نقش مهمی دارند. در یک سو، تندروهایی مانند والتز و مارکو روبیو خواستار سختگیری بیشتر علیه ایران هستند و در سوی دیگر، میانهروها توافق محدود با نظارت شدید را ترجیح میدهند.
واقعیت این است که آمریکا در طول دهههای گذشته، به هر کشوری که اراده کرده، حمله کرده یا در هر جای جهان که توانسته دست به عملیات نظامی دست زده است. مکزیک، کره، عراق، افغانستان، یمن، لیبی، فیلیپین، ویتنام، دومینیکن، لبنان، پاناما، سومالی، خلیج فارس و … در کنار جنگهای جهانی اول و دوم، تنها بخشی از فهرست جنگها و عملیاتهای نظامی آمریکا در سراسر جهان است.ترامپ نیز این رویکرد را در حمله به تأسیسات هسته ای ایران در جنگ۱۲ روزه دنبال کرد. به همین دلیل اگر تهدیدات اخیر ترامپ را جدی نگیریم در مسیر اشتباهی گام برداشته ایم.





















