امروزه مصرفکنندگان برای تهیه و خرید مایحتاج خود، سطحی از راحتی و آسایش را تجربه میکنند که در گذشته از آن بی بهره بودند. این روزها، صرفاً با لمس نمایشگر موبایل و در هر ساعتی از شبانه روز، با سریع ترین حالت ممکن، خرید انجام میشود و در منزل به دستتان میرسد. آیا تاکنون با اپلیکیشنهای درخواست تاکسی کار کردهاید؟ شک نکنید! خیلی آسان است! نیاز دارید کالایی در روز جمعه به دستتان برسد؟ باز هم مشکلی نیست. هر چیزی در این دنیای جدید ممکن شده است.
اما به افرادی که در این مشاغل جدید، همه این مشکلات شما را آسان کردهاند، چه میگذرد؟ جالب است بدانید برای مثال در شرکت انگلیسی دلیورو که در سراسر اروپا، هنگ کنگ و استرالیا فعالیت دارد، به ازای تحویل هر خریدی که شما انجام میدهید، به پستچیهای آنلاین خود ۷۵/ ۳ پوند دستمزد میپردازد. روی کاغذ و مطابق دیدگاه طرفداران اینگونه کارها، همین که این پستچیها بهصورت مستقل و آزاد و در هر وقت از شبانه روز، هر زمان که اراده به کار کنند، مشغول به فعالیت میشوند، به میزان خیلی زیادی رضایتبخش است و از این فضای جدید کسبوکار حمایت میکند. به هرصورت شاید این کار برای بعضیها مناسب باشد؛ بهعنوان مثال، دانشآموزان، کارگران مسن یا پدر و مادرهایی که به دنبال منبع درآمد دومی برای خانوار خود هستند. اما واقعیت درباره اکثر افراد شاغل در این مدل جدید مدیریتی، چیز دیگری را نشان میدهد؛ به نحوی که این نوع از کار برای خیلی از آنها تبدیل به شغل اول و تنها شغل آنها شده است. به همین خاطر نیز مسائلی نظیر دستمزد پایین، عدم امنیت شغلی و فقدان حقوق کارگری از مهمترین ایراداتی است که این خیل عظیم را تهدید میکند.
دستمزد و حقوق دریافتی در کنار شرایط نامناسب بیمهای، عمدهترین ایرادهای این حرفه هستند که فاصله زیادی با همین قانون اشتغال فعلی و منسوخ ما دارد و کمپانیها برای بردن رقابت از دیگران، در حال بهرهکشی از کارکنان خود هستند. آنها با طبقه بندی کارکنان خود در دسته «پیمانکاران خود اشتغال»، زمینه را مساعد کردهاند تا هیچگونه مسؤولیتی در قبال آنها بر عهده نگیرند؛ در حالی که طبقهبندی آنها بهعنوان «کارگر» یا «کارمند» به کلی داستان را عوض میکند.
هفت ایراد کسب و کارهای جدید را در این بخش مورد بررسی قرار می دهیم.
۱- نبود چیزی به نام بازنشستگی، بیمه درمانی، حق تعطیلات یا مرخصی با حقوق ساعتی برای والدین، جزو اولین موضوعاتی است که به چشم میخورد. اگر خواهان دریافت این حقوق اساسی هستید، شما باید به لحاظ حقوقی یک کارگر یا کارمند شوید.
۲- زحمتکشان این حرفه به ازای هر تحویلی که انجام میدهند دستمزد میگیرند، نه بر مبنای ساعت کار. آنچه در ابتدا درباره شرکت دلیورو گفته شد (یعنی پرداخت ۷۵/ ۳ پوند به ازای هر تحویل)، ممکن است در ابتدای صبح صورت گیرد و فرد تا دریافت سفارش بعدی، مدت زمان زیادی را مگس بپراند. این یعنی درآمدی کمتر از حداقل دستمزد ساعتی در قانون کار.
۳- آنها شبانه روز خود و ساعت خورد و خوراک و بیداری و خواب خود را با توجه به تجربه بر اساس زمان بیشترین دریافت نوتیفیکیشن تنظیم میکنند.
۴- این مسأله عملاً باعث شده که زندگی اجتماعی این افراد دچار اختلال شود و مشکلات دیگری برای فرد پیش بیاید.
۵- نبود تضمینهایی درباره امنیت مالی، امنیت شغلی، حقوق کارگری و ساختار حقوقی حمایتی از آنها، هرکدام تبدیل به چشمهای برای جوشش استرس و بیماریهای فیزیکی یا روانی میشوند. به هر صورت در شرایط فعلی تمامی ریسکها بر دوش کارکنان قرار گرفته است؛ در حالیکه کارفرمایان و صاحبان شرکت، از مزایای این تجارت بهره میبرند.
۶- این موضوع بسیار طاقتفرسا است که با تکیه بر شغلی بدون امنیت کاری و درآمدی غیر قابل اتکا و پیشبینی، برای دریافت وام اقدام کرد و برای آینده طرحی ریخت.
۷- این حرفه جدید برای رقابت قیمتها را میشکند؛ اما سود نهایی را به همان سنت همیشگی تقسیم میکند؛ موضوعی که موجب شده است کمپانیها و شرکتهای خدماتی بهطور روز افزون به این روش قراردادی، بدون در نظر گرفتن دستمزد ساعتی و در تلاش برای باقی ماندن در رقابت گرایش پیدا کنند. با این شیوه مدیریتی، امروزه مدارس و حتی شرکتهای هواپیمایی داریم که کارکنان زیادی با قراردادهایی با تاریخ انقضای صفر دارند!
منبع: دنیای اقتصاد
گردآوریشده توسط پایگاه دانستنی آنلاین





















