12

آموزش و پرورش شناختی ؛ آموزش در خدمت زندگی – بخش اول

  • کد خبر : 17888
  • 18 مهر 1396 - 11:25
آموزش و پرورش شناختی ؛ آموزش در خدمت زندگی – بخش اول

مقوله آموزش و پرورش شناختی و آشنایی با ویژگی ها و ضروریات آن دستمایه برپایی میزگردی تخصصی قرار گرفت که با حضور دکتر ‘مهدی دوایی’ عضو گروه ذهن، مغز و تربیت پژوهشکده علوم شناختی، دکتر’ محسن میرمحمد صادقی’ و دکتر ‘محمود تلخابی’ عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم شناختی برگزار شد.

امروزه با قرارگرفتن در زندگی صنعتی توجه به انگیزه ها، علایق، تمایلات و ترجیحات دانش آموزان کاهش یافته و معیارهای هنجاری بیشتر مورد توجه است، مسأله ای که به گفته کارشناسان، راه حل آن در گرو پیگیری آموزش و پرورش شناختی و گذار به آموزش در خدمت زندگی است.

از اواخر دهه 50 قرن بیستم میلادی که دانشی به عنوان علوم شناختی پدید آمد و نگاه محققان به ذهن، معطوف به بررسی بازنمایی های ذهنی و نحوه پردازش آنها شد، این دانش میان رشته ای در بسیاری از ابعاد زندگی اجتماعی از جمله آموزش و پرورش ورود پیدا کرد.

از گذشته نه چندان دور، آموزش و پرورش ما به صورت آموزش و پرورش رفتاری بوده است و در آن براساس خط تولید به دانش آموزان نگاه شده است، به گونه ای که در این رویکرد به افراد به شکل یک سیستم مبتنی بر محرک و پاسخ، ورودی و خروجی ، مشابه یک سیستم کارخانه برخورد شده است.

در این سیستم، ابتدا یک سری سرفصل ها و کتب درسی بدون توجه به استعداد و مهارت های هر فرد در مقاطع مختلف تحصیلی مشخص شده و همه دانش آموزان بر اساس آن سنجیده می شوند، در صورتی که در آموزش و پرورش شناختی که اکنون کم و بیش در بسیاری از کشورها به کار گرفته شده است، هدف اصلی بواقع تفاوت های فردی، پرورش و شکوفا کردن توانایی های درونی افراد است.

در حال حاضر، در کشور ما رویکرد شناختی با درصد کمی در مقطع ابتدایی در حال پیاده سازی است، در حالی که باید به تمامی بخش های آموزش و پرورش تسری داده شود.

بر این اساس، مقوله آموزش و پرورش شناختی و آشنایی با ویژگی ها و ضروریات آن دستمایه برپایی میزگردی تخصصی قرار گرفت که با حضور دکتر ‘مهدی دوایی’ عضو گروه ذهن، مغز و تربیت پژوهشکده علوم شناختی، دکتر’ محسن میرمحمد صادقی’ عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم شناختی و دکتر ‘محمود تلخابی’ عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم شناختی برگزار شد.

**علوم شناختی چیست

دکتر محمود تلخابی، اساساً علوم شناختی را به عنوان واکنشی تعریف کرد که دانشمندان ذهن و رفتار در نیمه اول قرن بیستم به جهت گیری ها نشان دادند.

وی افزود: در نیمه قرن بیستم، انقلابی صورت می گیرد که از آن به عنوان ‘انقلاب شناختی’ یاد می کنند و در واقع، توافقی بین دانشمندان این حوزه اتفاق می افتد مبنی بر این که اگر بخواهیم رفتار انسان را به درستی تبیین کنیم باید بدانیم که در دنیای ذهن و مغز او چه می گذرد، بنابراین به شکل یک پروژه در دنیا آغاز می شود که در آن، بسیاری از نهادها و بنیادهای علمی، به سمت ابزارها و فناوری هایی جهت گیری پیدا می کنند تا برای بشر روشن کنند که ذهن و مغز انسان چگونه کار می کند.

تلخابی افزود: این دستاورد منجر به شکل گیری حوزه مطالعاتی جدیدی به نام علوم شناختی شد که حاصل پیوند رشته های متعددی از جمله روان شناسی شناختی، فلسفه ذهن، علوم اعصاب، زبان شناسی، هوش مصنوعی و انسان شناسی است؛ همه این رشته ها در پیوند با هم یک پرسش بنیادی دارند که وعده علوم شناختی است و آن، آشکار کردن نحوه عملکرد ذهن و مغز است و این که ما بفهمیم چگونه به آگاهی دست پیدا می کنیم.

**اهمیت علوم شناختی در تدریس و تربیت

تلخابی گفت: به تعبیر یکی از اساتید، گفت وگو درباره آموزش، بدون شناخت ذهن و مغز، مانند این است که شما بدون این که هیچ تصویر و مفهومی از ‘دست’ داشته باشید، بخواهید برای آن ‘دستکش’ تهیه کنید؛ قرار است در آموزش، فرصت هایی را ایجاد کنیم که برای رشد و توسعه شخصی بچه ها تدارک دیده شده باشند و این تدارک باید مبتنی بر طرحی باشد که از دنیای ذهن و مغز وجود دارد؛ بنابراین در هر آموزش شناختی عمدتاً دو مفهوم اساسی و بنیادی داریم که باید به آن بپردازیم .

به گفته تلخابی، یک مفهوم کلیدی، مربوط به یادگیرنده است و به عبارت دیگر، فهم این است که انسان چگونه یاد می گیرد؛ می دانیم که یادگیری، یکی از عالی ترین کارهایی است که ذهن و مغز ما انجام می دهد، زیرا در فرآیند یادگیری، تقریباً کل مغز درگیر است .

وی با بیان این که یکی از مشکلات در سیستم های یادگیری دنیا، تغییر دادن و جابجا کردن مفهوم یادگیری نزد دست اندرکاران است، ادامه داد: در ساده ترین شکل، اگر یک متن را دراختیار من قرار دهید و من آن را بخوانم و بعد چند سؤال را درباره آن به من بدهید و بتوانم به سؤالات شما پاسخ دهم، شما تاأید می کنید که من این مطلب را یاد گرفته ام در صورتی که یادگیری فراتر و متفاوت است. اگر به مفهوم نخست پی ببریم می توانیم راجع به مفهوم دوم هم صحبت کنیم مبنی بر این که مغز چگونه یاد می دهد و به عبارت دیگر، برای اینکه معلم بتواند وظیفه معلمی خود را به درستی انجام دهد باید از چه توانایی های شناختی برخوردار باشد.

وی ادامه داد: یک معلم وقتی وارد کلاس می شود در دو سطح به شناخت و آگاهی نیاز دارد، یک سطح مربوط به دانش آموزان می شود و یک سطح هم مربوط به شناخت حالات خود اوست که در دنیای ذهن خودش چه می گذرد؛ بنابراین اگر فردی وارد جمع ما شود و بلافاصله شروع به توضیح دادن کند، چون از دنیای ذهن و حالات ذهنی، نیازها، علائق و تجربیات ما بی خبر است، عملاً کار تدریس انجام نمی دهد و بر این اساس تربیت معلمان حرفه ای و توانمند به لحاظ شناختی اهمیت دارد.

**عمق یادگیری، از مباحث آموزش شناختی

تلخابی ادامه داد: یادگیری می تواند در سطحی ترین شکل خود، صرفاً براساس یکی از مؤلفه های شناختی اتفاق بیفتد و آن مؤلفه ‘حافظه ‘ است. حافظه، یکی از مهم ترین کارکردهای شناختی است که می تواند تنها یک سامانه یادگیری تلقی شود و سه مؤلفه شامل ‘درون داد’ ،’فرآیند’ و ‘برون داد’ دارد به این معنی که شما چیزهایی را درون آن می ریزید که آن را می گیرد، پردازش و سپس ذخیره می کند و هرگاه شما خواستید آن را به شما منعکس می کند؛ ولی در نگاه شناختی، تمایز اصلی در این است که بتوانیم بقیه سامانه های شناختی مان مثل ‘تفکر’، ‘حل مسأله’ ، ‘برنامه ریزی’ و ‘خلاقیت’ را درگیر کنیم .

به گفته عضو هیأت علمی پژوهشکده علوم شناختی، وقتی شما مسیر یادگیری را در دیگر سامانه های ذهنی مغز می چرخانید و به آن عمق می بخشید، یعنی جایی که ادراک اتفاق می افتد، مقایسه و مقابله و تجزیه و تحلیل اتفاق می افتد و افراد در مواجهه با ادعاها تا زمانی که استدلال نکنند، آن را نمی پذیرند و در جست و جوی شواهد بیشتر برمی آیند تا بفهمند آنچه مطرح می شود درست است یا نیست، خواهید دید که ماجرای یادگیری با چیزی که الآن روی می دهد، کاملاًً متفاوت است.

وی ادامه داد: از اولین علائم آموزش شناختی، راهبردهای عمیق کردن یادگیری از طریق پیوند با دیگر مؤلفه های تفکری است که در ذهن و ضمیر انسان وجود دارد.

**ویژگی گروه های دخیل در آموزش و پرورش شناختی/ والدین، معلمان و دانش آموزان

دکتر محمود تلخابی در خصوص ویژگی های دانش آموزان، والدین و معلمان در آموزش و پرورش شناختی گفت: تصور اولیا از فراهم کردن فرصت تربیتی برای فرزندان این است که آنها علاوه بر حضور در مدرسه، بعد از ظهرها نیز در کلاس های کمک درسی مختلف شرکت کنند و والدین صرفاً مشغول خدمت رسانی برای جابه جا کردن آنها از کلاس های مختلف باشند.

وی بیان کرد: این تفکر باید در اولیا تغییر کند، آنها باید بدانند که ما فرزندان را به دنیا نمی آوریم که کشان کشان از این کلاس به آن کلاس ببریم، بچه ها به دنیا آمده اند که زندگی کنند و والدین باید با خود فکر کنند آیا توانسته اند فرصت زندگی کردن را برای آنها فراهم کنند.

وی با بیان این که بچه ها انسان هستند و علایق، انگیزه و تمایلات و ترجیحات دارند، ادامه داد: والدین اولین و تأثیرگذارترین گروه برای تغییر آموزش و پرورش از رویکرد کنونی به آموزش و پرورش شناختی هستند، و در کنار آنها کتاب درسی و معلم تاثیرگذار هستند.

تلخابی تصریح کرد: تا زمانی که مطالبات جامعه از آموزش تغییر نکند، وضعیت آموزش در هیچ کشوری تغییر نمی کند، بنابراین تغییر مطالبات مردم به عهده آموزش و پرورش نیست و واقعاً نمی تواند از عهده آن برآید، مطالعات نیز نشان می دهد در کشورهایی که آموزش توسعه یافته دارند، مطالبات دقیق مردم از آموزش و پرورش مشخص شده است.

وی گفت: در مورد نقش معلمان در آموزش و پرورش شناختی نیز، ما به معلمان یادگیرنده نیاز داریم؛ گزارش ها نشان داده است که یک معلم ژاپنی در طول سال تحصیلی، چیزی حدود 100 جلد کتاب می خواند، اما معلمان و استادان ما در طول سال تحصیلی تعداد محدودی کتاب می خوانند.

تلخابی بیان کرد: اولین و مهم ترین خصوصیت معلم در آموزش و پرورش شناختی این است که به بچه ها نشان دهد که خود یک یادگیرنده دائمی است و دائماً می خواند و یاد می گیرد، ما به چنین معلمانی نیاز داریم.

وی در رابطه با خصوصیات دانش آموزان در آموزش و پرورش شناختی افزود: در این آموزش و پرورش آدم های خود یادگیرنده، خود ارزیاب،خود راه بر، کسانی که می دانند دنبال چه هستند و برای به دست آوردن آن چه کارهایی باید انجام دهند، تربیت می شوند؛ در این صورت نقش معلمان زمینه سازی و زمینه چینی برای تحقق آن انگیزه ها و انتظاراتی است که بچه ها از زندگی شان دارند.

تلخابی گفت: باید دانش آموزان را از اسارت آزمون ها و معیارهای هنجاری که آدم ها را با هم مقایسه می کند، رها کنیم.

وی یادآور شد: اگر این اتفاق در این سه ضلع مثلث والدین، دانش آموزان و معلمان بیفتد، می توان گفت که معیارهایی از جنس آموزش شناختی در کشور می تواند محقق شود.

دکتر مهدی دوایی در خصوص ویژگی آموزش و پرورش شناختی افزود: در اصل در آموزش و پرورش شناختی معلم ها، دانش آموزان و والدین به رشد عقلانی، رشد فکر، تفکر و عقل ورزی اولویت می دهند و اولویت دادن به نگرش نسبت به دانش، توجه به رابطه زبان و تفکر، توجه به باورها ( یکی از چیزهایی که بر باورها اثر می گذارد کلمه و زبان است ) تقویت واژه های مثبت اعم از انصاف ، ایثارگری، و گذشت صورت می گیرد.

دکتر محسن میرمحمدصادقی نیز در این خصوص گفت: در رویکرد شناختی دو مسئله یکی نگرش همه جانبه و دیگری نگرش طیفی مهم است، وقتی بحث آموزش و پرورش در خصوص بچه ها مطرح می شود، گفته می شود به توانایی های مختلفشان نگاه شود و همه جانبه باشد و بعد هم توانایی ها همه در یک طیف دیده شود، پس قبول و رد و درست و غلط را باید کنار بگذاریم و ببینیم در این طیف چگونه حرکت می کنند.

ادامه دارد…

منبع: خبر گزاری جمهوری اسلامی

گردآوری‌شده توسط پایگاه دانستنی آنلاین

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟

میانگین امتیازات: 0 / 5. تعداد امتیازات: 0

به این خبر امتیاز دهید

لینک کوتاه : https://danestanyonline.ir/?p=17888

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.