روان شناسی

روان شناسی شهری در مدیریت شهری ایران چه جایگاهی دارد؟

موضوع بحث، روان شناسی شهری است. این موضوع در چند دهه اخیر توجه محققان شهری را به خود معطوف کرده است اما در ایران هنوز توجه جدی به آن نشده و جز چند مقاله و کتاب، هنوز بحث جدی در این زمینه وجود ندارد، بنابراین این گزارش با هدف افزایش آگاهی در حوزه تخصصی «روان شناسی شهری»، در قالب یک چارچوب کاربردی و مناسب، جهت یاری رساندن به فعالیت روان شناسان و مشارکت مؤثر آنان در مسائلی که با زندگی شهری مرتبط هستند و همچنین برای سیاست گذاران کشور که تصمیم گیری هایشان بر مناطق شهری مؤثر واقع می شود، تهیه و تدوین شده است.

در قرن حاضر هرچه پیش می رویم میزان شهرنشینی در جهان بیشتر می شود، به طوری که امروزه نزدیک به ۷۵درصد جمعیت کره زمین در شهرها زندگی کرده و ۲۵درصد باقیمانده نیز تحت تأثیر سبک های شهری قرار دارند. هرچه شهرنشینی گسترش پیدا می کند، تجربه شهری و زندگی در شهر پیچیده تر و مهم تر شده و بیش از گذشته به مثابه مسئله انسان تبدیل می شود. به همین دلیل روز به روز مطالعات شهری بیشتر شده و رشته های بیشتری وارد این حوزه می شوند.

برای مثال تا قبل از سال ۱۹۷۰ ابعاد روانی زندگی شهری را جامعه شناسان، مورخان، مردم شناسان و انسان شناسان نشان داده بودند، ولی هدف آنها مطالعه جنبه های روانی شهر نبود. رشته روان شناسی شهری که در سال های دهه ۱۹۷۰ با مطالعات استانلی میلگرام از روان شناسی اجتماعی سر برآورد، بهترین و مناسب ترین رویکرد برای فعالیت در زمینه شناسایی، بررسی و حل مشکلات روان شناختی-اجتماعی شهر است. روان شناسی شهری عبارت است از مطالعه تأثیر زندگی شهری روی نگرش ها، ارزش ها، رفتار، شخصیت، باورهای فرد و روابط بین افراد ساکن در شهرها. روان شناسی شهری روی موضوعات بدیع شهر فعالیت می کند و اهدافش عبارت است از:

 ۱- ایجاد زمینه برای درک بهتر جوامع بشری و رفع معضلاتی که با آن در ارتباط هستند.

 ۲- حمایت و پیگیری بهبود پاره ای از مسائل شهری که رشد، توسعه و رفاه فردی و اجتماعی را به همراه دارند.

 ۳- پشتیبانی از پژوهش، آموزش و رویکردهایی که به فعالیت های مدنی مربوط می شوند. از منظر دیگر تبدیل شهرها به مکانی زیست پذیر، انسانی و شهری که ساکنان آن احساس تعلق و هویت کنند. ایجاد عدالت جنسیتی و امنیت فضای شهری برای فراهم ساختن مشارکت زنان در جامعه شهری و توجه به نیازهای کودکان و سالمندان و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی افراد ساکن در شهرها.

 

بنابراین مدیریت شهری را نمی توان صرفاً براساس آمارهای اقتصادی یا با توجه به ترمیم معماری و میزان سرمایه گذاری ها در املاک سنجید. مثلاً این موضوع بسیار جای بحث دارد که مجموعه ای از ساخت و سازهای جدید همیشه به عنوان موفقیت تعبیر می شوند. چنان که احداث پل ها و تونل ها را مانند شاهکارها و موفقیت های عظیم شهری قلمداد می کنند.

ساخت و سازهای شهری گاه زمینه ویرانی شهر را فراهم می سازند اگر به بعد انسانی شهر کم توجهی کنیم، بویژه زمانی که فشار ترقی ساخت و ساز به سرعت منجر به تغییر بافت های تاریخی و تبدیل آن به جنگلی از ساختمان های اداری، مغازه های تجاری و. . . شود.

در ایران این بعد انسانی هنوز در مدیریت شهری کم اهمیت است. در دوره های مختلف مدیریتی در ایران، «نگاه انسانی» به شهر و مقولات شهری نشده است. اگرچه مدیریت کشور تغییرات اساسی پیدا کرده ولی متأسفانه این نگاه، نگاه انسانی نبوده است. شهرهای ما عموماً در چارچوب «گفتمان مهندسی» اداره می شوند.

در این گفتمان مهندسی، مدیران شهری در ایران تصور می کنند تنها با  «کنترل مؤلفه های کمی و مادی» شهر مانند ترافیک، زیرساخت ها، سرانه فضای سبز و ساخت و ساز می توان به شهر مطلوب دست یافت، اما به تدریج آسیب های پرداخت صرف به جنبه های فیزیکی یا عملکردی شهر آشکار شده است. شهرهای امروز فاقد هویت، زیبایی و معنا بوده و شهروندان نیز تعلق به مکان و وابستگی به شهر را به تدریج کمتر و کمتر احساس می کنند. ما در حالی توجه خود را در مدیریت شهری به جنبه های مادی و فیزیکی شهر محدود کرده ایم که بررسی های علمی نشان می دهد پیشرفت، محصول توجه به سرمایه های انسانی در شهر است و نه سرمایه های فیزیکی.

گزارش توسعه منابع انسانی سال ۱۹۹۶ سازمان  ملل نشان می دهد در جوامع پیشرفته یا توسعه یافته کنونی سهم سرمایه های تولیدی تنها ۱۶درصد، سرمایه طبیعی ۲۰ درصد و سرمایه های انسانی بالغ بر ۶۴ درصد کل ثروت آنهاست. در برخی کشورهای توسعه یافته سهم سرمایه انسانی به ۸۰ درصد نیز رسیده است. بحران جوامع کمتر توسعه یافته ای مثل ایران این است که عمده سهم ما از ثروت ملی به منابع طبیعی و مادی اختصاص دارد. دلیل این امر نبود منابع انسانی یا کمبود آن نیست، بلکه کم توجهی به آن است.

اگر قرار بود فرمولی برای رهایی از وضعیت توسعه نیافتگی پیشنهاد کنیم، می گفتیم سرمایه های انسانی را مرکز اصلی تمام برنامه ریزی ها قرار دهید. از این رو ضرورت دارد که «بُعد انسانی شهر» را با دقت بیشتری بررسی کنیم. جامعه خود افرادند. افراد در بیشتر مواقع احساس مسئولیتی نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کنند در خود نمی بینند و با بروز مشکلات به جای نگاه به درون خود، جامعه را به بد بودن و عامل مشکلات متهم می کنند. بی تفاوتی نسبت به مشکلات دیگران یکی از عوامل به وجود آمدن مشکلات در جوامع است.

در برخی جوامع از جمله در جامعه خودمان، با دیدن مشکلاتی از قبیل اعتیاد، بیکاری، فقر، خشونت و طلاق، مردم خود افراد را مقصر دانسته و با فاصله گرفتن از آنها سعی می کنند خود را بری از این مشکلات نشان دهند. نهایت توجه گاهی گفتن «بیچاره که این بلا سرش آمد» است که با آن وجدان خود را آسوده می کنند که حداقل حسی از ترحم نسبت به فرد قربانی داشته اند و دلسوزی کرده اند.

درحالی که ما به دلسوزی نیاز نداریم، بلکه به «احساس مسئولیت» نیاز داریم. این حس مسئولیت «امر ژنتیکی» نیست که بدون زحمت منتقل شود. بدون احساس مسئولیت هر کس می خواهد گلیم خود را از آب بیرون بکشد، درحالی که نمی داند در واقع دارد گلیم خود را به آب می اندازد و دیر یا زود مشکلات گریبان خودش را نیز خواهند گرفت. در پایان باید گفت: برای داشتن یک شهر سالم، باید شهروندانی سالم داشت و از لازمه های سالم بودن شهروندان، سلامت روان آنهاست.

 

منبع: فرصت امروز

گردآوری‌شده توسط پایگاه دانستنی آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close